ميرالمومنين (عليه السلام ) در بهشت است و حرور، يعنى ابى جهل در جهنم است پس ‍ خداوند آن ها را جمع كرد و فرمود: وما يستوى الاحياء ولا الاموات ((و زندگان و مردگان مساوى نيستند.)) زندگان ، على ، حمزه ، جعفر، حسن ، حسين ، فاطمه و خديجه (عليهم السلام ) هستند و مردگان كافر مكه هستند.(210)
نظير اين روايت را حسكانى در شواهد التنزيل آورده است .(211)
حرمت حضرت فاطمه (عليها السلام ) نزد خداوند: 108 - آيه وارثان كتاب
ثم اءورثنا الاكتاب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد ومنهم سابق بالخيرات باذن الله ذلك هو الفضل الكبير(212)
((آن گاه كتاب را براى كسانى كه از بندگان خويش برگزيده بوديم به ارث گذاشتم . پس گروهى از آنان ستمگر به خويش هستند و گروهى بر ميانه راه هستند و گروهى سبقت گرفته به خوبى ها به اذن خداوند هستند. آن فضل بزرگ خداوند است .))
امام (عليه السلام ) چگونه تفسير مى كند؟
1) مرحوم مجلسى در بحار روايتى را متذكر مى شود كه مضمون آن چنين است : ((حسن بن راشد مى گويد: من از زيد بن على در نزد امام صادق (عليه السلام ) بدگويى كردم . حضرت فرمود: چنين نكن . خداوند عمويم را رحمت كند. او به نزد پدرم آمد و گفت : مى خواهم بر اين طاغى و ستمگر قيام كنم . پدرم فرمود: چنين نكن . مى ترسم تو كشته شوى و در پشت كوفه به دارت بزنند. آن گاه امام صادق (عليها السلام ) را به خاطر عظمتش در نزد خود بر آتش حرام كرده است و درباره ى ذريه و نسل او نازل شد: ((ثم اورثنا الكتاب ... بالخيرات )) آن گاه حضرت آن سه گروه را تفسير فرمود.))(213)
2) ابى اسحاق سبيعى مى گويد:
((من براى حج خارج شدم پس حضرت محمد بن على (عليه السلام ) را ملاقات كردم و از آيه ى ((ثم اورثنا الكتاب ... من عبادنا)) پرسيدم . حضرت فرمود: اى ابى اسحاق ! قوم تو، يعنى مردم كوفه در اين باره چه مى گويند؟ گفتم : آنان مى گويند: اين آيه مربوط به آنان است . حضرت فرمود: اگر آنان اهل اين آيه هستند و اهل بهشت هستند پس از چه چيز مى ترسند (زيرا در پايان آيه و آيه ى بعد همه را اهل بهشت معرفى مى كند.) گفتم : فدايت شوم شما چه مى فرمايى ؟ فرمود: اين آيه تنها از براى ما است . اى ابا اسحاق ! سابق به خيرات و پيشتازان به خوبى ها على ، حسن و حسين (عليها السلام ) و امام از ماست و مقتصد و بر ميانه راه ، روزه دار در روز و شب زنده دار در شب است و ظالم لنفسه و ستمگر به خويش (از نسل رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )) همچون بقيه مردم است كه مورد غفران و آمرزش قرار مى گيرد.
اى ابااسحاق ! خداوند به وسيله ى ما شما را آزاد مى كند و شما را از ذلت خارج مى كند و به خاطر ما گناهان شما را مى آمرزد و آغاز و پايان به جهت ماست و ما كهف و پناه شما هستيم مانند كهف و پناه اصحاب كهف و ماكشتى (نجات ) شما هستيم چون كشتى نوح و ما، درب آمرزش شماييم همانند درب آمرزش بنى اسرائيل .))(214)
جلوه ى فاطمه (عليها السلام ): 109 - آيه چادر
يا اءيها النبى قل لازوجك وبناتك ونساء المومنين يدنين عليهم من جلابيبهن ذلك اءدنى اءن يعرفن فلا يؤ ذين وكان الله غفورا رحيماَ لئن لم ينته المنفقون والذين فى قلوبهم مرض والمرجفون فى المدينة لنغرينك بهم ثم لا يجاورونك فيها الا قليلا(215)
((اى پيامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مؤ من بگو كه چادرهاى خويش را بر خويش نزديك كنند آن نزديكتر است كه آنان شناخته شوند پس مورد اذيت قرار نگيرند و خداوند بخشنده مهربان است # اگر منافقان و آنان كه در دل بيمارى دارند و كسانى كه اراجيف را در شهر پخش مى كنند دست (از كار خود كه اذيب كردن همسران و دختران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و زنان اهل ايمان است ) برندارند تو را بر ضد آنان مى شورانيم . آن گاه به جز مدت زمانى كوتاه در كنارت نمى مانند.))
چند نكته درباره ى آيات حجاب :
1) نه تنها مسؤ وليت خانواده پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بلكه مسؤ وليت حفظ عفت عمومى بر عهده ى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) است . (يا اءيها النبى قل )
2) اين مسؤ وليت با صرف گفتن و ابلاغ پايان پذير نيست بلكه از تهديد نيز چه بسا استفاده مى شود. (لئن لم ينته )
3) سه گروه محترم در جامعه وجود دارد كه بايد حرمت آنان محفوظ بماند؛ زنان و دختران پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و زنان اهل ايمان . اءزوجك وبناتك ونساء المؤ منين
4) در مقابل ، سه گروه فاسد و هم جهت نيز در جامعه هستند منافقان ، بيماردلان و پخش كنندگان شايعه ها. المنفقون والذين فى قلوبهم مرض ‍ والمرجفون
5) وجود عفت عمومى خلاف خواست سه دسته ى فوق است .
6) راه حفظ عفت عمومى بهره برى از پوشش چادرى است . (من جلابيبهن )
7) داشتن چادر كافى نيست بلكه بايد پوشش آن به بهترين وجه باشد و آن از زن مسلمان جدا نباشد، يعنى هم بايد زن آن را از قسمت سر آن را به صورت نزديك كند و عقب نباشد و جلو آن نيز برخود نزديك كند و از زن فاصله نگيرد. (يدنين عليهن )
جلباب چادر است :
8) جلابيب كه جمع جلباب است جامه ى بلندى است كه تمام بدن را مى پوشانند و تنها سرو گريبان را نمى پوشاند؛ زيرا آنچه سرو سينه وگريبان را مى پوشاند و از آن به مقنعه و روسرى تعبير مى شود در قرآن از آن به عنوان ((خمر)) ياد كرده است و در سوره ى نور فرموده است: وليضربن بخمرهن على جيوبهن (216) ((و بايد زنان مقنعه و روسرهاى خويش را بر گريبان خويش بپيچند.)) و جلباب به معناىجامه سرتاسرى است . حضرت سجاد (عليه السلام ) مى فرمايد: وانزع عنا جلابيب مخالفتك (217) ((پروردگارا از ما جامعه هاى نافرمانيترا بكن .)) ترديدى نيست كه امام مى خواهد بفرمايد كه خدايا هيچ از اعضا ما از دستورات تو تخطى نكند و جامه اى كه تمام بدن را مىپوشاند، چادر است . چادر وصله دار و زندگى ساده ى حضرت فاطمه (عليها السلام ):
سلمان فارسى مى گويد:
((روزى حضرت فاطمه (عليها السلام ) را ديدم كه چادرى وصله دار و ساده بر سر دارد. در شگفتى ماندم و گفتم : عجبا! دختران پادشان ايران و قيصر روم بر كرسى هاى طلايى مى نشينند و پارچه هاى زربفت به تن مى كنند، وه اين دختر رسول خداست كه نه چادرهاى گران قيمت به سر دارد و نه لباس هاى زيبا!!))
فاطمه (عليها السلام ) پاسخ داد ((اى سلمان ؛ خداوند بزرگ لباس هاى زينتى و تخت هاى طلايى را براى ما در روز قيامت ذخيره كرده است .))
حضرت آن گاه به خدمت پدر رفت و شگفتى سلمان را مطرح فرمود: ((اى رسول خدا! سلمان از سادگى من تعجب نمود سوگند به خدايى كه تو را مبعوث فرمود، مدت پنج سال است فرش خانه ى ما پوست گوسفندى است كه روزها بر روى آن شترمان علف مى خورد و شبها بر روى آن مى خوابم و بالش ما چرمى است كه از ليف خرما پر شده است .(218)
چگونه فاطمه (عليها السلام ) پاره تن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شد؟ نزديك ترين لحظه زن به خدا:
حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام ) به بهترين وجه به آيه ى فوق عمل كرد - اميرالمومنين (عليه السلام ) مى فرمايد: ((روزى فردى نابينا اجازه ى ورود بر فاطمه (عليها السلام ) را خواست و حضرت خود را پوشانيد. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او فرمود: چرا خود را مى پ