ه :
اظهار داشت : اى پدر، من به ياد روز قيامت افتادم كه مردم چگونه در پيشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ايستاد و فرياد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بيت عليهم السلام .
34 قالَتْ عليها السلام : إ ذا حُشِرْتُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، اءشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ.
ترجمه :
فرمود: هنگامى كه در روز قيامت برانگيخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، را شفاعت مى نمايم .
35 قالَتْ عليها السلام : فَاءكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإ نَّها ساعَةٌ يَحْتاجُ الْمَيِّتُ فيها إ لى اءُنْسِ الاْ حْياءِ.
ترجمه :
ضمن وصيّتى به امام علىّ عليه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برايم قرآن را بسيار تلاوت نما، و برايم دعا كن ، چون كه ميّت در چنان موقعيّتى بيش از هر چيز نيازمند به اُنس با زندگان مى باشد.
36 قالَتْ عليها السلام : يا اءبَا الحَسَن ، إ نّى لا سْتَحى مِنْ إ لهى اءنْ اءكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَيْهِ.
ترجمه :
خطاب به همسرش اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چيزى را در خواست نمايم و تو توان تهيه آنرا نداشته باشى .
37 قالَتْ عليها السلام : خابَتْ اءُمَّةٌ قَتَلَتْ إ بْنَ بِنْتِ نَبِيِّها.
ترجمه :
فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پيامبر خود را به قتل رسانند.
38 قالَتْ عليها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزيها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ايجابا لِلْعِّفَةِ.
ترجمه :
فرمود: خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى ها و جنايت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرين قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.
39 للّه ] الشِّرْكَ إ خْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطيعُوا اللّه فيما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما يَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.
ترجمه :
و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبيّت او در دهند و به سعادت نائل آيند؛ پس آن طورى كه شايسته است بايد تقواى الهى داشته باشيد و كارى كنيد تا با اعتقاد به دين اسلام از دنيا برويد.
بنابر اين بايد اطاعت و پيروى كنيد از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده يا از آن نهى كرده است ، زيرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .
موجودى برتر از مريم

به اين مطلب در انجيل اشاره شده- هنگامى كه خصوصيات پيغمبر آخرالزمان (ص) را شرح مى دهد- مى فرمايد: «نسل اين پيغمبر از يك دختر خواهد بود كه از نظر فضيلت همسان مادرت- مريم- است و همچنانكه زكريا عهده دار كفالت مادرت- مريم- بود، پيغمبر آخرالزمان (ص) متعهد سرپرستى اين بانو خواهد بود»

[امالى، صدوق.] .

اين خود عامل بزرگى است كه امتياز فاطمه (س) را بر مريم مى رساند؛ و گذشته از اين عموم مزايايى كه مريم- مادر عيسى (ع)- بر ساير زنان جهانيان داشت، فاطمه (ع) هم حائز همان مزايا بلكه بالاتر از آن بود.

هنگامى كه مريم به وجود عيسى (ع) حامله شد، فرشتگان به او گفتند:

انَّ اللَّهَ يُبَشِرُكَ بِكَلَمة مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسى بْنَ مَرْيَمَ وَجيهاً فِى الدُّنْيا والْاخِرَةَ وَ مِنَ المُقَرَّبينَ» خدا به تو مژده مى دهد به اثرى كه از او در تو نهفته شده؛ نامش مسيح- عيسى بن مريم- است و در دنيا و آخرت آبرومند خواهد بود و از نزديكان به درگاه الهى محسوب مى شود)

[سوره آل عمران، آيه ى 45.]

در اينجا بزرگترين امتيازى كه خداوند براى فرزند مريم معرفى مى فرمايد، وجاهت دنيوى و اخروى و تقرب به خداوند است؛ اما هنگامى كه وجود مقدس فاطمه (س) به هر يك از امام حسن (ع) و امام حسين (ع) حامله شد، پيغمبرى كه گفتارش عين سخن خدا است، به او مژده مى داد: «ليهنئك ان ولدت اماماً يسود اهل الجنه و اكمل اللّه تعالى ذلك فى عقبه» (مبارك باد ترا. رهبر و پيشوايى به جهان عرضه داشتى كه مقام سيادت و سرورى بهشتيان و مقربين درگاه الهى را دارا است و اين مقام به فرزندان وى هم به ارث مى رسد).

بزرگترين امتيازى كه براى مريم و تقرب وى به درگاه الهى در قرآن ذكر شده، اين است كه «كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَريّا الْمحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً يا مَرْيَمُ اَنَّى لَكَ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدَ اللّهِ اِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِساب» هرگاه زكريا بر مريم در محراب عبادت وارد مى شد و غذايى را در نزد او مشاهده مى كرد، مى پرسيد: «اين غذا از كجاست؟» مريم در جواب مى گفت: «از نزد خدا براى من فرود آمده؛ خدا هر كه را بخواهد بى حساب و بدون عوامل طبيعى، روزى مى دهد»

[سوره ى آل عمران، آيه ى 37.]

اين جريان بيش از چندين مرتبه در زندگى فاطمه (س) اتفاق افتاد:

رسول اللّه (ص) وارد خانه ى زهرا (س) شد. حضرتش در حال عبادت روى سجاده ى خود نشسته بود، پيغمبر (ص) مشاهده فرمود پشت سر فاطمه (س)، ظرف غذاى گرمى است كه از ميان آن بخار متصاعد است.

على (ع) كه همراه پيغمبر (ص) داخل منزل شده بود و از امور داخلى منزل اطلاع داشت و مى دانست وجود غذايى در منزل سابقه نداشته، پرسيد: «اين غذا از كجاست؟»

دختر پيغمبر (ص) فرمود: «هو من فضل اللّه و رزقه ان اللّه يرزق من يشاء بغير حساب» (اين غذا از عنايت و روزى خدا است؛ او هر كه را بخواهد، بى حساب و بدون اسباب ظاهرى، روزى مى بخشد).

خداوند با اين پيامى كه به صورت وحى بر پيغمبر (ص) نازل كرد، به خديجه ابلاغ داشت كه اين موجود در بن رحم تو، يك بشر عادى نيست كه بتواند بشرى ديگر بعنوان مادر درباره ى سرنوشت آينده ى او تصميم بگيرد؛ اين يك نور تابناك آسمانى است كه بنا شده در قالب انسانى، قدم به عرصه ى جهان بگذارد؛ منتها چون

صدفى پاكتر از رحم مطهر تو- بانوى گرانقدر- براى اين گوهر در جهان بشريت وجود نداشت، رشد و تكامل جسميش را در ظرف وجود مقدس تو قرار داديم و در نژاد بشر تنها تو- زن پاكدامن- بدين افتخار مفتخر گشتى.


    تا ظن نبرى كه ما ز آدم بوديم تا ظن نبرى كه ما ز آدم بوديم

    روزى كه نبود آدم آن دم بوديم روزى كه نبود آدم آن دم بوديم

 


    بى زحمت عين و شين و قاف و گل و دل بى زحمت عين و شين و قاف و گل و دل

    معشوقه و ما و عشق همدم بوديم معشوقه و ما و عشق همدم بوديم

 

بعد از اين جريان، ديگر جنين داخل رحم از نظر خديجه تنها عنوان يك فرزند را نداشت كه مادرى فقط درباره ى خاطرات آينده ى او از نظر تربيت و زندگى فكر كند؛ بلكه اين عنصر، ملكوتى است كه مغز خديجه قدرت ندارد صحنه اى را در مورد زيست آتيه ى او در خود منعكس كند.

روزها و شبها سپرى مى شد و خديجه در اين