ن خديجه ديگر نمى توانست صورت زهرا (س) را ببيند؛ دختر هم طاقت نداشت شاهد جان كندن مادر باشد؛ به همين جهت زنانى كه آنجا بودند، فاطمه (س) را از اطاق بيرون بردند تا پيغمبر (ص) در دقايق آخر عمر، با خديجه تنها بماند.

اصحاب در اطاق بزرگ مجاور نشسته بودند؛ سرها را به زير افكنده و سكوت بر آنها مستولى بود. على (ع)- كه بيش از همه نگران بود- سكوت را شكست و فرمود: «تازه سه روز است كه از فاجعه ى اول مى گذرد؛ هنوز از جراحات مرگ پدرم كه بر قلب پيامبر وارد آمده، خون مى بارد و التيام نيافته؛ اينك ام المؤمنين (خديجه). اين زن پاكدل و باايمان براى پيغمبر (ص) فرشته ى رحمت بود؛ اولين كسى بود كه قبل از نزول وحى، رسالت را در پيشانى رسول خدا (ص) ديد».

اينها را گفت و اشك از ديدگانش جارى شد. جمعيت، مضطرب و ناراحت بودند كه ناگاه ميسره از اطاق خديجه بيرون آمد، در حاليكه آب آتش زده از چشمش روان بود. على (ع) از جاى خود پريد و به اطاق خديجه رفت. تمام جمعيت، اطراف ميسره را گرفتند؛ هر كدام سؤالى مى كردند. طولى نكشيد كه اميرالمؤمنين (ع) از اطاق خارج شد و گفت: «آخرين لحظات حيات و زندگى خديجه سپرى مى شود».

آرى؛ خديجه، آخرين لحضات زندگيش را طى مى كرد و خاطرات گذشته را به ياد مى آورد: آن هنگام كه زن جوانى بود و خوابى را كه در آن موقع ديد؛ گفتگوى ورقه با خود؛ روزى كه در ميان خانه ى خدا با دختران عرب نشسته بود و مرد يهودى از جلوى آنها عبور كرد و آنچه كه به وى گفت؛ روزى را كه پيغمبر (ص) با اعمامش- سر راه شام- وارد خانه ى او شدند؛ حركت پيغمبر (ص) از شام.

جميع مراحل زندگى، مانند پرده اى از نظر خديجه مى گذشت. او با خود مى انديشيد: چگونه اين محبوبى را كه در راه وصل او، اين همه مرارت و رنج كشيده ام و بوسيله ى او، سعادت و كاميابى هميشگى را براى خود تأمين نموده ام، در ميان درياى دشمن بگذارم و بروم؟

در اين هنگام، ناگهان دنيايى از نور در مقابل خود ديد كه نام محمد رسول اللّه (ص) بر آن نقش بسته است؛ احساس كرد روحش از قالب بدنش خارج شده و مى خواهد به آسمان پرواز كند. بى اختيار، با صدايى قوى، اين كلمات را بر زبانش جارى ساخت: «اشهد ان لا اله الا اللّه، و اشهد ان محمداً رسول اللّه». چشمش به آهستگى روى هم نشست.

صداى گره خورده اما پرقوت پيغمبر بلند شد: «اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَيْهِ راجِعُوْنَ». 17  - زیان بخل

پیامبراكرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا كه آن درختـى است در آتـش دوزخ كه شاخه هایـش در دنیاست و هـر كه به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266)18  ـ نتیجه سخاوت

پیامبراكـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا كـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است كه شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى كشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266)19 ـ سحر خیزى

رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تكان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا كه خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى كند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )20  ـ زمان استحابت دعا

رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است كه نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیك گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:645.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:646.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:647.txt">فصل اول : سوره هايى كه مى تواند درباره ى حضرت فاطمه ى زهرا (عليها السلام ) باشد</a><a class="text" href="w:text:648.txt">فصل دوم : آيات الفضايل درباره ى حضرت ام الفضائل (عليها السلام )</a><a class="text" href="w:text:649.txt">فصل سوم : آياتى كه در شاءن اهل بيت (عليهم السلام ) است و حضرت فاطمه ى زهرا (عليها السلام ) از برترين مصاديق آنهاست .</a><a class="text" href="w:text:650.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : یکصد و سی و پنج نور فاطمه (عليها السلام ) در قرآن

نویسنده : على اكبر صاحبى فرد

منبع : سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن مقدمه
بسم الله الرحمن الرحيم
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ): انما فاطمة بضعة منى يؤ ذينى ما اذاها(1)
الحمد لله الذى هدانا لهذا وما كنا لنهتدى لو لا ان هدانا الله وصلى الله على جميع الانبياء والمرسلين سيما على افضهم وخاتمهم وعلى اوصيائه وآله سيما على بنته وبضعته التى هى منه كما قال (صلى الله عليه و آله و سلم ).
بعد از طبع و نشر كتاب مبارك ((110 على (عليه السلام ) در قرآن )) و تشرف به مدينه منوره در فاطميه اول ، در آستانه فاطمه دوم در تابستان 1383 در فكر كار تحقيقى جديدى بودم كه يك باره الهامى الهى ذهنم را به خود مشغول كرد و راه پربركت و نورانى بررسى و جمع آورى آيات مربوط به حضرت صديقه كبرى فاطمه زهرا سلام اله عليها به رويم باز شده . ارائه ى راه و مطالب و انتخابش را به خود حضرات معصومين (عليهم السلام ) واگذار كرده و آنان كريمانه در ظرف دل و سپس بر قلم ، آنچه را از معارف نورانى قرآنى كه اراده فرمودند، جلوه نمودند وگرنه ما كجا و سخن گفتن از كوثر رسول صلى الله عليهما و آلهما، آن عصمة الله الكبرى كه ما از شناختن آن بضعه ى رسول و حوراءالانسيه عاجزيم ، چه رسد كه بخواهيم او را معرفى كنيم و اين خداى عزوجل است كه با زبان وحى و با تفسير رسول و اهل بيت (عليهم السلام ) او را معرفى مى كند.
در اين مجموعه سعى شده تا از منظر قرآن ، نظاره گر جلوهاى بزرگ محور امامت و ولايت باشيم و به امواج زيباى درياى بى كران ((مرج البحرين يلتقيان )) بنشينم . اميد آن كه مورد پذيرش فرزند دلبندش حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا و ارواح من سواه بفداه قرار گيرد و قدمى در گسترش ‍ فرهنگ قرآنى و زهرايى و به تعبير امام راحل عزيز، اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله باشد. و ان شاء الله ذخيره براى ((يوم لا ينفع مال ولابنون ))(2) باشد و مصداق كسانى نباشيم كه در قيامت مى گويند (يا ليتنى اتخذت مع الرسول سبيلا)(3)
به يقين خوانندگان گرامى به لطف حضرت حق با نكات بديع و زيبايى از قرآن كريم درباره ى اين شخصيت بى بديل خلقت آشنا خواهند شد. ان شاء الله
گرچه در اين مجموعه در صدد جمع آورى و تحقيق درباره ى آنچه درباره ى حضرت زهرا سلام الله عليها در منابع قرآنى شيعه و سنى آمده است ، مى باشم وى روشن است كه تمام آنچه درباره ى بى بى دو عالم آمده مجموعه اى بس عظيم خواهد بود و اين حقير قصد ارائه ى يك مجموعه ى موجز را دارم و لذا در هر بخشى به نمونه هايى اشاره كرده تا قابل استفاده براى همگان و راهى فراروى پژوهشگران براى تحقيق و بررسى بيشتر باشد.
اين كتاب داراى يك مقدمه و سه فصل است . در فصل اول سوره هايى را كه مى توان درباره ى حضرت فاطمه زهرا (عليه السلام ) دانست مورد بررسى قرر گرفته و