 بين اءحد منهم )
5) البته ممكن است پيامبران از جهت كمالات متفاوت باشند. (تلك الرسول فضلنا بعضهم على بعض )(239)
6) ايمان همراه تسليم بودن در برابر فرمان الهى مورد امر خداوند است . (قولوا... ونحن له مسلمون )
7) ايمان با ويژگى هاى فوق و مؤ منان داراى آن خصوصيات مورد تاءييد خدايند. (فان ءامنوا بمثل ما ءامنتم )
8) در سوره ى حمد آيه ى 6، از خداوند، هدايت به صراط مستقيم را مى خواهيم و در آيه ى مورد بحث نمونه اى از آن هدايت را ذكر مى كند. (قولوا...)
9) اگر به دنبال هدايت ، هدايت پذيرى باشد مفيد خواهد بود وگرنه راهنمايى كردن ديگرى بدون ترتيب اثر دادن از طرف آن شخص تنها فايده اش اتمام حجت خواهد بود. فان ءامنوا بمثل ما ءامنتم به فقد اهتدوا
10) انسان در زندگى نياز به الگو دارد. فان ءامنوا بمثل ما ءامنتم به فقد اهتدوا...)
11) اگر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى اهل ايمان الگوى خوبى است جمعى از افراد امت نيز مى توانند براى مردم الگوى خوبى باشند. لكم فى رسول الله اسوة حسنة (240) فان ءامنوا بمثل ما ءامنتم به فقد اهتدوا...
12) معلوم مى شود مورد خطاب در آيه ، هر انسان مومنى نيست بلكه مومنانى هستند كه چون رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى توانند اسوه و الگو براى مردم باشند.
تفسير امام (عليه السلام ) از آيه :
محمد بن نعمان از سلام روايت مى كند كه امام ابى جعفر (عليه السلام ) درباره ى آيه ى شريفه قولوا امنا بالله وما انزل الينا فرمود: خداوند در اين آيه قصد كرده است على (عليه السلام )، فاطمه ، حسن و حسين را و بعد از آنان (اين آيه ) درباره ى امامان (عليهم السلام ) است . (يعنى مخاطب در آيه اين بزرگان هستند.) آن گاه خداوند سخن را درباره مردم قرار مى دهد و مى فرمايد ((فان ءامنوا (يعنى الناس )، اگر ايمان آوردند (يعنى مردم ) بمثل ما ءامنتم به (يعنى عليا وفاطمه ...) آن گونه كه شما (يعنى على و فاطمه و حسن و حسين و ائمه (عليهم السلام )) ايمان آورديد پس قبول هدايت كرده اند و هدايت شده اند و اگر پشت كردند پس بى شك آنان در شقاق (و جدايى از حق و انحراف ) هستند.(241)
خداوند به فاطمه (عليها السلام ) سوگند مى خورد: 116 - آيه شفع
والفجرَ وليال عشرَ والشفع والوتر(242)
((قسم به سپيدى صبح # و شب هاى دهگانه # و سوگند به جفت و طاق .))
نكاتى چند درباره ى قسم :
1) هر چه مورد قسم قرار گيرد در نظر كسى كه قسم مى خورد محترم و با ارزش است . (وانه لقسم لو تعلمون عظيم )(243)
2) گر چه آنچه در جهان خلقت وجود دارد ارزشمند است ولى مطئنا همه از نظر ارزش يكسان نيستند. (انا كل شى ء خلقنه بقدر)(244)
3) خداوند به چيزهايى كه در واقع بزرگ است سوگند مى خورد.
4) برترين مخلوقات خداوند انسان كامل است ؛ زيرا خليفه خداست . (انى جاعل فى الارض خليفة )(245)
5) در نتيجه : گر چه قسم ها در قرآن به پديده هاى مختلف است ولى مى تواند در باطن سوگند به امور ديگرى باشد كه در حقيقت ويژگى اصلى آن پديده را دارا هستند وگرنه جايگاه ستارگان آن قدر مهم نيست كه خداوند از آن به سوگند عظميم ياد كند ژ اءقسم بمواقع النجوم - وانه لقسم لو تعلمون عظيم (246) لذاابن عباس مواقع نجوم و جايگاه ستارگان را به نزول قرآن تفسير كرده است (247) گويا هر سوره يا آيه را چون ستاره مى داند و زجاج و فراء نظر ابن عباس را قبول كرده اند و آيه ى شريفه ى وانه لقسم لو تعلمون عظيم ، ((و بى شك اين سوگند بزرگى است اگر بدانيد)) را مويد آن دانسته اند.(248)
6) همان طور كه ابن عباس آيات قرآنى را چون ستارگان مى داند انسان هايى كامل چون پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و خاندان او (عليهم السلام ) ستارگانى هستند كه مى توانند هدايتگر انسان ها باشند. ولذا در تفسير كشف الاسرار آمده كه در تفسير آيه ى فلا اقسم بمواقع النجوم ، ((سوگند به جايگاه ستارگان )) گفته شده : يعنى ؛ قسم مى خورم به قلب محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )؛ زيرا محل قرار گرفتن ستارگان قرآن است . و گفته شده مواقع نجوم علما و دانشمندان است .(249)
مرحوم كلينى در سه روايت با عبارت مختلف اين مضمون را از حضرت رضا و حضرت صادق (عليهما السلام ) روايت مى كند كه فرمودند: نجم و ستارگان رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .(250)
در دعاى ندبه نيز مى خوانيم : اين الشموس الطالعة ؟ اين الاقمار المنيرة ؟ اين الانجم الظاهرة ؟، ((كجايند خورشيدهاى روشنگر؟ كجايند ماه هاى روشنى بخش ؟ كجايند ستارگان آشكار و هويدا؟))
7) بنابراين شايد بهترين سخن درباره ى قسم هاى قرآنى اين باشد كه بگوييم : خداوند به انسان هاى كامل كه خليفه الهى و مسجود ملائكه هستند و در حقيقت ويژگى اصلى پديده ها به نحو اكمل در آنان است سوگند ياد كرده است ؛ وگرنه جايگاه ستارگان و شب و روز... آنان قدر اهميت ندارد كه خداوند در قسم به آنان بفرمايد: وانه لقسم لو تعلمون عظيم ، ((و بى شك اين سوگند بزرگى است اگر بدانيد.)) لذا مى بينيم در روايات ، سوگند به انسان هاى كامل تفسير شده است .
8) در كتب تفسير از جمل در معانى آيات اول سوره ى فجر آمده است كه مقصود از شفع على و فاطمه (عليه السلام ) هستند و مقصود از وتر حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .(251)
روايتى ديگر:
احمد بن حنبل در كتاب فضائل در حديث 267 از باب فضائل على (عليه السلام ) روايت مى كند كه على (عليه السلام ) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ستارگان امان براى اهل آسمان هستند چون ستارگان رفتند (و نظم آسمان ها به هم ريخت ) اهل آسمان نيز مى روند (و از بين مى روند) و اهل بيت من امان براى اهل زمين هستند پس چون اهل بيتم بروند اهل زمين مى روند (و نابود مى شوند).(252)
مويد حديث فوق روايات است كه در كتب حديث از جمله كتاب كافى است كه نمونه ى از آن را ذكر مى كنيم .
ابى حمزه مى گويد: به امام صادق (عليه السلام ) گفتم : آيا زمين بدون امام باقى مى ماند؟ فرمود: اگر زمين بدون امام بماند اهلش را نابود مى كند و در درون خود فرو مى برد.(253)فصل سوم : آياتى كه در شاءن اهل بيت (عليهم السلام ) است و حضرت فاطمه ى زهرا (عليها السلام ) از برترين مصاديق آنهاست .
فاطمه زهرا (عليها السلام ) انتخاب شده است : 118 - 117 - آيات اصطفاء
ان الله اصطفى ءادم ونوحا وءال ابراهيم وءال عمران على العالمينَ ذرية بعضها من بعض والله سميع عليم (254)
((بى ترديد خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد # آنها فرزندان (دودمانى بودند كه پاكى و تقوا و فضيلت را) بعضى از بعضى ديگر (گرفته بودند) و خداوند شنوا و داناست .))
آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) آل ابراهيم (عليهم السلام ) هستند:
اگر خداوند به خاطر ابراهيم و عمران ، اهل و آل آنان را بر جهانيان برگزيده است ، پس اهل و آل پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه افضل خلق خداوند است بر همگان فضيلت دارند و آيه ى 34 ((ذرية بعضها من بعض )) مى تواند اشاره به آن باشد، گذشته از آن كه در قرائت اهل بيت (عليهم السلام ) بعد از آل عمران آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز آمده است .
مرحوم طبرسى در مجمع البيان مى فرمايد