 دارد فرد كريم به او عطا مى كند. شاهد اين مطلب آيه ى 50 سوره ى طه مى باشد كه از قول حضرت موسى (عليه السلام ) نقل مى كند كه گفت : قال ربنا الذى اءعطى كل شى ء خلقه ثم هدى ، ((پروردگار ما آنى است كه به هر چيزى خلقت شايسته خويش را عطا فرمود آن گاه آن را هدايت كرد.))
عطيه رضايت بخش ، فاطمه ى زهرا (عليها السلام ) است :
گرچه در آيه از عطاى رضايت بخش نامى برده نشده است ولى مضامين و شاءن نزول آيات و اضافه ى كلمه ى ((ربك )) دلالت دارد كه انتظار و چشمداشت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين بود كه سختى ها نتيجه دهد و رسالت او تا پايان خلقت انسان ها در قرون متمادى ادامه داشته باشد و در صحنه ى قيامت آن حضرت سرافراز باشد و نتيجه ى زحمات خويش ‍ را مشاهده كند و چيزى كه مى تواند جامع همه اين امور باشد، خير كثيرى است كه دين آن حضرت را در دنيا ابلاغ و حفظ كند و شفاعت كبرى در دست او باشد و در كنارش بالاترين بهره ى عواطف انسانى را از او ببرد. در روايات اين عطاى رضايت بخش به شفاعت تفسير شده است كه همان طور كه اين مطلب در مجمع و ساير تفاسير نظير برهان ، صافى ، الدرالمنثور، الميزان ، البيضاوى ، عدة الابرار و... در ذيل آيه آمده است .
ولى به نظر مى رسد اين اشاره به بخشى از آن عطاى بزرگ الهى است و چيزى كه قرة عين الرسول است و چشم او را روشن مى كند و دين رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آن وسيله و از طريق او ابلاغ و حفظ مى شود و در روز قيامت ، امت آن حضرت از بركت شفاعت او به بهشت مى رسند، پاره ى تن او، روشن بخش چشم او، ميوه دلش حضرت ام ابيها صديقه كبرى ، شفيعه روز محشر، همسر ولايت و مادر امامت فاطمه زهرا سلام الله عليها و على ابيها و امها و بعلها و بنيهاست .
در حقيقت خداوند به وعده اى كه حبيبش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) داد، عمل كرد. نه اين كه در آخرت به آن عمل خواهد كرد و امت با شفاعت او نجات خواهند يافت ؛ بلكه خداوند با دادن كوثر فاطمى سلام الله عليها به اين وعده عمل كرد و به آن حضرت نيز خبر داد كه ما به وعده ى خود عمل كرديم و كوثر را به تو داديم تو هم به شكرانه اش نماز شكر بگذار و شتر قربانى كن كه بدگوى تو ((ابتر)) است . عالم سنى شيخ ‌اسماعيل حقى بروسوى (آلوسى ) در تفسير روح المعانى درباره آيه ى شريفه ى ((ورفعنا لك ذكرك )) مى گويند: ((آن بدان جهت است كه خداوند نسلى به او داده است كه با گذشت زمان همچنان باقى هستند. بنگر چه قدر از اهل بيت كشته شدند باز جهان از آنان پر است .(10)
گذشته از اين كه سود شفاعت در صحنه محشر عمدتا متوجه امت است نه آن حضرت و در حقيقت اين امت هستند كه با چنين امتيازى راضى مى شوند.
دليل هاى ديگر:
بررسى نزول آيات سوره ى ضحى و سوره ى كوثر و زمان تولد حضرت صديقه ى كبرى - (سلام الله عليها) - و برخوردهاى پر معناى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) با نور چشمش و ميوه ى دلش ، خود نشان بر حقانيت اين سخن است . طبق ترتيب نزول سور، سوره ى ضحى قبل از سوره ى كوثر نازل شده است و خداوند در سوره ى ضحى مى فرمايد: ولسوف يعطيك ربك فترضى حتما به زودى پروردگارت به تو عطايى مى كند كه تو راضى شوى و در سوره ى كوثر كه بعد از نزول چند سوره ى ديگر بر حضرت نازل مى شود مى فرمايد: بسم الله الرحمن الرحيم انا اعطيناك الكوثر قابل توجه است كه در هر دو آيه ، سخن از عطاى الهى است يك جا مى گويد: بخششى به تو مى كنيم كه رضايت بخش ‍ تو باشد و در جاى ديگر مى فرمايد: ما به تو كوثر داديم پس نماز شكر بگذار و شتر قربانى كن ؛ زيرا عطا بزرگ است و يك الحمدلله گفتن يا سجده شكر به جا آوردن و انفاق اجمالى و حتى كشتن گوسفند كافى نيست .
در پايان به علت آن اشاره مى كند و مى فرمايد ((ان شانئك هوالابتر))؛ زيرا تو با اين كوثر در دنيا و آخرت مستدام هستى .
جايگاه نزول سوره هاى ضحى ، انشراح و كوثر:
مرحوم امين الاسلام طبرسى در كتاب تفسيرش با سند خويش از ابن عباس ‍ نقل مى كند كه گفت :
((اولين چيزى كه در مكه نازل شد ((اقرء باسم ربك )) بود، پس ‍ سوره ى ((ن والقلم ))، بعد ((المزمل ))، بعد از آن ا((لمدثر))، سپس ((تبت ))، بعد ((اذا الشمس كورت ))، آن گاه ((سبح اسم ربك الاعلى ))، بعد از آن ((والليل اذا يغشى ))، سپس ((والفجر)) بعد ((والضحى ))، بعد ((الم نشرح ))، سپس ((والعصر))، بعد از آن ((والعاديات )) آن گاه ((انا اعطيناك الكوثر))، سپس ((الهيكم التكاثر)) و... بود... .))
همچنين وى از سعيدبن مسيب از على بن ابى طالب (عليه السلام ) روايت مى كند كه فرمود: ((از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از ثواب قرآن پرسيدم پس آن حضرت مرا به ترتيب نزول سوره هايى كه از آسمان نازل شده بود خبر داد پس اولين سوره نازل شده به مكه فاتحه الكتاب است پس ‍ اقرء باسم ربك ، سپس ن .... آن گاه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((همه سوره هاى قرآن 114 سوره و مجموع آيات آن 6236 آيه و همه حروف قرآن 321250 حرف است . در آموزش قرآن به جز سعادتمندان گرايشى ندارد و به جز اولياى خداى رحمن ديگرى تعهد قرائت آن را ندارند.))(11)
همچنين دكتر محمد حسين على الصغير از قول زركشى ترتيب نزول سوره ها را اين گونه نقل مى كند:
((اولين چيزى كه از قرآن در مكه نازل شد: ((اقرء باسم ربك ))، بعد ((ن والقلم ))، سپس ((يا ايها المزمل ))، ((يا ايها المدثر))، ((تبت يدا ابى لهب ))، ((اذا الشمس كورت ))، ((سبح اسم ربك الاعلى ))، ((واليل اذا يغشى ))، ((والفجر))، ((والضحى ))، ((الم نشرح ))، ((والعصر))، ((والعاديات ))، ((انا اعطيناك الكوثر))، سپس ((الهاكم التكاثر))... .(12)
در قرآن هاى چاپ مصر و بيروت نيز كه در اوايل سوره ها ترتيب نزول دارد ترتيب نزول را به گونه ذيل ذكر مى كنند: علق ، قلم ، مزمل ، مدثر، فاتحه مسد، تكوير، اعلى ، ليل ، فجر، ضحى ، شرح ، عصر، عاديات ، كوثر، تكاثر.
آنچه از مجموع بررسى ها به طور قطع به دست مى آيد اين كه سوره ى كوثر بعد از ضحى نازل شده است و مى تواند وعده خداوند به رسولش به وسيله سوره ى كوثر تحقق يافته باشد.
يك اشكال :
ممكن است گفته شود: در ادبيات عرب آمده كه حرف ((سين )) چون بر سر فعل مضارع در آيد به معناى آينده ى نزديك خواهد بود و ((سوف )) براى آينده دور و چون در سوره ى ضحى سوف به كار رفته معلوم مى شود اين عطاى الهى به رسولش (صلى الله عليه و آله و سلم ) مربوط به قيامت است ؛ زيرا قيامت آينده ى دور است . پس به مناسبت كلمه ى سوف ، آن عطايى كه خداوند به رسولش عطا مى كند در روز قيامت است و همان طور كه در روايات آمده شفاعت امت در صحنه ى محشر همان عطاى الهى به رسولش است كه موجب خشنودى اوست .
پاسخ
گرچه مطلبى كه در بالا ذكر شد مطلب صحيحى است ولى نبايد فراموش ‍ كرد كه قرآن تابع ادبيات عرب نيست و بايد مطالب دقيق و صحيح را از قرآن فراگرفت و ادبيات عرب و ساير نقطه نظرات را بر قرآن عرضه داشت ، آن گونه كه در روايات هم آمده است كه سخنان منسوب به اهل بيت (عليهم السلام ) را به قرآن عرضه كنيم .
به طور حتم در قرآن موادى يافت مى شود كه ((سوف )) به كار رفته و مراد از آن آينده ى نزديك است شاهد اين سخن داستان يوسف (