103 - آيات چهره هاى روشن
وجوه يومئذ مسفرةَ ضاحكة مستبشرة
چهره هايى در آن روز روشن هستند # خنداند و بشارت خواهند.))
حديثى كه در ذيل آيه ى 99 از بحار نقل كرديم نشان دهنده ى وضعيت حضرت زهرا (عليها السلام ) در قيامت است و اين آيه را معنا مى كند. حديث ذيل نيز مويد آن است .
حسكانى در شواهدالتنزيل از انس بن مالك روايت مى كند كه مى گويد: ((از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) درباره ى قول خداوند (وجوه يومئذ مسفرة ) پرسيدم . فرمود: اى انس ! آن وجوه و چهره ها، وجوه ما فرزندان عبدالمطلب هستند. من ، على ، حمزه ، جعفر، حسن و حسين و فاطمه از قبورمان خارج مى شويم و نور چهره ى ما مانند خورشيد درخشنده ، در روز قيامت است . خداوند فرمود: (وجوه يومئذ مسفرة )، يعنى (چهره هايى كه ) با نور (آنان ) زمين قيامت نورانى است . (ضاحكة مستبشرة ) خندان و بشارت خواه به ثواب الهى كه خداوند به ما وعده داده است .(196)
فاطمه (عليها السلام ) در شب معراج : 103 - آيه معراج
ءامن الرسول بما اءنزل اليه من ربه والمومنون (197)
((رسول ايمان آورد به آنچه از طرف خدايش بر او نازل شد و (همچنين ايمان آوردند) مؤ منان .))
مرحوم شبر در كتاب جلاءالعيون روايت مى كند از اهل سنت كه ابن عباس ‍ گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: چون در معراج به آسمان برده شدم ديدم كه بر درب بهشت نوشته است خدايى جز الله نيست . محمد رسول خاست . على حبيب خداست . حسن و حسين انتخاب شده خدايند. فاطمه امة الله است . بر كسانى كه آنان را به غضب آورند لعنت خداست .(198)
فاطمه (عليها السلام ) زهره است : 104 - آيه ستارگان
والشمس والقمر والنجوم مسخرات باءمره (199)
((خورشيد و ماه و ستارگان به امر او مسخر هستند (و فرمان او را مى برند).))
انس بن مالك مى گويد: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((چون خورشيد را از دست داديد پس به نزد ماه بياييد و چون ماه را از دست داديد به نزد زهره بياييد و چون زهره را از دست داديد به نزد دو فرقد(200) بياييد.
گفته شد: اى رسول خدا! (مقصود از) خورشيد چيست ؟ آن حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: من . گفته شد: (مقصود از) ماه چيست ؟ فرمود: (صلى الله عليه و آله و سلم ): على . گفته شد: (مقصود از) زهره چيست ؟ حضرت فرمود: فاطمه . گفته شد: (مقصود از) دو فرقد چيست ؟ فرمود: (صلى الله عليه و آله و سلم ): حسن و حسين .(201)
فاطمه (عليها السلام ) وسيله ى قرب الهى : 105 - آيه وسيله 1
اءولئك الذين يدعون يبتغون الى ربهم الوسيلة (202)
((آنان كسانى هستند كه مى خوانند (و با خواند خود) وسيله به سمت خدايشان را مى جويند.))
تذكر:
آيه ى فوق از آيات مشكل قرآنى است و مرحوم علامه ى طباطبايى (رحمه الله ) نيز به صورت ترديد آيه را معنى مى كند و لذا بعضى افراد منحرف براى رسيدن به اهداف خود به اين آيه تمسك كرده اند و ما قصدمان در اين جا متذكر شدن روايتى درباره ى حضرت فاطمه ى زهرا (عليها السلام ) است .
و در ذيل آيه ى بعد ان شاءالله به نكته اى مهم اشاره خواهيم كرد.
اما روايت :
حاكم حسكانى در شواهد التنزيل از عكرمه در ذيل آيه فوق روايت مى كند كه گفت :
((اولئك الذين ... الوسيلة آنان پيامبر، على ، فاطمه ، حسن و حسين (عليهم السلام ) هستند.))(203)
مخفى نماند كه عكرمه غلام ابن عباس بود و از خوارج دشمن على (عليه السلام ) بود و با آن حضرت جنگيد و بنابر آنچه در كتاب ((على فى القرآن )) آمده است وى اهل آتش است و ذكر روايت فوق از مثل عكرمه كه بر دشمن على (عليه السلام ) مرد به خاطر اين است كه دلالتش ‍ محكم تر باشد؛ زيرا فضل ، آن است كه دشمن به آن گواهى دهد.(204)
فاطمه (عليها السلام ) با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ): 106 - آيه وسيله 2
يا اءيها الذين ءامنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة وجاهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون (205)
((اى اهل ايمان تقواى الهى پيشه كنيد و به سمت خداوند وسيله را برگزينيد و در راه او جهاد كنيد شايد رستگار شويد.))
تذكر:
در كتاب 110 على (عليه السلام ) در قرآن به چند نكته پيرامون آيه ى فوق اشاره شده است و بيان شده كه مقصود از وسيله چيست . لذا از ذكر مجدد آن خوددارى مى كنيم و به ذكر حديثى در اين جا اكتفا مى كنيم .(206)
ابن مغازلى شافعى در كتابش از حارث روايت مى كند كه على - كرم الله وجهه - فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: در بهشت درجه اى است كه وسيله ناميده مى شود و آن وسيله ، پيامبر است و اميدوارم من آن (وسيله ) باشم ؛ پس چون آن را خواستيد آن را برايم بخواهيد. پس گفتند: اى رسول خدا! چه كسى با تو هم مسكن است ؟
فرمود: فاطمه و شوهرش و حسن و حسين - رضى الله عنهم -(207)
نكته :
از آيه ى مورد بحث به خوبى استفاده مى شود كه انسان مؤ من هم چنان كه بايد اهل تقوى و جهاد باشد بايد براى رسيدن به خداوند از وسيله استفاده كند لكن آن وسيله بايد مشروع باشد و انسان آن را از حد وسيله بودن خارج نداند و عبادت خداوند را به خاطر توجه و توسل به آن وسيله ترك نكند و از خداوند غافل نشود هر چند وسيله از مقربان الهى باشد و بعضى كه نتوانستند اين مطلب را درست درك كنند به آيه 57 سوره ى اسراء تمسك كردند و توسل به مقربان الهى را نفى كرده و آن را باطل و نوعى شرك دانسته اند در حالى كه بين اين دو، به قول مرحوم علامه ى طباطبايى (رحمه الله ) تفاوت زيادى است وى بيانى دارد كه تلخيص آن چنين است :
((توسل به خداوند به وسيله ى بعضى از مقربان الهى غير از آن چيزى است كه مشركان و بت پرستان داشتند؛ زيرا آنان توسل به خداوند مى جستند و به وسيله ملائكه ى گرامى و جن و اولياى از انسان مقرب مى شدند در نتيجه عبادت خداوند را ترك مى كردند و ديگر اميدى به خدا نداشتند و از او ترسى نداشتند و تنها وسيله را مى پرستيدند و اميد به رحمت آن وسيله داشتند و از خشم آن وسيله مى ترسند و براى رسيدن به آن وسايل كه آنان را ارباب و آلهه مى دانستند به بت ها و تماثيل متوسل مى شدند. پس در نتيجه بت ها را مى پرستيدند و براى آن ها ذبح مى كردند و حتى آن ارباب ها و ملائكه و جن و اولياء را رها مى كردند و تنها به عبادت و ذبح براى بتان اكتفا مى كردند و خلاصه ى سخن اين كه آنان ادعاى تقرب به خدا را به وسيله ى بعضى از بندگان يا بت ها داشتند، آن گاه تنها وسيله را مى پرستيدند آن هم به طور مستقل - و تنها اميد و ترسشان از وسيله به طور استقلال بود نه از خداوند، پس آنان را شريك مستقل خداوند در ربوبيت و عبادت مى دانستند.))(208)
ديگرن با فاطمه (عليها السلام ) برابر نيستند: 107 - آيه عدم استواء
وما يستوى الاحياء ولا الاموات (209)
((زندگان و مردگان مساوى نيستند.))
مرحوم سيد هاشم بحرانى در تفسير برهان از اهل تسنن با سندشان از ابن عباس روايت مى كند كه گفت : ((خداوند كه مى فرمايد وما يستوى الاعمى والبصير، ((كور و بينا يكسان نيستند)) كور ابوجهل است و بينا اميرالمومنين (عليه السلام ) است . ولا الظلمات ولا النور، ((ظلمت ها و روشنايى يكسان نيستند)) ظلمت ها ابوجهل است و نور اميرالمومنين است . ((ولا الظل ولا الحرور))، ((سايه و حرارت برابر نيستند.)) ظل و سايه ا