ا اطمينان گفت : آن چيزى كه موجب رضاى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است و عطيه ى الهى اى كه خداوند به پيامبرش (صلى الله عليه و آله و سلم ) وعده داده و مرحمت فرموده است ، وجود مقدس حضرت صديقه ى اطهر فاطمه ى كبرى عليها افضل صلوة المصلين است .
ان شاءالله بعضى از مطالب ديگر در ذيل سوره كوثر بيان خواهد شد.
41 - 20 - آيات سوره انسان
بسم الله الرحمن الرحيم
هل اءتى على الانسن حين من الدهر لم يكن شيا مذكوراَ انا خلقنا الانسن من نطفة اءمشاج نبتليه فجعلنه سميعا بصيراَ انا هدينه السبيل اما شاكرا واما كفوراَ انا اءعتدنا للكفرين سلسلا و اءغللا و سعيراَ ان الابرار يشربون من كاءس كان مزاجها كافوراَ عينا يشرب بها عباد الله يفجر ونها تفجيراَ يوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيراَ ويطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما واءسيراَ انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزآء ولا شكوراَ انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريراَ فوقيهم الله شر ذلك اليوم ولقيهم نضرة وسروراَ و جزاهم بما صبروا جنة و حريراَ متكئين فيها على الاءرائك لا يرون فيها شمسا ولا زمهريراَ و دانية عليهم ظللها و ذللت قطوفها تذليلاَ و يطاف عليهم بانبة من فضة واءكواب كانت قواريراَ قواريرا من فضة قدروها تقديراَ ويسقون فيها كاءساكان مزاجها زنجيلاَ عينا فيها تسمى سلسبيلاَ ويطوف عليهم ولدان مخلدون اذا راءيتهم حسبتم لؤ لؤ ا منثوراَ واذا راءيت ثم راءيت نعيما وملكا كبيراَ عليهم ثياب سندس خضر واستبرق وحلوا اءساور من فضة و سقهم ربهم شرابا طهوراَ ان هذا كان لكم جزآء وكان سعيكم مشكوراَ
به نام خداوند بخشنده مهربان
آيا گذشت بر انسان زمانى از روزگار # كه نبود چيزى ياد كردنى # ما آفريديم انسان را از چكه ى آبى به هم آميخته كه مى آزموديمش # پس ‍ گردانيديمش شنوايى بينا # همانا رهبريش كرديم به راه چه سپاسگزار باشد و يا ناسپاس # همانا ما آماده ساختيم براى كافران زنجيرهايى وبندهايى و آتشى سوزان # همانا نيكان مى آشامند # از جامى كه آميزه ى آن كافور است # چشمه اى كه مى نوشند از آن بندگان خدا بشكافندش شكافتنى # وفا مى كنند به نذر و مى ترسند از روزى كه بدى آن فراگير است # و مى خورانند خوراك را با دوست داشتنش به بينوايى و يتيمى و برده اى # همانا مى خورانيم شما را براى رضاى خدا نمى خواهيم از شما پاداشى و نه سپاسى # همانا مى ترسيم از پروردگار خويش از روزى دژم و سهمگين # پس نگه داشتشان خدا از بدى آن روز و بديشان ارزانى داشت خرمى و شادمانى # و پاداششان داد بدان به آنچه شكيبايى كردند بهشتى و حريرى تكيه كنند در آن بر بالين ها # نبينند در آن آفتابى و نه سرمايى # و نزديك است بديشان سايه هايش و رام گرديدند ميوه هايش رام شدنى # و گردش ‍ داده شود بر ايشان جام هايى از نقره و پياله هايى (صراحى هايى ) از آبگينه # آبگينه هايى از سيم كه پرداختندش پرداختنى # و نوشانيده شوند در آن جامى كه آميزه ى آن زنجبيل باشد # چشمه اى در آن كه ناميده شود سلسبيل # و گردش كنند بر ايشان پسرانى جاودانى گاهى كه بنگريشان پنداريشان مرواريدهاى پوشيده # و گاهى كه بنگرى آن جا بينى نعمت هايى و پادشاهى بزرگ برايشان (فراز ايشان ) است # جامه هاى سندس سبز و ديباى نازك و ستبر است و زينتى شده اند با دستبندهايى از سيم و نوشانيدشان خدايشان نوشيدنى پاك كننده # همانا اين شما را پاداشى است و كوشش شما سپاس داشته است .
شيعه و سنى روايت كرده اند كه سوره ى دهر در شاءن حضرات معصومين على ، فاطمه ، حسن و حسين (عليهم السلام ) و كنيزشان فضه نازل شده است بعضى تمام آيات سوره را (مجموع 31 آيه ) در اين رابطه مى دانند و بعضى ديگر 18 آيه از اين سوره (از آيه 5 تا پايان آيه 22) را درباره آنان مى دانند.
زمخشرى در كشاف (24)، قندوزى حنفى در ينابيع المودة (25) آلوسى در روح المعانى بنابر روايت عطا از ابن عباس (26) بيضاوى در انوارالتنزيل (27) وابو جعفر اسكافى در رساله اش در رد بر جاحظ(28) معتقد هستند كه تمام سوره درباره ى حضرات نامبرده (عليهم السلام ) نازل شده است . نظام الدين قمى نيشابورى در تفسيرش بر حاشيه تفسير طبرى مى گويد: واحدى در كتاب بسيط و زمخشرى در كشاف و همين طور اماميه اتفاق دارد كه اين سوره به خصوص اين آيات (هيجده گانه ) درباره اهل بيت النبى (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده است . پس داستان اطعام را ذكر مى كند و مى گويد: و روايت شده كه سائل در شب ها جبرييل بود كه به اذن خداى سبحان مى خواست آن ها را بيازمايد.(29)
داستان اطعام و نزول آيات :
حسن بن مهران از مسلمة بن خالد و او از امام صادق (عليه السلام ) نقل مى كند كه آن حضرت از پدرشان (عليه السلام ) نقل مى كند. همين طور مجاهد از ابن عباس نقل مى كند كه گفتند: ((حسن و حسين (عليهما السلام ) بيمار شدند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به اتفاق دو نفر به ديدارشان آمد. يكى از آن دو گفت : اى اباالحسن اگر براى دو پسرت نذرى مى كردى تا خداوند آنان را شفا دهد (خوب بود). حضرت فرمود: به شكرانه ى آن براى خداى عزوجل سه روز روزه مى گيرم . فاطمه (عليها السلام ) نيز چنين فرمود و بچه ها نيز گفتند: ما نيز سه روز روزه مى گيريم . كنيز آنان ، فضه نيز چنين گفت .
خداوند سلامتى را به آنان مرحمت كرد. آنان روزه بودند در حالى كه غذايى نداشتند. على (عليه السلام ) به نزد همسايه ى يهودى خود شمعون كه پشم ريسى داشت رفت و به او گفت : آيا ممكن است مقدارى از پشم به من بدهى تا دختر محمد آن را براى شما بريسد و در مقابل آن 3 صاع از جو به ما بدهى ؟ گفت : آرى . حضرت پشم و جو را گرفت و به فاطمه (عليها السلام ) داد. حضرت آن را پذيرفت . آن گاه 3/1 از پشم را ريسيد. سپس يك صاع از جو را برداشت و آرد كرد و آرد را خمير ساخت و پنج قرص نان پخت براى هر كدام يك قرص نان .
على (عليه السلام ) نماز مغرب را با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خواند و به منزل آمد سپس سفره را انداخت و پنج نفر كنار سفره نشستند. اولين لقمه اى را كه على (عليه السلام ) برداشت ، ناگهان فقيرى در كنار درب ايستاد و گفت : سلام بر شما اى اهل بيت محمد؛ من نيازمندى از نيازمندان مسلمانانم . به من از آنچه مى خوريد غذا دهيد. خداوند بر سفره هاى بهشت شما را طعام كند.
على (عليه السلام ) لقمه را نهاد و (اشعارى سرود و فاطمه (عليها السلام ) پاسخ او را با شعر داد كه ترجمه اش چنين است ) فرمود: فاطمه ! اى صاحب بزرگى و يقين ! اى دختر بهترين مردم ! آيا مى بينى نيازمند مسكين را؟ كه با ناله به كنار درب منزل آمده است ؟ به خدا شكوه مى كند و اظهار فقر مى كند. به ما از گرسنگى و ناراحتى شكوه مى كند. هر فردى در گرو عمل خويش ‍ است . هر كه كار خوب انجام دهد بهترِ آن را درك مى كند. وعده گاهش ‍ بهشت راحت است . خداوند آن را بر افراد بخيل حرام كرده است . فرد بخيل روز قيامت با غم مى ايستد. و آن گاه در جنهم سقوط مى كند. نوشيدنى آن حميم و غسلين است .
فاطمه (عليها السلام ) رو به او كرد و گفت : اى پسر عمو! دستورت به سمع و طاعت اجراست . هيچ گو