عليه السلام ) در قرآن است . برادران يوسف چون به نزد يوسف رسيدند و يوسف را شناختند و شرمنده به نزد پدر بازگشتند به خطاى خود اقرار كردند و از پدر طلب عفو و استغفار كردند. پدر به آنان وعده داد كه برايشان استغفار مى كند در سوره ى يوسف مى خوانيم : قالوا ياءبانا استغفر لنا ذنوبنآ انا كنا خطئينَ قال : سوف اءستغفر لكم ربى انه هو الغفور الرحيمَ(13) ((گفتند اى پدر ما، آمرزش خواه براى گناهان ما، كه خطاكار بوديم # گفت به زودى آمرزش مى خواهم براى شما از پروردگار خود كه آمرزنده ى مهربان است .))
در روايت آمده است كه از حضرت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سوال شد چرا حضرت يعقوب استغفار براى فرزندان را تاخير انداخت ؟ فرمود: ((تا سحر تاخير انداخت ؛ زيرا دعاى سحر مستجاب است .(14) بنابراين در قرآن كلمه ى ((سوف )) براى آينده ى نزديك به كار برده شده است .
چه چيزى جز وجود حضرت فاطمه ى زهرا (عليها السلام ) مى تواند سبب رضايترسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شود؟
آيا چيزى جامع تر از دخت گرامى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هست تا بتواند كوثر و قرة عين الرسول باشد و عطايى از طرف خدا باشد كه رضايت بخش آن حضرت باشد؟
در اين جا مناسب است پاره اى از ويژگى هاى حضرت ام ابيها فاطمه ى اطهر (عليها السلام ) آورده شود تا معلوم شود هديه ى خاص خداوند كه رضايت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به همراه دارد و كوثر الهى براى آن حضرت است جز حضرت فاطمه ى زهرا (عليها السلام ) چيز ديگرى نمى تواند باشد.
1 - نوارنيت و خلقت حضرت فاطمه (عليها السلام ):
جابر مى گويد به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم : چرا فاطمة الزهرا به زهرا ناميده شده است ؟ فرمود؛ زيرا خداوند عزوجل او را از نور عظمت خويش آفريد. پس چون او جلوه كرد آسمان ها و زمين به نورش روشن شدند و ديدگان ملائكه (از شدت نور) بسته شد آن گاه به سجده افتادند و گفتند: اى خدا و سرور ما اين چه نورى است ؟ پس خداوند به آنان وحى كرد، اين نور از نور من است و من آن را در آسمانم جاى دادم . از عظمت خويش او را آفريدم : او را از صلب پيامبرى از پيامبرانم كه بر همه ى پيامبران او را برترى داده ام ، خارج مى كنم ... .(15)
2 - فاطمه (عليها السلام ) قلب رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) و پاره تن حضرت :
مجاهد مى گويد: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيرون آمد در حالى كه دست فاطمه (عليها السلام ) را در دست داشت و فرمود: هر كس ‍ اين را مى شناسد كه مى شناسد و هر كس نمى شناسد (پس بداند) او فاطمه بنت محمد و پاره ى تن من و قلب من است كه بين دو پهلويم جاى دارد هر كس او را بيازارد مرا آزرده و هر كس مرا بيازارد خدا را آزرده است .(16)
مسلم در صحيح و ابى داود و ترمزى در سنن خويش روايت مى كنند كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر منبر فرمود: همانا دخترم (فاطمه ) پاره ى تن من است هر كه او را رنجور گرداند مرا رنجور كرده و هر كه او را بيازارد مرا آزرده است .(17)
3 - نسل رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از اوست و بقايى دين از بركت آنان :
در ادامه ى حديث جابر از حضرت صادق (عليه السلام ) آمده است كه خداوند به ملائكه فرمود: ((و من از آن نور (فاطمه (عليها السلام )) بيرون مى آورم امامانى كه امر مرا به پا مى دارند و به حق من هدايتگر هستند و آنان را خليفه هاى خويش در زمين بعد از پايان وحيم قرار مى دهم .(18)
بخارى در صحيح خود از عايشه نقل مى كند كه گفت : ((به هيچ يك از همسران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) رشك نبردم و حسادت نورزيدم مگر خديجه با اين كه او را نديدم . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) زياد او را ياد مى كرد و چه بسيار گوسفند ذبح مى كند سپس آنها را قطعه قطعه مى كرد و براى دوستان خديجه مى فرستاد و چه بسا من به او مى گفتم : گويا در دنيا زنى جز خديجه نبوده است !!! پس او مى فرمود: همين طور است همين طور است و فرزند من از اوست !!))(19)
4 - شفاعت گهنكاران ، مهريه فاطمه (عليها السلام ):
چون پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام ) را به عقد اميرالمومنين (عليه السلام ) در آورد و مهريه او را درهمى كه از فروش زره ى حضرت على (عليه السلام ) به دست آمده بود قرار داد؛ حضرت زهرا (عليها السلام ) خطاب به پدرش رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) عرض كرد: اى رسول خدا! دختران مردم در ازدواج ، مهريه ى خويش را درهم قرار مى دهند. (اگر مهريه من هم درهم باشد) پس بين من و آنان چه فرقى است ؟ از شما مى خواهم كه درهم ها را بردارى (و من مهريه ام را مى بخشم ) و از خدا بخواهى كه مهريه ام شفاعت گهنكاران امت باشد.(20) جبرييل نازل شد و با خود پارچه اى از حرير آورد كه در آن نوشته شده بود ((خداوند مهر فاطمه (سلام الله عليها) را شفاعت گهنكاران قرار داد)) حضرت زهرا (سلام الله عليها) هنگام احتضار وصيت كرد آن پارچه را روى سينه اش در زير كفن بگذارد و فرمود: روز قيامت آن را به دست مى گيرم و از امت پدرم شفاعت مى كنم .(21)
5 - حضرت زهرا (عليها السلام ) تمام خاصه هاى انبيا را داراست :
شايد در ميان انسان هاى عادى ، جامع ترين بيان را در معرفى حضرت زهرا (عليها السلام ) فرزند عزيزش حضرت امام خمينى (قدس سره ) داشته باشد او در آستانه تولد آن بانو مى گويد:
((... تمام ابعادى كه براى زن متصور است و براى يك انسان متصور است در فاطم لله . زهرا (عليها السلام ) جلوه كرده و بوده است . يك زن معمولى نبوده است ، يك زن روحانى ، يك زن ملكوتى ، يك انسان به تمام معنا انسان ، تمام نسخه انسانيت ، تمام حقيقت زن ، تمام حقيقت انسان ، او زن معمولى نيست ، او موجود ملكوتى است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است ، بلكه موجود الهى جبروتى در صورت يك زن ظاهر شده است .
تمام هويت هاى كمالى كه در انسان متصور است و در زن تصور دارد تمام در اين زن است . و فردا همچو زنى متولد مى شود كه تمام خاصه هاى انبياء در اوست . زنى كه اگر مرد بود، نبى بود زنى كه اگر مرد بود جاى رسول الله بود... .(22)
در جايى ديگر مى فرمايد: ... زنى كه افتخار خاندان وحى و چون خورشيدى بر تارك اسلام عزيز مى درخشيد، زنى كه فضائل او همطراز فضايل بى نهايت پيغمبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بود. زنى كه هر كسى با هر بينش درباره او گفتارى دارد و از عهده اش بر نيامده كه احاديثى كه از خاندان وحى رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده و دريا را در كوزه اى نتوان گنجاند و ديگران هر چه گفته اند به مقدار فهم خود بوده نه به مقدار مرتبت او...))(23)
به جاست كه به مناسبت جمله ى آخر فرمايش امام (رحمه الله ) يادآور شويم كه نويسنده ى كتاب ((فاطمه (عليها السلام ) در آيينه ى كتاب )) در اين كتاب نام بيش از 1600 كتاب را ذكر مى كند كه به بيش از 25 زبان درباره ى حضرت زهرا (عليها السلام ) تاءليف شده است و وى كتاب خود را به اين موضوع اختصاص داده است .
كوتاه سخن اين كه : با توجه به ويژگى هاى خاص حضرت صديقه كبرى (عليها السلام ) و شواهد در آيات سوره هاى ضحى و انشراح و كوثر كه به بخشى از آنان اشاره شد مى توان 