 شجره ى ممنوعه در درون آن ها وارد شد و بعدا كه در زمين هبوط كردند آن نور را با خود آوردند، در نتيجه مقام محمد و آلش ‍ (عليهم السلام ) به زمين آمد و نسل در نسل در طى قرون متمادى از انسان هاى پاك سرشت و انبياء و اولياى الهى (عليهم السلام ) منتقل شد و تا از عبدالمطلب به عبدالله و ابوطالب (عليهم السلام ) منتقل شد و نور مقدس محمدى و علوى عليهما و آلهماالسلام ظهور پيدا كرد. و از اين جا مى توان پى به حديثى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) برد كه فرمود: خلق الناس من شجرة شتى وخلقت انا وابن ابى طالب من شجرة واحدة ...، ((مردم از درختان گوناگون آفريده شدند و من و على بن ابى طالب از يك درخت .))(130) شايد پيامبر و على (عليه السلام ) از همان درخت خاص هستند كه با خوردن ميوه اش به آدم منتقل شد و بقيه ى مردم از خود آدم و ساير ميوه هاى بهشتى هستند.
روايتى از امام رضا (عليه السلام ):
شاهد مطلب فوق درباره شجره ى ممنوعه حديثى است كه مرحوم فيض در تفسير خود از عيون روايت مى كند.
عبدالسلام بن صالح هروى مى گويد: ((به حضرت رضا (عليه السلام ) گفتم : اى پسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بمن خبر بده از درختى كه آدم و حواء از آن خوردند؛ زيرا مردم درباره ى آن اظهار نظرهاى مختلفى دارند. بعضى روايت مى كنند كه آن گندم است و بعضى روايت مى كنند كه آن درخت انگور است و بعضى روايت مى كنند كه آن درخت حسد است .
حضرت فرمود: همه درست است . گفتم : معناى اين وجوه با اختلافها و تفاوت هايى كه دارند چيست ؟ (و چگونه همه درست است ؟) فرمود: اى اباصلت ! درخت بهشت داراى نوع هاى مختلفى است (خواص ميوه ها دانه هاى گوناگون را دارد) شجره ى گندم بود و در آن انگور بود مانند درخت دنيا نيست (كه يك درخت و گياه فقط خاصيت همان گياه و درخت را داشته باشد بلكه آن درخت خواص ميوه ها و گياهان مختلف را دارد). و آدم چون به اكرام الهى مورد سجده ى ملائكه قرار گرفت و خداوند او را ببه بهشت وارد كرد، پيش خود گفت : آيا خداوند بشرى برتر از من آفريده است ؟ خداوند دانست كه چه در نفس و جان آدم واقع شده است (و آدم پيش خود چه گفته است ) پس به او فرمود: اى آدم ! سرت را بلند كن و به ساق عرشم بنگر. پس آدم سربلند گردد ساق عرش را نگريست ديد بر آن نوشته شده است : لا اله الا الله محمد رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) وعلى بن ابى طالب اميرالمومنين وزوجته فاطمة سيدة نساء العالمين والحسن و الحسين سيد اشباب اهل الجنة آدم گفت : خدايا اينان كيانند؟ خداى عزوجل فرمود: ((اينان از ذريه و نسل تو هستند و آنان برتر از تو و برتر از همه مخلوقاتم هستند و اگر آنان نبودند تو را خلق نمى كردم و بهشت و جهنم و آسمان و زمين را نمى آفريدم . مبادا كه به آنان به چشم حسادت بنگرى پس تو را از جوار و همسايگى خويش بيرون مى كنم .))
پس آدم به چشم حسادت به آنان نگريست و جايگاه آنان را (براى خويش ) آرزو كرد. پس شيطان بر او مسلط شد تا اين كه از آن درخت خورد. پس ‍ خداوند آن را از بهشت خويش بيرون كرد و آنان را از جوار خويش به زمين هبوط و سقوط داد.(131)
فاطمه در كلمات : 71 - آيه كلمات ابراهيم (عليه السلام )
واذابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاءتمهن قال انى جاعلك للناس ‍ اماما(132)
((و آن زمان كه ابراهيم را خدايش با كلماتى آزمود پس (چون ) او آنان را به پايان رساند (خداوند) فرمود: من تو را براى مردم امام و پيشوا قرار دادم ... .))
چند نكته پيرامون آيه :
1) ابتلا و آزمايش الهى عمومى است حتى پيامبران و الواالعزم نيز از آن مستثنى نيستند. (ابتلى ابراهيم )
2) وسايل ابتلاى توده ى مردم معمولا با وسايل مادى است (ولنبلونكم بشى ء من ...) ولى انتخاب شده هاى الهى چون پيامبران با امورى برتر و بالاتر است . (بكلمات )
3) موفقيت تا پايان امتحان شرط رسيدن به كمال است . (فاءتمهن قال ... اماما)
4) مقام امامت به نصب و جعل خداست و مردم در آن نقشى ندارند. (انى جاعلك للناس اماما)
5) به قرينه ى آيه ى 38 سوره ى بقره كلماتى كه خداوند به وسيله آن ابراهيم (عليه السلام ) را امتحان كرد مى توانند اصحاب كساء (عليهم السلام ) باشند.
تفسير امام صادق (عليه السلام ) از كلمات :
مفضل بن عمر مى گويد: ((از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم كه مقصود از كلمات در كلام خداى عزوجل كه مى فرمايد: ((واذابتلى ابراهيم ربه بلكمات )) چيست ؟ فرمود: همان كلماتى است كه بر آدم القا كرد (و آموخت و آدم توجه كرد). پس خداوند توبه او را پذيرفت و آن كلمات اين بود كه گفت : خدايا از تو مى خواهم به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين كه بر من توبه كنى (توبه ام را بپذيرى ) خداوند نيز بر او توبه كرد (و توبه اش را پذيرفت )؛ زيرا خداوند بسيار توبه پذير و رحيم است . گفتم : اى پسر رسول خدا! مقصود از ((فاتمهن ))، ((پس آنان را تمام كرد و به آخر رساند))، چيست ؟ فرمود: يعنى پس آنان را تا قائم (عليه السلام ) ادامه داد، دوازده امام كه نه امام از فرزندان حسين (عليه السلام ) هستند... .(133)
روزى فاطمه (عليها السلام ): 72 - آيه هو من عندالله
قالت هو من عند الله ان الله يرزق من يشاء بغير حساب (134)
((گفت : او از نزد خداوند است بى ترديد خداوند هر كه را بخواهد بدون حساب روزى مى دهد.))
قاضى بيضاوى شافعى در تفسيرش در ذيل آيه ى فوق مى نويسد: ((روايت شده است كه فاطمه رضى الله عنها دو قرص نان و مقدارى گوشت (براى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )) فرستاد. پس آن حضرت آن را بازگرداند (و خود نيز آمد) و فرمود: دخترم غذا را بياور. پس چون سفره را باز كرد پر از نان و گوشت بود. (رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )) فرمود: اين غذا را از كجا آوردى ؟ پس (فاطمه (عليها السلام )) گفت : او از نزد خداست خداوند هر كه را بخواهد بدون حساب روزى مى دهد. پس آن حضرت فرمود: حمد و سپاس خدايى را كه تو را چون سرور زنان بنى اسرائيل قرار داد. آن گاه على و حسن و حسين و همه اهل بيت خويش ‍ را بر آن سفره جمع كرد (همه خوردند) تا سير شدند و غذا باقى ماند، همان طور كه اول بود، پس آن غذا را بر همسايگان گستراند.(135)
سيوطى در ((درالمنثور)) روايت را به شكل ديگر نقل مى كند.(136)
همچنين مرحوم كلينى و فيض و آلوسى نيز اين روايت را در كتب خود به اشكال مختلف ذكر كرده اند.(137)
فاطمه (عليها السلام ) و شب زنده دارى : 74 - 73 - آيات استغفار در سحر
كانوا قليلا من اليل ما يهجعونَ وبالاسحارهم يستغفرون (138)
((كمى از شب را به بستر مى رفتند # و در سحرگاه استغفار مى كنند.))
حافظ حسكانى حنفى در كتابش از ابوبكر بن مؤ من با سندش روايت مى كند از سعيد بن جبير از عبدالله بن عباس كه گفت :
((قول خداوند كه مى فرمايد: ((كانو قليلا...)) درباره على بن ابى طالب و حسن و حسين و فاطمه نازل شد. على به صورت مستمر دو سوم آخر شب را نماز مى خواند و يك سوم اول شب را مى خوابيد و چون سحر مى شد مشغول دعا و استغفار مى شد و ورد و ذكرش در هر شب 70 ركعت نماز بود كه قرآن را در آن ركعات ختم مى كرد.))(139)
خلقت نور فاطمه (عليها السلام ): 75 - آيه خلقت انسان از آب
و هو الذى خلق من الماء بشرا فجعله نسبا وصهرا 