 و آل محمد سوال شوند.(283)
حساب و كتاب شيعه با فاطمه (عليها السلام ) است : 128 - 127 - آيات بازگشت و حساب
ان الينا ايابهمَ ثم ان علينا حسابهم (284)
((بى ترديد بازگشت آنان به سوى ماست # سپس بى شك حسابرسى آنان بر ماست .))
قبيصه از امام صادق (عليه السلام ) روايت مى كند كه فرمود:
قول خداى عزوجل كه مى فرمايد ((ان الينا... حسابهم )) درباره ماست . گفتم : من از تفسير آن از شما مى پرسم (كه مقصود از اين كه درباره ى شماست چيست ؟) فرمود: آرى اى قبيصه ! چون روز قيامت شود، خداوند حساب شيعيان ما را به ما واگذارد، سپس آنچه بين آنان و بين خدا باشد (يعنى حق الله را) محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) از خداوند طلب بخشش مى كند و آنچه بين آنان و بين مردم از مظالم عباد باشد (يعنى حق الناس را) محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) از طرف آنان آن را ادا كند و آنچه بين ما و آنان باشد (يعنى حق امامان و اهل بيت (عليهم السلام )) ما آنان را ببخشيم تا اين كه بدون حساب وارد بهشت شوند.(285)
نكته ى ضرورى :
گرچه حضرت در روايت فوق و ساير روايات به نجات شيعه از گرفتارى هاى قيامت اشاره مى كند ولى نبايد انسان با ديدن اين روايات نسبت به گناه تجرى پيدا كند؛ زيرا اين روايات در باب فضايل شيعه است . اگر گسى اصل دين و ولايت و تشيع را داشته باشد از گناه خوددارى مى كند و اگر احيانا از او گناهى سر زد آن گناه چه حق الله باشد يا حق الناس يا حق الولايه ، به خاطر دارا بودن دين مرضى الهى مورد شفاعت قرار مى گيرد همان طور كه در ذيل آيه ى ولا يشفعون الا لمن ارتضى ، ((شفاعت نمى كند مگر براى كسى كه مورد رضايت باشد.)) روايت وارد شده كه مقصود، رضايت از دين و عقيده اوست .(286)
و اگر (خداى ناكرده ) گناهان كثرت پيدا كند ممكن است انسان لب مرگ بى ايمان از دنيا برود و از اهل بيت (عليهم السلام ) و شفاعتشان محروم بماند. همان طور كه خداوند مى فرمايد: بلى من كسب سيئة واحاطت به خطيئته فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون (287) ((آرى كسى كه بدى را كسب كند و خطايش به او احاطه پيدا كند (و هيچ نقطه مثبتى در او يافت نشود) پس او اصحاب جهنم است و در آن جاودانه هستند.))
از اين ها گذشته خود داشتن گناه موجب كم شدن ارزش انسان در نزد اهل بيت (عليهم السلام ) است و بايد از آنان خجالت كشيد كه پرونده اى پر از گناه به محضر آنان ارائه شود.
گفته شده حاجب شاعر روزى در حرم اميرالمومنين (عليه السلام ) تحت تاثير ابهت و عظمت مقام والاى آن حضرت قرار گرفت و شعرى را سرود كه يك بيت آن چنين است .
حاجب اگر به روز حشر سروكار با على است 	  	من ضامنم هر چه خواهى گناه كن
بعد آن حضرت را در عالم رويا ديد حضرت به او فرمود: شعرت را اصلاح كن و بگو:
حاجب اگر به روز حشر سروكار با على است 	  	از روى على شرم كن و كمتر گناه كن
محبت فاطمه (عليها السلام ) نشان ايمان : 129 - آيه محبت
ان الذين ءامنوا وعملوا الصلحت سيجعل لهم الرحمن ودا(288)
((همانا آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند خداى رحمن به زودى برايشان محبت قرار مى دهد.))
چند نكته :
1) خداوند چون وعده دهد حتما به وعده اش وفا مى كند.
2) خداوند براى مومنى كه عمل صالح انجام دهد وعده داده است كه برايش در دل ها ايجاد محبت كند. (ان ... ودا)
3) رحمت خداوند اقتضاى محبت براى اين گروه از مومنان را دارد. (سيجعل لهم الرحمن )
4) ابتدا از طرف بنده بايد حركتى باشد تا رحمت خداوند شامل حال او شود. (ان الذين ءامنوا... سيجعل )
5) هر كسى به هر اندازه درجه ى ايمانش برتر و عمل صالحش افزون تر باشد خداوند محبت بيشترى براى او در دل ها ايجاد مى كند.
6) از آن جا كه خاندان رسالت برترين درجات ايمان و عمل صالح را دارند بيشترين محبت ها نسبت به آنها خواهد بود.
دو روايت :
قندوزى حنفى در كتابش روايت مى كند از محمد بن حنفيه كه درباره ى آيه ى شريفه ((سيجعل لهم الرحمن ودا)) گفت : ((مؤ منى نيست جز اين كه در دلش محبت نسبت على و اهل بيتش ‍ دارد.))(289)
وى همچنين از ابى ليلى انصارى روايت مى كند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((بنده ايمان نمى آورد تا اين كه من در نزدش ‍ محبوب تر از خودش باشم و عترت من از عترتش محبوب تر باشد و اهل من در نزدش از اهل خودش محبوب تر باشد و وجود من در نزد او از وجود خودش محبوب تر باشد.(290)
نكته :
مطلبى كه در روايت ابى ليلى انصارى آمده همان چيزى است كه در سوره ى توبه بيان مى كند آن جا كه مى فرمايد:
قل ان كان ءابآؤ كم واءبناؤ كم و... احب اليكم من الله و رسوله وجهاد فى سبيله فتربصوا حتى ياءتى الله باءمره ...(291)
((بگو اگر در نظر شما پدرانتان و پسرانتان ... محبوب تر از خدا و رسولش و جهاد در راهش هستند پس منتظر (عذاب الهى ) باشيد تا خداوند امرش را بياورد و خداوند قوم فاسق را هدايت نمى كند.))
نجات از عقبه ى قيامت از بركت حضرت فاطمه (عليها السلام ): 130 - آيه عقبه
فلااقتحم العقبةَ وما اءدرك ما العقبة (292)
((پس از عقبه و گردونه عبور نكرد # و چه چيز تو را دانا كرد كه عقبه و گردنه چيست ؟))
بهتر از دنيا و آنچه در اوست :
ابان بن تغلب مى گويد:
((به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم فدايت شوم خداوند كه مى فرمايد: ((فلا اقتحم العقبة ))، ((از گردنه عبور نكرد مقصود چيست ؟)) (و چگونه مى توان از عقبه و گردنه ى قيامت به سلامت گذشت ؟) فرمود: هر كه را خداوند به وسليه ى ولايت ما گرامى دارد (و ولايت ما را بپذيرد) پس از عقبه مى گذرد و ما آن عقبه اى هستيم كه هر كس ‍ از ما عبور كند (وما را بپذيرد) نجات مى يابد. آن گاه حضرت بعد از لحضه اى سكوت فرمود: آيا به تو چيزى را بگويم كه براى تو بهتر باشد از دنيا و آنچه در دنياست ؟ گفتم : آرى فدايت شوم فرمود: خداوند كه مى فرمايد: ((فك رقية ))، ((آزادى برده )) همه مردم برده ى آتش ‍ (جهنم ) هستند جز تو و اصحاب و يارانت . بى ترديد خداوند رقاب شما را از آتش به خاطر ولاييت ما اهل بيت آزاد كرد.(293)
نكته :
مويد حديث شريف فوق آيه ى سوال در قيامت است كه بحث آن در شمار 125 و 126 گذشت .
فاطمه (عليها السلام ) اهل ذكر است : 131 - آيه اهل ذكر
وما اءرسلنا قبلك الا رجالا نوحى اليهم فسئلوا اءهل الذكر ان كنتم لا تعلمون (294)
((وما پيش از تو نفرستاديم جز مردانى كه به ايشان وحى مى كرديم اگر نمى دانيد پس از اهل ذكر بپرسيد.))
چند نكته پيرامون آيه :
1) كلمه رجال گر چه به معناى مردان است ولى مى تواند به معناى شخصيت هاى بزرگ باشد در نتيجه از ديدگاه قرآن و وحى ، پيامبران شخصيت هاى بزرگ هستند. (وما اءرسلنا قبلك الا رجالا)
2) چيزى كه پيامبران را ممتاز مى كند وحى بر آنان است . (رجالا نوحى اليهم )
3) نقطه مشترك پيامبران وحى با واسطه است (گرچه بعضى از آنان بدون واسطه به آنان وحى مى شده است )؛ زيرا در آيه ضمير متكلم مع الغير به كار رفته است . (نوحى اليهم )
4) پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) خودش عالم و كارش عالمانه است و نياز به راهنمايى ديگران ندارد و لذا خداوند نفرمود (فاساءل بلكه فرمود: فاساءلوا)
5) ديگران كه نمى دانند بايد بپرسند. (فاساءلوا... ان كنتم لا تعلمون )
6) مردم موظف به رج