 در فصل دوم ، آياتى مورد توجه قرار مى گيرد كه به روشنى بر فضيلت آن حضرت دلالت دارد يا در رواياتى كه در ذيل آن آيات رسيده نام مبارك آن گواهى تابناك مورد تصريح واقع شده و در فصل سوم ، آياتى بررسى مى شود كه آن حضرت (عليها السلام ) از برترين مصاديق آنهاست .
در ضمن همراه با ذكر آيات ، گاهى نكات كه از آيات به ذهن مى رسيده و در اثبات مطلب كمك كرده آمده است . همچنين از رواياتى كه جنبه تفسيرى براى آيات داشته و نقشى در فهم بيشتر آنان داشته استفاده شده است .
روشن است كه اين نوشتار خالى از نقس نيست . بى ترديد نقطه نظرات اصلاحى علماء و فضلاء و قرآن پژوهان و ارادتمندان به ساحت اهل بيت (عليهم السلام ) در كم شدن معايب موثر خواهد بود و موجب مزيد امتنان است .

الحمدلله اولا و آخرا
جمادى الثانى 1425
مرداد ماه 1383
على اكبر صاحبى فرد فصل اول : سوره هايى كه مى تواند درباره ى حضرت فاطمه ى زهرا (عليها السلام ) باشد
11 - 1 - آيات سوره ضحى
بسم الله الرحمن الرحيم
والضحىَ واليل اذا سجىَ ما ودعك ربك وما قلىَ وللاءخرة خير لك من الاءولىَ و لسوف يعطيك ربك فترضىَ اءلم يجدك يتيما فئاوىَ ووجدك ظالا فهدىَ ووجدك عائلا فاءغنىَ فاءما اليتيم فلا تقهرَ واما اسائل فلا تنهرَ واما بنعمة ربك فحدثَ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوگند به چاشتگاه (روز) # و به شب گاهى كه تيرگى افكند # فرو نگذاشت تو را پروردگارت و نه خشمگين شد # و همانا انجام بهتر است تو را از آغاز # و هر آينه به زودى مى دهد تو را پروردگارت تا خشنود شوى # آيا نيافت تو را يتيمى پس جاى داد # و يافت تو را راه گم كرده اى پس ‍ رهبرى كرد # و يافت گرانبارى (عيالمند) پس بى نياز كرد # اما يتيم را پس ‍ خشم نياور # و اما بينوا پس نران (نهيب نزن ) # و اما به نعمت پروردگار خويش پس زبان گشاى .
19 - 12 - آيات سوره انشراح
بسم الله الرحمن الرحيم
اءلم نشرح لك صدركَ ووضعنا عنك وزركَ الذى اءنقض ظهركَ ورفعنا لك ذكركَ فان مع العسر يسراَ ان مع العسر يسراَ فاذا فرغت فانصبَ والى ربك فارغبَ
به نام خداوند بخشنده مهربان
آيا فراخ نگردانيديم برايت سينه ات را # و نهاديم از تو يارت را # آن را كه بشكست پشت تو را # و بلند ساختيم برايت نامت (سخنت ) را # پس ‍ همانا با سختى گشايشى است # همانا با سختى گشايشى است # پس ‍ هرگاه كه فراغت يافتى به عبادت بكوش # و به سوى پروردگار خويش ‍ بگراى .
نزول آيه ((و لسوف يعطيك )) براى حضرت زهرا (عليها السلام ):
در تفسير الدرالمنثور جلال الدين سيوطى از جابربن عبدالله روايت مى كند و همچنين در تفسير كشف الاسرار آمده است كه : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر فاطمه (عليها السلام ) وارد شد در حالى كه بر سر آن حضرت چادرى از پشم شتر بود و (او) با دست خويش (گندم يا جو) آسياب مى كرد و فرزندش را شير مى داد. چون رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را به اين حال ديد گريست و فرمود: دخترم عجله كن (به تحمل ) تلخى هاى دنيا به شيرينى آخرت . پس خداوند اين آيه را نازل كرد ((ولسوف يعطيك ربك فترضى )) به زودى خداوند به تو عطا كند تا تو را خشنود سازد.(4)
علامه طباطبايى (رحمة الله عليه ) بعد از نقل روايت فوق مى نويسد:
((احتمال دارد كه آيات سوره ابتدا نازل شده است و بعدا اين آيه تنها نازل شده باشد و به آن آيات ملحق شده باشد و احتمال دارد كه اين آيه دو مرتبه به صورت يك آيه تنها نازل شده باشد.))(5)
سوره ى ضحى و حضرت زهرا (عليها السلام ):
به نظر مى رسد اگر مجموعه ى سوره نيز يك بار نازل شده باشد اشاره به فضيلتى بس عظيم درباره ى حضرت زهرا (عليها السلام ) داشته باشد و مجموعه ى آيات قبل و بعد و حتى آيات سوره ى انشراح كه بعد از سوره ى ضحى است ، مى تواند در اين راستا باشد؛ زيرا آنچه از خود آيات سوره و از تفسير و تاريخ به دست مى آيد اين است كه مدتى وحى قطع شده بود و پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در انتظار نزول فرشته الهى بود و اين موضوع دستاويزى براى مشركين براى طعن به آن حضرت شد و چه بسا در ميان مسلمانان نيز كسانى بودند كه سخنان مشركين را تكرار مى كردند.
علل قطع وحى :
مفسرين علت هاى مختلفى را براى تاءخير وحى و نزول سوره ى ضحى ذكر كرده اند. شايد جامع ترين سخن ، كلام مرحوم امين الاسلام طبرسى (رحمه الله ) باشد كه مى گويد:
((ابن عباس گفت : رسال وحى از آن حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) پانزده روز قطع شد مشركان گفتند كه خداى محمد او را رها و طرد كرده است . اگر (او پيامبر خدا بود و) امرش از خداى متعال بود پشت سر هم بر او وحى نازل مى شد. آنگاه اين سوره نازل شد.
و گفته شد كه مدت زمان حبس وحى 12 روز بود و مقاتل آمده كه مدت زمان حبس وحى 40 روز بود و مسلمانان گفتند: اى رسول خدا! چرا وحى بر شما نازل نمى شود؟ حضرت فرمود: چگونه وحى نازل شود در حالى كه دست هايتان را نظيف نمى كنيد و ناخن هاى خود را نمى گيريد؟!...
و گفته شده است كه چون يهود از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره ى ذى القرنين و اصحاب كهف و روح پرسش كردند فرمود: به شما فردا خبر مى دهم (و پاسخ سوال هاى شما را فردا مى دهم ) ولى ان شاءالله نفرمود. سپس وحى براى مدتى قطع شد آن گاه دشمنان فرصت را براى سرزنش (پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )) غنيمت شمردند و گفته شده كه حضرت سنگى در دست داشت آن را پرتاب كرد و از آنچه به او مى رسد شكوه كرد. پس دو يا سه شب وحى بر او نشد. پس ام جميل زن ابى لهب گفت : اى محمد شيطانت تو را ترك كرده و دو يا سه شب است كه تو را به خود نزديك نمى كند پس سوره نازل شد.(6)
نكته :
آنچه از مجموعه ى مطالب شاءن نزول سوره استفاده مى شود اين است كه قطع وحى به هر علتى باشد، بسيار بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سنگين بود و دل حضرت به خاطر نيامدن جبرييل (عليه السلام ) و تزلزل مسلمانان و سرزنش دشمنان ، گرفته بود و خداوند براى تسلاى دل آن حضرت ضمن طرد سخنان بى جاى مشركان و دشمنان ، به آن حضرت وعده مى دهد كه به زودى به او چيزى را عطا خواهد فرمود كه نه تنها ناراحتى ها و نگرانى هايش مرتفع خواهد شد، بلكه رضايت آن حضرت را جذب خواهد كرد و براى آرام بخشى بيشتر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نعمت هايى را كه به او از دوران طفوليت تا دوران بعثت مرحمت فرموده ، در بقيه ى سوره و در سوره ى انشراح بر مى شمارد و در شمارش ‍ نعمت ها و وعده به اعطاى چيزى كه موجب رضايت اوست ، پنج دستور نيز به او مى دهد.
عطيه ى خداوند به رسولش كه موجب رضايت اوست چيست ؟
در قرآن جمعا 13 مورد كلمه ى عطا با مشتقات آن به كار رفته است كه 8 مورد آن درباره ى عطاى الهى است و از اين 8 مورد 3 مورد آن به صورت فعل آمده است يكى فعل مضارع كه در سوره ضحى است و دو فعل ماضى . يكى در سوره ى طه (7) و ديگرى در سوره ى كوثر.(8)
به نظر مى رسد فرق بين هبه و عطا زياد است . ابن منظور در لسان العرب مى نويسد: ((العطاء للرجل السمع ))(9)، ((عطا بخششى است براى مردم كريم و دست و دلباز)).
مى توان گفت : عطا، بخششى است از فرد كريم و تا آن جايى كه طرف مقابل قابليت گرفتن