؟ فرمود: خانه هاى پيامبران . پس ابوبكر برخاست و گفت : يا رسول الله ! خانه ى على و فاطمه از آنهاست ؟ فرمود: آرى از برترين آنهاست ))(169)
قتاده در محضر امام صادق (عليه السلام ):
در كافى آمده كه قتاده به امام صادق (عليه السلام ) گفت : ((به خدا سوگند من در برابر فقها نشستم ، پس دلم جلو هيچ يك از آنان ، آن طور كه در برابر شما مضطرب مى شود به تپش و اضطراب نمى افتد.)) حضرت فرمود: ((آيا مى دانى تو كجايى ؟ تو قرار دارى در برابر ((بيوت اءذن الله اءن ترفع ...)) تو چنين جايى (نشسته اى ) و ما، آنان هستيم )) قتاده گفت : ((درست فرمودى ، خداوند مرا فدايت كند. به خدا سوگند؛ آن خانه ها، خانه هاى سنگى و گلى نيست .))(170)
فاطمه (عليها السلام ) از ياد خدا باز نمى ماند: 90 - آيه رجال و شخصيت ها
رجال لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكر الله واقام الصلاة وايتاء الزكاة يخافون يوما تتقلب فيه القلوب والابصار(171)
((رجال و شخصيت هايى كه خريد و فروش آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد مى ترسند از روزى كه در آن قلب ها و ديدگان منقلب و مضطربند.))
همه ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را رها كردند به جز فاطمه (عليها السلام ) و اندى :
سيوطى شافعى در تفسيرش از قتاده روايت مى كند كه گفت :
((براى ما ذكر شده كه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روز جمعه به حال ايستاده خطبه مى خواند و آنان را موعظه مى كرد (و پند مى داد) و آنان را متذكر مى ساخت . پس گفته شد كه كاروان (تجارى همراه با طبل و دف ) آمده است پس (مسلمانان ) شروع به برخاستن (از پاى سخنرانى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حالى كه ايستاده بود) نمودند و تنها گروهى باقى ماندند.
حضرت فرمود: (شما كه باقى مانده ايد) چند نفريد؟ پس خود را شمارش ‍ كردند، ديدند 12 مرد و يك زن هستند. مجددا در جمعه دوم حضرت سخنرانى مى كرد و آنان را پند و تذكر مى داد كه گفته شد كاروانى آمد پس ‍ (مردم ) شروع به برخاستن نمودند تا گروهى باقى ماندند. حضرت فرمود: شما (كه باقى مانده ايد) چند نفريد؟ پس خود را شمارش كردند، ديدند 12 مرد و يك زن هستند. پس حضرت فرمود: ((به آن خدايى كه جان محمد به دست اوست اگر آخرى شما از اولى پيروى مى كرديد (و همه مى رفتيد) تمام وادى را آتش فرا مى گرفت و خداوند نازل كرد: ((واذا راءو تجارة الآية .))(172)
دفع عذاب از بركت حضور فاطمه (عليها السلام ):
گر چه در روايت فوق نام تنها بانويى كه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را رها نكرده برده نشده ولى در روايات ديگر به آن تصريح شده است .
مرحوم سيدهشام بحرانى از ابن شهر آشوب از تفسير مجاهد و ابى يوسف يعقوب بن سنان روايت مى كند كه ابن عباس درباره آيه ى ((واذا راءو تجارة ...قائما)) گفت : ((دحيه كلبى روز جمعه از شام (همراه بار تجارى آمد و با خود) آذوقه آورد و پس در كنار حجارة الزيت بار را نهاد. سپس به طبل زد تا مردم بداند كه بار تجارى آورده است . همه مردم به سمت او آمدند به جز على و حسن و حسين و فاطمه (عليهم السلام ) و سلمان و ابوذر و مقداد و صهيب ، بقيه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در حالى كه به حال ايستاده بر منبر خطبه مى خواند، رها كردند پس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: خداوند روز جمعه به مسجدم نگاه كرد پس اگر اين گروه 8 نفرى نبودند كه در مسجدم نشسته اند (و من را كه پيامبر خدايم رها نكردند) بى شك آتش بر مردم مدينه مى باريد و مردم سنگباران مى شدند مانند قوم لوط و خداوند درباره ى آنان (كه باقى ماندند) نازل كرد: ((رجال لا تلهيهم تجارة ... الاية )).(173)
فاطمه (عليها السلام ) با ديگران فرق دارد: 91 - آيه خواندن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
ولا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا(174)
((خواندن پيامبر را بين خود مانند خواند بعضى از شما بعضى ديگر، قرار ندهيد. (و آن گونه كه يكديگر را صدا مى زنيد پيامبر خدا را صدا نزنيد و رعايت احترام او را بنماييد).))
چند نكته :
1) همچنان كه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از همه برتر است بايد در برخوردها حرمت او را نگه داشت . (لا تجعلوا دعاء الرسول )
2) در هيچ شرايطى انسان حق ندارد برخورد ساده و عادى در برابر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) داشته باشد. (دعاء الرسول )
3) انسانهاى مؤ من با هم مى تواند خودمانى باشند چه بسا با دوستان خود لازم نيست رعايت ادب را بكنند. ولى با پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بايد رعايت حرمت را كرد هر چه احساس نزديكى به او را داشته باشد. (دعاء بعضكم بعضا)
4) خواندن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) چه بسا به عنوان نمونه است . يعنى بايد مسلمانان در گفتار و رفتار رعايت حرمت آن حضرت را داشته باشند.
5) عدم رعايت حرمت ، نشانه ى بى ايمانى يا ضعف ايمان يا لااقل غفلت است .
6) معلوم مى شود در زمان نزول آيه ، مسلمانان حرمت پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را رعايت نمى كردند همان طور كه از آيات سوره ى حجرات استفاده مى شود؛ زيرا با رعايت حرمت آن حضرت نيازى به نزول چنين آيات و دستوراتى نبود.
فاطمه (عليها السلام ) دل پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را شاد مى كند:
مرحوم فيض از كتاب مناقب روايت مى كند كه حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود: ((حضرت فاطمه فرمود: چون اين آيه نازل شد ترسيدم كه به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بگويم : اى پدر من ! پس من هم مى گفتم : يا رسول الله ! آن حضرت چند مرتبه از من روى گرداند. سپس ! من رو كرد و فرمود: اى فاطمه ! اين آيه درباره تو و خاندان و نسلت نازل نشده است . تو از من هستى و من از تو. بى ترديد اين آيه درباره ى اهل جفا و تندى از قريش كه مردمانى متكبر و خودخواه هستند نازل شده است . تو بگو: اى پدر! زيرا گفتن اى پدر (اى بابا) دل را بيشتر زنده مى كند و خدا را بيشتر راضى مى گرداند.(175)
فاطمه (عليها السلام ) شاخه ى شجره ى طيبه : 93 - 92 - آيات شجره طيبه
اءلم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة اءصلها ثابت وفرعها فى السماءَ تؤ يى اءكلها كل حين باذن ربها ويضرب الله الامثال للناس ‍ لعلهم يتذكرون (176)
((آيا نديدى خداوند چگونه مثل زده است ؟ سخنى پاك چون درخت پاكى است كه ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است # ميوه اش را هر دم به اذن پروردگارش مى دهد و خداوند مثل ها را براى مردم مى زند شايد آنان پند گيرند.))
نكاتى درباره ى شجره ى طيبه :
1) درخت پاك ، در زمين پاك رشد پيدا مى كند و ريشه دار است . (اءصلها ثابت )
2) درخت پاك ، ميوه پاك مى دهد و هيچ آلودگى و آفتى را با خود ندارد. (توتى اءكلها)
3) درخت پاك ، هم زمين و هم فضا را پر مى كند. (اءصلها ثابت و فرعها فى السماء)
4) درخت پاك و ريشه دار، مقاوم است و در برابر حوادث و طوفان ها پابرجاست . (اءصلها ثابت )
5) ميوه ى درخت پاك فصلى نيست بلكه دايمى است . (كل حين )
6) هيچ چيز در عالم بدون اذن الهى تحقق پيدا نمى كند. (باذن ربها)
7) اين نوع درخت تحت تربيت و ربوبيت حضرت حق است و چون او پاك است اين مربوب و مخلوق نيز از بهترين خواهد بود. (ربها)
8) اين درخت 