ن ابراهيم به سند خود از عبدالرحمن كثير از امام صادق (عليه السلام ) درباره ى آيه ى شريفه ى فوق روايت مى كند كه فرمود:
((الذين ءامنوا كسانى كه ايمان به پيامبر و اميرالمومنين و ذريه و امامان و اوصياء (عليهم السلام ) آوردند ما ذريه ى آنان را به آنان ملحق مى كنيم و ما چيزى از دليل و حجتى كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره على آورده كم نمى كنيم (يعنى حجت را بر همه تمام مى كنيم در نتيجه ) حجت همه يكى است و اطاعت همه يكسان است .))(161)
و در روايت ديگر وى با سندش از ابى بصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت مى كند كه فرمود: ((بچه هاى شيعيان ما را فاطمه (عليها السلام ) تربيت مى كند و قول خداوند كه مى فرمايد: الحقنا بهم ذريتهم (بدين معناست كه اين بچه هاى تربيت شده و بزرگ شده به دست حضرت فاطمه (عليها السلام )) در روز قيامت به پدرانشان اهدا مى شوند.(162)
حسكانى حنفى نيز در شواهدالتنزيل از ابن عباس نقل مى كند كه قول خداوند تعالى (كه مى فرمايد) ((والذين امنوا واتبعتهم ذريتهم )) الايه درباره ى پيامبر و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهم السلام ) نازل شده .(163) وى همچنين از ابن عمر نقل مى كند كه گفت : ما وقتى مى شمرديم (افراد مؤ من را) مى گفتيم : ابوبكر و عمر و عثمان - مردى به او گفت : اى اباعبدالرحمن پس على (را چرا در شمارش نمى آورى )؟
ابن عمر گفت : واى بر تو، على از اهل بيت است كه با آنان كسى قياس ‍ نمى شود على با رسول خدا در درجه ى اوست . خداوند مى فرمايد: ((والذين ءامنوا واتبعتهم ذريتهم )) پس فاطمه با رسول خدا در درجه اوست و على با آن دو.(164)
فاطمه (عليها السلام ) ستاره ى درخشان : 88 - آيه نور
الله نور السموات والارض مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فى زجاجة الزجاجة كاءنها كوكب درى يوقد من شجرة مباركة زيتونة لاشرقية ولا غربية يكاد زيتها يضى ء ولو لم تمسسه نار نور على نور يهدى الله لنوره من يشآء و يضرب الله الامثال للناس والله بكل شى ء عليم (165)
((خداوند نور آسمان ها و زمين است : مثل نورش چون مشكات و چراغدانى است كه در آن چراغى است و آن چراغ در شيشه اى است آن شيشه گويا اخترى درخشان است كه از درخت پر بركت زيتون كه نه شرقى و نه غربى است افروخته مى شود. نزديك است كه روغنش هر چه به آن آشت نرسد روشنى بخشد. روشنى و نورى بر روشنايى و نور است . خداوند هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى كند و خداوند اين مثل ها
را براى مردم مى زند و خداوند به هر چيزى داناست .))
چند نكته :
1) نورانيتى هر چيزى از خداوند است . (الله نور السموات والارض )
2) نورانيت خداوند قابل درك نيست ؛ ولى مثل نورانيت خداوند قابل درك است . (مثل نوره كمشكوة )
3) نورانيت مثل نور خداوند، شرق و غرب نمى شناسد. (لا شرقية ولا غربية )
4) گر چه نورهاى فراوانى در جلو راه انسان ها وجود دارد ولى همه ، از آنها بهره نمى گيرند. (نور على نور يهدى الله )
5) تا خداوند دست انسان را نگيرد حتى در وسط نور هم باشد، راه را نمى يابد. (يهدى الله لنوره من يشآء)
6) يكى از راههاى هدايت الهى ذكر تمثيل و نمونه است (و يضرب الله الامثال )
فاطمه (عليها السلام ) در آيه ى نور:
در تفسير نورالثقلين روايت شده از امام صادق (عليه السلام ) درباره ى (آيه ى نور) قول خداوند كه مى فرمايد: كمشكوة فيها مصباح المصباح الاية فرمود: مشكاة (چراغدان ) فاطمه است و مصباح (و چراغ ) حسن و حسين هستند الزجاجة كانها كوكب درى فرمود: فاطمه ستاره اى درخشان بين زنان عالمين بود. ((توقدمن شجرة مباركة )) (مقصود از درخت پر بركت ) ابراهيم (عليه السلام ) است . ((لا شرقية ولا غربية )) (يعنى : ابراهيم (عليه السلام )) نه يهودى و نه مسيحى (بود).(166)
تفسيرى ديگرى از آيه نور:
جابر بن عبدالله انصارى مى گويد: ((وارد مسجد كوفه شدم ، ديدم اميرالمومنين (عليه السلام ) با انگشت مى نويسد و تبسم مى كند. گفتم يا اميرالمومنين ! چه چيز شما را مى خنداند؟ فرمود: تعجب مى كنم از كسى كه اين آيه را مى خواند ولى آن طور كه سزاوار است آن را نمى شناسد. عرض ‍ كردم يا اميرالمومنين ! كدام آيه ؟! فرمود: سخن خداوند: الله نور السموات والارض مثل نوره كمشكوة مشكات (چراغدان ) محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ((فيها مصباح )) من آن مصباح و چراغ هستم ((المصباح فى زجاجة )) زجاجة و شيشه حسن و حسين هستند ((كانها كوكب درى )) و آن (ستاره درخشان ) على بن الحسين است . ((يوقد من شجرة مباركة )) (درخت پاك و شجره ى مباركه ) محمد بن على (عليه السلام ) است و ((زيتونية )) جعفربن محمد (عليه السلام ) است ؛ ((لا شرقية ولاغربية )) موسى بن جعفر (عليه السلام ) و على بن موسى (عليه السلام ) است ، ((يكاد زيتها يضى ء)) (مقصود از آن ) محمد بن على (عليه السلام ) است ((ولو لم تمسسه نار)) محمد بن على (عليه السلام ) است ((نور على نور)) حسين بن على (عليه السلام ) ((يهدى الله لنوره من يشاء)) قائم مهدى (عليه السلام ) است ... .(167)
چگونه تفسيرهاى متفاوت از يك آيه مى شود؟
در پاسخ به سوال فوق بايد دانست كه اهل بيت (عليهم السلام ) از يك نور و درخت پاك هستند و هر كدام در هر زمان به مقتضاى زمان خود ظهور خاصى دارند يكى كاظم مى شود و يكى باقر و ديگرى صادق و آن يكى جواد و گرنه تمام خواص نورانيت در وجود تمام آنهاست و مى شود نام هاى مختلف و زيبا را بر آن ها نهاد و اهل بيت (عليهم السلام ) در هر زمانى با توجه به ويژگى هاى خاص ، آيه را به خاندان رسالت (عليهم السلام ) تطبيق مى فرمايند.
خانه فاطمه (عليها السلام ): 89 - آيه بيوت
فى بيوت اءذن الله اءن ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والاصال (168)
((در خانه هايى كه خداوند اجازه داده است كه (آن خانه ها) مرتفع باشد (و بزرگ شمرده شوند و مورد احترام قرار گيرد) و در آنها نام خداوند با عظمت برده مى شود (و در اين خانه ها) هر صبح و شب خداوند تسبيح مى شود.))
چند نكته از نكات متعدد آيه :
1) ارزش يك محل و مكان به كارى است كه در آن جا صورت مى گيرد. (يذكر فيها...)
2) برترين كارها ياد و تسبيح خداوند است . (يذكر فيها اسمه ...)
3) شرافت و برترى براى يك محل هم از نظر محل و مكان مى تواند باشد و هم از نظر مكانت و معنويت . (اءذن الله اءن ترفع )
4) خانه هايى الهى مى توانند از هر خانه اى بالاتر باشند و خداوند تكوينا و تشريعا اجازه داده است كه برتر باشند. (بيوت اءذن الله اءن ترفع )
5) تخريب اين خانه ها، مقابله با فرامين الهى و خواسته هاى تكوينى و تشريعى خداوند است . (اءذن الله اءن ترفع )
6) هر جا كه موجب تعظيم شعاير الهى باشد و ياد خدا در آن جا باشد مصداق آيه خواهد بود در نتيجه مساجد و مشاهد مباركه ى اهل بيت (عليهم السلام ) و زيارتگاه هاى امامزادگان و حسينه ها از مصاديق آن بيوت خواهند بود.
خانه على و فاطمه (عليهما السلام ):
سيوطى در ((در المنثور)) از انس بن مالك و بريده نقل مى كند كه آنان گفتند: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين آيه را خواند: ((فى بيوت اءذن الله اءن ترفع ...))، ((در خانه هايى كه خداوند اذن داده مرتفع باشند... .))
پس فردى برخاست و گفت : اى رسول خدا! اين خانه ها كدامن