ى .(111)
سود محبت فاطمه (عليها السلام ) براى خود انسان است : 61 - آيه اجر رسالت
قل ما ساءلتكم من اءجر فهو لكم ان اءجرى الا على الله (112)
((بگو به آنچه از پاداش (بر رسالت ) از شما خواستم پس (سود) آن براى شماست ، پاداشم تنها بر خداست .))
نكاتى چند در ذيل آيه :
1) سوره ى سباء مكى است پس معلوم مى شود پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مكه از مردم پاداش خواسته است .
2) در خواست اجر به فرمان خداوند بوده است . (قل )
3) سود اين اجر رسالت (كه در آيه 23 شورى محبت خاندان رسالت معرفى كرد) بالاصاله متوجه افراد امت است كه اجر را مى پردازند. (فهو لكم )
انسان بدون محبت فاطمه (عليها السلام ) به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ايمان ندارد:
حافظ سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى در كتاب خودش از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه فرمود: ((قسم به آن كه جانم به دست اوست بنده اى به من ايمان نمى آورد تا مرا دوست بدارد و مرا دوست ندارد تا ذوى القرباى مرا دوست بدارد... .))(113)
سود محبت فاطمه (عليها السلام ) در روايات :
الف : در روايتى از سلمان وارد شده كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:
فرشتگان خداوند را تسبيح مى گفتند و او را تقديس مى كردند. خداوند فرمود: به عزت و جلالم سوگند، بى ترديد قرار مى دهم پاداش تسبيح و تقديس شما را تا روز قيامت براى دوستداران اين زن (حضرت زهرا (عليها السلام )) و پدر و شوهر و فرزندانش .(114)
ب : محمد بن مسلم ثقفى مى گويد:
از امام باقر (عليه السلام ) شنيدم كه فرمود: فاطمه (عليها السلام ) توقفى در كنار درب جهنم دارد. چون روز قيامت شود بين دو چشم هر فردى مؤ من يا كافر نوشته مى شود در نتيجه به محب و دوستى كه گناهانش زياد است كه به آتش برود. فاطمه بين دو چشمش را مى خواند كه نوشته شده ، دوستدار. پس مى گويد: خدايم و سرورم ! مرا فاطمه ناميدى تا من و كسانى كه من و ذريه ام را دوست بدارند از آتش حفظ كنى وعده ات حق است و تو خلاف وعده رفتار نمى كنى .
خداوند عزوجل مى فرمايد: راست گفتى اى فاطمه ! تو را فاطمه ناميدم و تو و هر كس تو را دوست بدارد و ولايتت را بپذيرد و فرزندانت را دوست بدارد و ولايت آنان را بپذيرد از آتش حفظ مى كنم و وعده ام راست است و من خلاف وعده رفتار نمى كنم و بى ترديد دستور دادم تا اين بنده ام به آتش ‍ برد تا تو درباره اش شفاعت كنى و من آن را بپذيرم تا بدين وسيله جايگاهت نزد من و جايگاه من نزد تو براى ملائكه و پيامبران و رسولان اهل محشر روشن شود. پس هر كس را ديدى كه بين دو چشمش مؤ من نوشته شده اگر چه گناهكار باشد دست او را بگير و به بهشت وارد كن .(115)
ج : قندوزى حنفى در كتاب مناقب روايت مى كند كه محمدالباقر (رضى الله عنه ) فرمود: خداوند كه مى فرمايد: قل ما ساءلتكم من اجر فهو لكم ، ((بگو آنچه از پاداش از شما خواستم پس سودش متوجه شماست .)) (يعنى خداوند) مى فرمايد: پاداشى كه مودت ذى القرباست و من به جز آن از شما چيزى نخواستم پس آن براى شماست . به وسيله آن هدايت مى شويد و سعادتمند مى گرديد و از عذاب خداوند در روز قيامت نجات مى يابيد.(116)
گذشت حضرت زهرا (عليها السلام ): 62 - آيه ايثار
ويؤ ثرون على اءنفسهم ولو كان بهم خصاصة (117)
((و ديگران را بر خويشتن مقدم مى دارند گر چه به آن نيازمند باشند.))
حاكم حسكانى حنفى در شواهدالتنزيل با سندش از ابن عباس نقل مى كند كه گفت : قول خداوند ويؤ ثرون على اءنفسهم ولو كان بهم خصاصة درباره ى على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام ) نازل شد.(118)
اما اصل داستان :
مرحوم فيض در تفسيرش از امالى شيخ طوسى روايت مى كند كه فردى به نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و از گرسنگى شكايت كرده رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را به خانه ى همسرانش فرستاد (تا مشكل گرسنگى او را با غذايى رفع كند) پس آنان گفتند: تنها در نزد ما آب پيدا مى شود (او از غذا خبرى نيست ).
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: چه كسى امشب از اين مرد پذيرايى مى كند؟ على بن ابى طالب (عليه السلام ) گفت : من يا رسول الله ! پس نزد فاطمه (عليها السلام ) آمد و گفت : چه چيز (براى پذيرايى ) نزد شماست اى دختر رسول خدا؟ گفت : تنها در نزد ما غذاى يك شب يك صبيه (دختر بچه ) است ؛ ولى ما ميهمان خويش را مقدم مى داريم . على (عليه السلام ) گفت : صبيه (دختر بچه ) را بخوابان و چراغ را خاموش كن (و غذا را براى ميهمان ) بياور. فاطمه (عليها السلام ) چنين كرد و (ميهمان شام خود را خورد) چون صبح شد، على (عليه السلام ) به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) خبر را گزارش داد. طولى نكشيد تا اين كه خداوند نازل كرد ويؤ ثرون على اءنفسهم ولو كان بهم خصاصة (119)، ((و ديگران را بر خويش مقدم مى دارند گرچه به آن خود نياز شديد دارند.))
حسكانى در شواهدالتنزيل نيز همين مطلب را از طريق ابوهريره روايت كرده است .(120)
فاطمه (عليها السلام ) يكى از دو درياست : 65 - 63 - آيات دو دريا
مرج البحرين يلتقيانَ بينهما برزخ لا يبغيانَ فباءى ءالاء ربكما تكذبانَ يخرج منهما اللؤ لؤ والمرجان (121)
((دو دريا را كنار هم قرار داد تا يكديگر را تلاقى و ملاقات كنند. # بين آن دو دريا برزخ و فاصله اى است كه تجاوز به حدود يكديگر نمى كنند. # پس ‍ كدامين نعمت هاى خدايتان را انكار مى كنيد؟ # از آن دو دريا لؤ لو و مرجان بيرون مى آيد.))
حافظ قندوزى در ينابيع المودة مى گويد: ابونعيم حافظ و ثعلبى و مالكى و سفيان ثورى از ابى سعيد خدرى و ابن عباس و انس بن مالك از جعفر بن محمد در تفسير اين آيه روايت مى كنند كه گفتند: على و فاطمه دو دريايى هستند كه يكى بر ديگرى تجاوز نمى كند و ((بين آن دو برزخى است )) او رسول خداست و ((بيرون مى آيد از آن دو دريا لؤ لؤ و مرجان )) آن دو حسن و حسين هستند. (پس امام صادق (عليه السلام ) فرمود:) دوست ندارد آنان را جز مؤ من و بغض و كينه آنان را ندارد جز كافر. پس با دوستى آنان جزو مؤ منان باشيد و با دشمنى آنان كافر نشويد كه در نتيجه به آتش مى افتيد.(122)
همين مطلب را مرحوم امين الاسلام طبرسى در ((مجمع )) و شيخ قمى در تفسير خود و جلال الدين سيوطى در ((الدر المنثور)) روايت كرده اند.(123)
آدم با نام فاطمه (عليها السلام ) توبه مى كند: 66 - آيه كلمات آدم (عليه السلام )
فتلقى ءادم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم (124)
((پس آدم از خدايش كلماتى را گرفت (و توبه كرد) پس (خداوند توبه ى او را پذيرفت و با رحمتش ) بر او بازگشت ؛ زيرا كه او بسيار توبه پذير و مهربان است .))
فاطمه (عليها السلام ) در كلمات :
مرحوم فيض در تفسيرش از تفسير منسوب به امام حسن عسكرى (عليه السلام ) روايت مى كند كه چون لغزش از آدم صادر شد و از خداوند عزوجل عذر خواهى كرد گفت : خدايا توبه ام را پذيرا باش و عذرم را بپذير و مرا به جايگاهم بازگردان . مقامم را در نزدت بالا ببر كه بى شك اثر لغزش و ذلت آن در ظاهر و باطنم آشكار گرديده است .
خداوند تعالى فرمود: اى آدم مگر به ياد ندارى كه به تو دستور دادم در سختى ها و مشكلات و بلاهايى كه بر تو وارد مى ش