بى شك اين يادآورى است پس هر كه بخواهد راهى را به سوى خدايش اتخاذ كند.))
ج ) در اين سوره به دو چشمه اشاره مى كنيد يكى چشمه اى كه به وسيله خود عباد الله آبش فوران مى كند. عينا يشرب بها عباد الله يفجرونها تفجيرا ديگرى چشمه سلسبيل . عينا فيها تسمى سلسبيلا
ه‍) ويژگى هاى اصحاب كساء (عليهم السلام ) كه در اين سوره مورد توجه قرار گرفته است ؛
1) آنان را به عنوان ابرار و عبادالله معرفى كرده است . ان الابرار... عينا يشرب بها عباد الله ...
2) وفاء به نذر (يوفون بالنذر)
3) ترس از روزى (قيامتى ) كه شرش سيطره دارد و همه را فرا مى گيرد. يخافون يوما كان شره مستطيرا
4) اصل ترس آنان از خداوند است و به آن تصريح مى كنند كه ما از خداوند خوف داريم . (انا نخاف من ربنا)
5) اطعام غذا با توجه به محبت و علاقه و نياز به آن . ويطعمون الطعام على حبه
6) در انفاق و دادن غذاى خود انتظار مزد و بلكه انتظار تشكر نداشتند، بلكه تنها آن كار ((لوجه الله )) بود. انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزآء ولا شكورا
7) گرسنه ماندن و انفاق كردن نياز به صبر دارد و چنين صبرى بهشت را به دنبال دارد. وجزاهم بما صبروا جنة وحريرا
8) بهشت ابرار همراه با نعمت هايى چون تكيه بر تخت ها و نديدن سرما و گرما و درهم بودن سايه درختان و در دسترس بودن ميوه درختان و خدمتگزاران با ظروف نقره اى و بلورين و چرخيدن نوجوانان بهشتى به اطراف آنان همچو گوهرهاى پراكنده و بالاخره مل و سلطنت بزرگى است .
9) براندام ابرار، جامه هايى از حرير نازك سبز رنگ و ديبايى ضخيم و دستبندهايى از نقره است و خدايشان با شراب طهور از آنان پذيرايى مى كند.
10) مجموعه ى از نعمت هايى بهشتى كه در اين سوره آمده است (اعم از چشمه سارها و جوانان بهشتى و ميوه ها و تخت ها و جامه ها و ظروف و ملك كبير و شراب ناب كه پروردگارشان آنان را سقايت مى كند) به عنوان پاداش اصحاب كساء (عليهم السلام ) است . ان هذا كان لكم جزآء وكان سعيكم مشكورا
11) امكان طى طريق به اندازه ى توانايى هر كس و رسيدن به كمالات فوق در مراحل پايين تر براى پيروان ابرار وجود دارد، همچنان كه مرحوم امين الاسلام طبرسى در مجمع در روايتى از حضرت صادق (عليه السلام ) روايت مى كند(58) پس هر كس بتواند در مسير آنان حركت كنند از آن نعمت هايى بزرگ بهره خواهد برد و در دعاى ندبه مى خوانيم : فكانوا هم السبيل اليك والمسلك الى رضوانك ((پس آنان راه به سوى تو و مسيرى به رضوان و بهشت تو هستند.))(59)
عالم شافعى محب الدين طبرى در كتاب ((ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى )) مى گويد: عبدالعزيز به سند خود از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) (روايت مى كند كه ) فرمود: من و اهل بيتم درختى در بهشت هستيم و شاخه هايش در دنياست پس هر كس به ما تمسك بجويد راهى به سوى خدايش برگزيده است فمن تمسك بنا اتخذ الى ربه سبيلا.(60)
47 - 42 - آيات سوره قدر
بسم الله الرحمن الرحيم
انا اءنزلنه فى ليلة القدرَ و ما اءدريك ما ليلة القدرَ ليلة القدر خير من اءلف شهرَ تنزل الملئكة والروح فيها باذن ربهم من كل اءمرَ سلم هى حتى مطلع الفجرَ
به نام خداوند بخشنده مهربان
همانا فرستاديمش در شب قدر # و چه دانستى تو كه چيست شب قدر # شب قدر بهتر است از هزار ماه # فرود آيند فرشتگان و روح در آن به دسترو پروردگارشان براى هر كارى # سلامى است آن تا بر آمدن بامداد.#
سوره ى قدر و حضرت فاطمه (عليها السلام ):
در حديث معراج از حضرت امام باقر (عليه السلام ) آمده است كه فرمود: چون پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به معراج برده شد و خداوند سبحان به او اذان و اقامه و نماز را آموخت چون حضرت خواست نماز بخواند خداوند به او دستور داد تا در ركعت اول سوره حمد و توحيد را بخواند و به او فرمود:
اين (سوره توحيد) نسبت من است و در ركعت دوم دستور داد تا سوره هاى حمد و قدر را بخواند و فرمود اى محمد اين (سوره قدر) نسبت تو و اهل بيت تو تا روز قيامت است .(61)
در روايت حمران از امام صادق (عليه السلام ) است كه آن حضرت فرمود: اما قول خداوند ((ليلة القدر خير من اءلف شهر))، يعنى فاطمه (عليها السلام ) و قول خداوند (كه مى فرمايد): ((تنزل الملئكة والروح )) مقصود از ملائكه در اين جا اهل ايمانى هستند كه مالك علم آل محمد (عليهم السلام ) هستند و مقصود از ((الروح )) روح القدس است و آن در فاصله (عليها السلام ) است .
((من كل اءمر سلم )) (يعنى خداوند) مى فرمايد: از هر امرى (به حضرت فاطمه (عليها السلام )) تسليم شده است ((حتى مطلع الفجر))، يعنى تا اين كه قائم (عليه السلام ) قيام كند.(62)
مناسبت نزول شب قدر:
عمير بن متوكل بن هارون از پدرش نقل مى كند كه گفت :
((يحيى بن زيدبن على (عليه السلام ) را در حالى كه متوجه خراسان بود، ديدم . به او سلام كردم . به من گفت : از كجا مى آيى ؟ گفتم : از حج . از من درباره ى خانواده اش و پسران عمويش كه در مدينه هستند، پرسيد، ولى سوالى درباره جعفربن محمد امام صادق (عليه السلام ) نپرسيد. من درباره ى آن حضرت و بستگانش به او خبر دادم و گفتم كه آنان درباره ى (كشته شدن ) پدرش زيدبن على الحسين (عليه السلام ) محزون هستند. يحيى به من گفت : عمويم محمدبن على (امام باقر (عليه السلام )) پدرم را ارشاد كرد كه خروج نكند و برايش معلوم كرد كه اگر خروج كند و از مدينه جدا شود پايانش چه خواهد شد. (بعد به من گفت ) آيا پسر عمويم جعفربن محمد (عليه السلام ) را ملاقات كردى ؟ گفتم : آرى . گفت : آيا چيزى درباره من از او شنيدى ؟ گفتم : آرى .
گفت : چه چيز درباره ام (سرنوشتم ) بيان كرد؟ گفتم : فدايت شوم دوست ندارم آنچه شنيده ام برايت نقل كنم گفت : آيا مرا به مرگ مى ترسانى ؟ بگو آنچه را شنيده اى . گفتم : شنيدم كه مى فرمود: تو كشته مى شوى و به دار آويخته مى شوى ؛ همان طور كه پدرت كشته شد و به دار آويخته شد. چهره اش تغيير كرد و اين آيه را تلاوت كرد: يمحو الله ما يشاء ويثبت وعنده ام الكتاب ، ((خداوند آنچه را بخواهد محو مى كند و آنچه را بخواهد باقى مى گذارد (تحقق مى بخشد) و در نزد او ام الكتاب است )). اى متوكل ! خداوند عزوجل اين امر را به وسيله ى ما تاءييد كرد و براى ما علم و شمشير را قرار داد و اين دو تنها براى ما جمع است و پسر عموهاى ما تنها داراى علم هستند (آنها دست به قيام نمى زنند ولى ما قيام مى كنيم .) گفتم : فدايت شوم مى بينم مردم به پسر عمويت جعفر (امام صادق (عليه السلام )) بيشتر گرايش دارند تا به شما و پدرت .
گفت : عمويم محمد بن على و پسرش جعفر (عليهما السلام ) مردم را به زندگى دعوت مى كنند و ما مردم را به مرگ دعوت مى كنيم . گفتم : اى پسر رسول خدا آيا آنان اعلم هستند يا شما؟ پس مقدارى سر را به زير انداخت و سپس سر را بلند كرد و گفت : همه ما معلوماتى را داريم مگر اين كه آنان تمام آنچه را ما مى دانيم ، مى دانند ولى ما تمام آنچه را آنان مى دانند، نمى دانيم .
پس به من گفت : چيزى از پسر عمويم (امام صادق (عليه السلام )) نوشته اى ؟ گفتم ، آرى . گفت به من نشان بده . من هم بخش هايى از علم را به او نشان دادم و نيز دعايى كه امام صادق (عليه السلام ) فرموده و ن