ه ملامت و ناراحتى نيست . تو سرشار از پختگى و علم و فضيلتى . اميدوارم كه چون گرسنه اى را سير كردم . به نيكان و جمع پاكان (در روز قيامت ) ملحق شوم . و افراد را به شفاعت وارد بهشت كنيم . (آن گاه طبق بعضى از روايات نان خود و على را برداشت و حسنين (عليهما السلام ) نان خود را دادند و فضه نيز به آنان اقتدا كرد و) نان هاى داخل سفره را به مسكين داده و آنان گرسنه شب را سپرى كردند و به جز قدرى آب چيزى نخوردند.
روز بعد براى بار دوم حضرت فاطمه (عليها السلام ) ثلث دوم پشم را ريسيد و يك صاع ديگر از جو را برداشت و آن را آرد و سپس خمير كرد و پنج قرص نان پخت ، براى هر نفر يك قرص نان و على نماز مغرب را با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خواند و به منزل آمد. پس چون سفره پهن شد و پنج نفر نشستند و على (عليه السلام ) اولين لقمه را كه گرفت ؛ ناگاه يتيمى از ايتام مسلمانان در كنار درب منزل گفت : السلام عليك اهل بيت محمد من يتيمى از يتيمان مسلمانانم . از آنچه مى خوريد به من بخورانيد خداوند برمائده هاى بهشتى شما را اطعام كند.
على (عليه السلام ) دست از لقمه برداشت و چنين فرمود: فاطمه ، اى دختر آقاى بزرگ ! دختر پيامبرى كه بخيل نيست . خداوند براى ما اين يتيم را آورده . هر كس امروز رحم كند خداوند بر او رحم مى كند. وعده گاهش در بهشت نعمت است . خداوند آن را بر فرد پست حرام كرده است . و صاحب بخيل روز قيامت با مذمت مى ايستد. و در آتش جهنم سقوط مى كند. نوشيدنى او صديد و حميم است .
فاطمه (عليها السلام ) رو به او كرد و گفت : به زودى به او غذاى مى دهم و باكى ندارم . و او را بر خانواده ام مقدم مى دارم . شب كردند در حالى كه گرسنه هستند. كوچك ترين آنان در قتال كشته مى شود. در كربلا با حيله و تزوير كشته مى شود. بر قاتلش ويل و وبال باد. آتش او را به پايين ترين مرحله مى برد. گرفتارى و بلايش زياد باد.
پس همه آنچه سهمشان در سفره بود دادند و گرسنه خوابيدند و به جز آب پاك چيزى نخوردند و باز فردا را به حالت روزه سپرى كردند و فاطمه (عليها السلام ) ثلث سوم از پشم را ريسيد و صاع باقى مانده ى از جو را آرد و خمير كرد و پنج قرص نان تهيه كرد؛ بارى هر نفر يك قرص نان و على (عليه السلام ) بعد از نماز مغرب با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به منزل آمد و سفره را پهن كرده و پنج نفر نشستند. پس اولين لقمه را كه على (عليه السلام ) برداشت اسيرى از اسراى مشركين كنار درب ايستاد و گفت : ((السلام عليكم يا اهل بيت محمد، ما را به اسارت مى گيريد و ما را مى بنديد و غذايى به ما نمى دهيد؟)) على (عليه السلام ) لقمه را از دست نهاد و گفت :
فاطمه ! اى دختر پيامبر احمد! دخت پيامبر سيد و سرور. آمده است اسيرى كه هدايت نشده است ؛ در بند و اسارت است . از گرسنگى به ما شكايت مى كند. هر كه امروز اطعام كند آن را فردا مى يابد؛ در نزد خداى على واحد يكتا. هر كه هر چه بكارد درو مى كند. به او بده او را محروم نگردان .
فاطمه (عليها السلام ) رو به آن حضرت كرد و گفت : باقى نمانده از آنچه بوده (از آذوقه ) مگر همين صاع . با دو كف دست و بازويم آن را آرد كردم . به خدا سوگند فرزندانم گرسنه اند. خدايا نگذار ضايع شوند. پدرشان در كار خير پيشتاز است . دست و دلباز است ، كريم مقتدر است . و من بر سر ندارم از سرپوشى جز عبايى (چادرى ) كهنه كه خود بافته ام . كه از فراوانى وصله از بين رفته است . آن گاه همه ى آنچه در سفره بود برداشتند و به او دادند و گرسنه خوابيدند در حالى كه هيچ نداشتند.
در حديث شعيب از ابن عباس آمده است : على ، حسن و حسين (عليهم السلام ) را به نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آورد در حالى كه آنان مانند جوجه از شدت گرسنگى مرتعش و لرزان بودند. چون پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنان را ديد فرمود: اى اباالحسن چه مى بينم ؟! بر من سخت است آنچه را مى بينم . برويم به نزد دخترم فاطمه . چون بر نزد فاطمه رسيدند ديدند او در محرابش است و از شدت گرسنگى شكم به پشت چسبيده و چشمهايش فرو رفته است . چون رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را ديد در آغوش كشيد. گفت : واغوثاه بالله ؟ آيا شما سه روز است كه در اين وضعيت به سر مى بريد؟ جبرييل نازل شد و گفت : اى محمد بگير تهيئت و شاد باش الهى را در اهل بيت خود بگيرد. پيامبر فرمود: چه بگيريم اى جبرييل ؟ گفت : هل اتى على الانسان حين من الدهر... ان هذا كان لكم جزاء وكان سعيكم مشكورا.(30)
اين شاءن نزول و داستان را بسيارى از مفسرين از جمله مرحوم امين الاسلام طبرسى در مجمع البيان (31) و على بن ابراهيم قمى در تفسيرش (32) مرحوم فيض در صافى (33) علامه طباطبايى در الميزان (34) محمد جواد مغنيه در الكاشف (35) و بزرگان اهل تسنن چون بيضاوى در انوارالتنزيل (36) فخر رازى در تفسيرش (37) آلوسى در روح المعانى (38) زمخشرى در كاشف (39) بدون ذكر اشعار و به طور اختصار آورده اند و ميبدى اشعار را تا جمله حضرت زهرا (عليها السلام ) كه فرمود: اصغرهم يقتل فى القتال ، ((كوچك ترين آنها را در قتال كشته مى شود.)) آورده است .(40) سيوطى نيز در الدرالمنثور از ابن عباس روايت مى كند آيه يطعمون ... درباره على بن ابى طالب و فاطمه بنت رسول الله نازل شد.(41)
ما نيز تعداد 22 آيه ى اين سوره را درباره آنان ذكر كرديم .
نكات مهم در ذيل آيات سوره ى هل اتى :
1 - مائده آسمانى براى اهل بيت (عليهم السلام ) و خاصيت آن :
در روايت حضرت باقر (عليه السلام ) آمده است :
چون پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آنان را گرسنه ديد، جبرييل با سينى بزرگى از طلا كه اطراف آن با دُر و ياقوت مرصع شده بود، فرود آمد و آن ظرف پر از آبگوشت و گوشت بود و بوى مشك و كافور از آن برمى خواست سپس نشستند و خوردند تا سير شدند و حتى يك لقمه از آن كم نشد. حسين (عليه السلام ) در حالى كه قطعه اى از آن گوشت در دستش ‍ بود از خانه بيرون آمد. زن يهودى با صداى بلند گفت : اى اهل بيت گرسنگى از كجا اين را آورده ايد؟ به من هم بده حسين دستش را دراز كرد تا به او بدهد؛ جبرييل آمد و از دستش گرفت و سينى به آسمان بازگشت . پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اگر حسين نمى خواست به آن زن از آن غذاى سينى اطعام كند آن سينى در اهل بيتم تا روز قيامت باقى مى ماند و يك لقمه از آن كم نمى شد و نازل شد، يوفون بالنذر.(42)
2 - زمان نزول سوره :
از امام پنجم (عليه السلام ) روايت شده است كه فرمود: ((صدقه ى آنان در شب 25 ذى الحجه بود و هل اتى در روز 25 ذى الحجة نازل شد.(43)
3 - سوال كنندگان چه كسانى بودند؟
گنجى شافعى از ابن صلاح نقل مى كند كه گفت :
((آنان كه (به صورت مسكين و يتيم و اسير) سوال كردند ملائكه از طرف رب العالمين بودند و آن امتحانى از خداى عزوجل براى اهل بيت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود.
و شنيدم در مكه از شيخ حرم بشير تبريزى در درس تفسير (كه گفت ): سائل اول جبرييل بود و سائل دوم ميكاييل و سائل سوم اسرافيل (عليهم السلام ) بود.))(44)
4 - احترام حضرت زهرا (سلام الله عليها) در اين سوره :
علامه طباطبائى (رحمه الله ) مى گويد:
((بدان كه خداوند متعال در اين 