 انتظار بسر مى برد كه لذتش دو برابر گردد: علاوه بر اينكه از گفتگو با اين مونس آسمانى لذت مى برد، از ديدار جمال زيبايش هم بهرمند شود.

 40 ءمّاوَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اءهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبيّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى يَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِالسَّلام .
ترجمه :
فرمود: به خدا سوگند، اگر حقّ يعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بيت پيامبر صلوات اللّه عليهم پيروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با يكديگر درباره خدا و دين اختلاف نمى كردند.
و مقام خلافت و امامت توسط افراد شايسته يكى پس از ديگرى منتقل مى گرديد و در نهايت تحويل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّريف ، و صلوات اللّه عليهم اجمعين مى گرديد كه او نهمين فرزند از حسين عليه السلام مى باشد.
مبع تمامی این احادیث کتاب چهل داستان و چهل حديث از حضرت فاطمه زهرا عليها السلام نشته عبداللّه صالحى مازندرانی می باشد که از سایت فرهنگی غدیر گرفته شده است .

 ::  با تشکر  ::
.::.  مدیریت کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش  .::.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:623.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:624.txt">نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان</a><a class="text" href="w:text:625.txt">على (ع) رهبر و پیشوا </a><a class="text" href="w:text:626.txt">على (ع) بهترین داور</a><a class="text" href="w:text:627.txt">داناترین و نخستین مسلمان</a><a class="text" href="w:text:628.txt">كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر</a><a class="text" href="w:text:629.txt">على و شیعیان</a><a class="text" href="w:text:630.txt">شیعه على در قیامت</a><a class="text" href="w:text:631.txt">پیامبر در جمع اهل بیت </a><a class="text" href="w:text:632.txt">نتیجه صلوات بر زهراء(س)</a><a class="text" href="w:text:633.txt">حجاب فاطمه</a><a class="text" href="w:text:634.txt">نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء</a><a class="text" href="w:text:635.txt">پیامبر ، پدر فرزندان زهرا</a><a class="text" href="w:text:636.txt">خوشبخت واقعى</a><a class="text" href="w:text:637.txt">بخشى از خطبه زهرا (س)</a><a class="text" href="w:text:638.txt">موقعیت اهل بیت در نزد خدا </a><a class="text" href="w:text:639.txt">دستورالعملى جامع</a><a class="text" href="w:text:640.txt">زیان بخل</a><a class="text" href="w:text:641.txt">نتیجه سخاوت</a><a class="text" href="w:text:642.txt">سحر خیزى</a><a class="text" href="w:text:643.txt">زمان استحابت دعا</a></body></html>نام کتاب : گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)

نویسنده : سایت تبیان

منبع : سایت فرهنگی تبیان www.tebyan1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)2 ـ على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اكرم (ص) فرمود:

هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )3ـ على (ع) بهترین داور

گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )4ـ داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)6 ـ على و شیعیان

پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)نورى بر ديوار كعبه

خديجه براى اين لحظه، دقيقه شمارى مى كرد تا اينكه همراه با وزش نسيم صبحگاهى روز بيستم ماه جمادى الثانى، مژده اى قلب و دل خديجه را هشدار داد. اين بشارت درد مخاضى بود كه در خود احساس نمود ولى در عين نشاط و سرور، از تنهايى در اين موقعيت حساس نگران بود.

زنان قريش از او كناره گرفته اند؛ در اين مرز و بوم، دوست و همدمى ندارد كه در اين هنگامه ى خطير، او را كمك كند؛ از درد مخاض به خود مى پيچيد و همراه با ريزش اشك شوق، بر تنهايى و غربتش گريه مى كرد؛ انگشتان سفيد را در بن گيسوان مشكينى كه اطراف صورتش را فراگرفته بود، فرومى برد؛ سر ميان دو زانو گرفته و با گزيدن لب و فشردن مژگان به هم، گويا مى خواست دردش را تسكين بخشد.

در اين حال زمزمه هايى همراه با صداى بالهاى كبوتران در حال پرواز، به گوش خديجه رسيد، سر را بلند كرد؛ ديد چهار زن نورانى و مجلل و زيبا- در حاليكه تبسم مهرانگيزى بر لب دارند- اطرافش را گرفته اند. در شگفت شد:

چه كسى به زنان بزرگان قريش و رؤساى قبايل خبر داده كه آنها آمده اند؟ اما پس از نگاههاى دقيقى كه به صورت يكايك دوخت، متوجه شد كه تاكنون اين زنان را نديده است و وضع قيافه و لباسهاى آنها در هيچ زمانى به چشمش نخورده است؛ زيور و زينتى كه سراپاى اينان را فراگرفته، گويا در تمام جهان وجود ندارد و بى شباهت به زينت آلات افسانه اى كاخهاى باستانى امپراتوران روم و ايران نيست. با صداى ضعيفى- كه از ميان دو لب لرزانش بيرون مى آمد- پرسيد: «شما كيستيد؟»

يكى از آنان كه بعداً خود را به نام ساره همسر ابراهيم خليل الرحمن (ع) معرفى كرد، با نواى توأم با نوازش اظهار كرد: «لاتحزنى يا خديجه فانا رسل ربك» (اى خديجه! غمگين مباش. ما را خداوند براى خدمتگزارى تو فروفرستاده است). من ساره ام. اين خانم، آسيه- دختر مزاحم و همسر فرعون- است و اين بانوى ديگر، مريم- مادر مسيح (ع)- است و اين ديگرى كلثوم- خواهر موسى (ع)- است. همه ى ما خواهران شما هستيم و در بهشت همنشين تو خواهيم بود.

بعد از اين، ديگر خديجه نه تنها نگرانى تنهايى را احساس نمى كرد بلكه شايد عوارض زائيدن را هم در خود احساس نمى نمود.

در اين گيرودار- كه متوجه عظمت خود بود زيرا كه بزرگترين زنان جهان، هم اكنون افتخار خدمتگزارى وى را دارند- ناگهان نور تابناكى تمام فضاى اطاق را فراگرفت و از روزنه ها و دريچه ها به خارج پرتو افكند، از وسط نور نغماتى ملكوتى بلند بود: «اشهد ان لااله الااللّه؛ و ان ابى سيدالانبياء، و ان بعلى سيد الاوصياء؛ و ولدى سادة الاسباط» (گواهى مى دهم خدايى بجز خداى يكتا وجود ندارد؛ پدرم آقاى پيامبران است؛ شوهرم سرور اوصياء است؛ فرزندانم برترين سبطهاى پيامبرانند).

مردم مكه كه تازه چشم از خواب گشوده بودند، مشاهده كردند همراه با نوار زربفت آفتاب، نور تابنده اى در و ديوار منزلشان را روشن كرده است؛ اين نور از افق خانه ى خديجه پرتوافكن بود.

خديجه ابتدائاً چيزى جز نور مشاهده نمى كرد، زيرا شدت روشنى، چشمانش را خيره نموده بود. پس از لحظه اى- كه چشمانش به اين روشنايى آشنا شد- مشاهده كرد نوزاد زيبايى- در حاليكه به پارچه ى سفيد و معطرى پيچيده شده- در ميان 