لند مرتبه و عالیقدر صدر اسلام است كه همواره در خدمت خاندان نبوت بود، پس از آنكه فاطمه(علیهاالسلام) از دنیا رفت ام ایمن آنچنان ناراحت بود كه دیگر نمی توانست در مدینه بماند بنابراین عازم مكه شد، در راه در بیابان جحفه ، تشنگی بر او غلبه كرد و آبی نیز به همراه نداشت و تشنگی او آنچنان شدید گردید كه به حد خطر مرگ رسید. در این لحظه متوجه خدا گردید و در حالی چشمش پر از اشك بود عرض ‍ كرد: یا رب اتعطشنی و انا خادمه بنت نبیك : پروردگار من ! آیا مرا تشنه می گذاری با اینكه من كنیز دختر پیامبرت (فاطمه) هستم . پس از دعا، دلوی از آسمان پر از آب بهشت بر او نازل شد، از آن آب آشامید و تا هفت سال دیگر تشنه و گرسنه نشد.
داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهارديدفاع علمی از مومنین
دو نفر زن كه در مسئله ای دینی با یكدیگر اختلاف داشتند برای حل اختلاف خود نزد فاطمه علیها السلام رفتند. یكی از زنان مومن و دیگری معاند و كافر بود. فاطمه علیها السلام می فرماید: من دلایل زن مومن را اثبات كردم و حقانیت سخن او را آشكار نمودم و در نتیجه او بر آن زن كه دشمن اسلام بود پیروز گشت و بشدت شاد و مسرور گردید. فاطمه علیها السلام به آن زن مومن كه بسیار خوشحال شده بود فرمود: شادی فرشته ها برای پیروزی تو بر او بیشتر از شادی تو می باشد و غم و اندوه شیطان و یاران او از غم و اندوه این زن كافر زیادتر است .
قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) / محمد رضا اکبريشیعه فاطمه (ع)
مردی به همسرش گفت : نزد فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برو و درباره من از او سوال كن كه آیا من شیعه شما هستم یا خیر؟ همسرش نزد فاطمه علیها السلام رفت و از او سوال كرد.
حضرت فرمود: به او بگو: ان كنت تعمل بما امر ناك وتنتهی عما زجرناك عنه فانت من شیعتنا و الا فلا. اگر به آنچه تو را امر كردیم عمل می كنی و از آنچه نهی كردیم پرهیز می كنی تو از شیعیان ما هستی و گرنه شیعه ما نیستی . زوجه آن مرد گوید: جواب فاطمه علیها السلام رابه شوهرم رساندم. او گفت : وای بر من چه كسی از گناهان و خطاها بدور است ! پس من در این صورت برای همیشه در جهنم هستم زیرا هر كسی از شیعیان آنها نباشد همیشه درآتش جهنم است . همسرش دوباره به خدمت فاطمه علیها السلام می رسد و سخن شوهرش را به آن حضرت می رساند. فاطمه علیها السلام می فرماید: به او بگو آنطور كه گمان كردی نیست ، شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشت هستند. و هر كس ما را دوست بدارد و دوستان ما را هم دوست بدارد و دشمن دشمنان ما باشد و با قلب و زبانش ایمان آورده است اگر مخالفت با امر و نهی ما كند شیعه ما نیست گرچه به بهشت می رود اما بعد از آنكه بوسیله بلاها و سختی ها از گناهانشان پاك شوند یا با انواع سختی ها در عرصه های قیامت و یا ورود در طبقه بالای جهنم كه عذاب می شوند پاك گردند آنگاه بخاطر محبتی كه به ما دارند از جهنم نجاتشان می دهیم و به نزد خود می بریم.
قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) / محمد رضا اکبريفدك و میراث عایشه
امیر المؤ منین علیه السلام به فاطمه علیها السلام فرمود: برو و میراث پدرت (فدك) را بگیر. فاطمه علیها السلام نزد ابوبكر آمد و گفت : میراث پدرم رسول خدا را كه به من تعلق دارد بده . ابوبكر گفت : پیامبران ارث نمی گذارند. فاطمه علیها السلام فرمود: آیا سیلمان برای داود ارث نگذارد؟
ابوبكر كه در برابر منطق محكم فاطمه علیها السلام عاجز ماند غضبناك شد و دوباره گفت : پیامبران ارث نمی گذارند. فاطمه علیها السلام فرمود: آیا زكریا (در قرآن) نگفت : فهب لی من لدنك ولیا یرثنی ویرث من آل یعقوب(فرزندی به من عطا فرما تا از من و آل یعقوب ارث برد). ابوبكر كه دوباره با دلیل محكم فاطمه علیها السلام روبرو شد بدون هیچ منطقی حرف خود را تكرار كرد و گفت : پیامبران ارث نمی گذارند. فاطمه علیها السلام فرمود: آیا در قرآن نیامده است یوصیكم اللّه فی اولادكم للذكر مثل حظ الا نثیین(خداوند درباره فرزندانتان سفارش كرده است كه پسر به اندازه دو دختر ارث می برد). ابوبكر دوباره حرف خود را تكرار كرد كه پیامبران ارث نمی گذارند! این سخن كه پیامبران ارث نمی گذارند را عایشه و حفصه همسران پیامبر صلی اللّه علیه و آله به آن حضرت نسبت داده اند. اتفاقا وقتی عثمان به خلافت رسید عایشه به او گفت : میراث مرا از رسول خدا بده . عثمان به او گفت : تو نگفتی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود ما پیامبران چیزی به ارث نمی گذاریم و حق فاطمه را ضایع كردی ؟ من هم چیزی به تو نخواهم داد.
قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) / محمد رضا اکبريجهیزیه فاطمه (ع)
وقتی پیامبر صلی اللّه علیه و آله تصمیم گرفت كه فاطمه علیها السلام را به عقد علی علیه السلام در آورد به او فرمود: ای علی برخیز و زرهت را بفروش . گوید: من هم رفتم زره ام را فروختم و پول آن را دریافت كرده و بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله وارد شدم و پول زره را به او دادم . نه پیامبر صلی اللّه علیه و آله از مقدار آن سوال كرد و نه من خبری دادم آنگاه بلال را صدا كرد و مبلغی به او داد و فرمود: برو برای فاطمه عطر خریداری كن و مبلغی به ابوبكر داد و گفت : برو برای او لباس و اثاثیه منزل خریداری نما و عمار یاسر و برخی دیگر از اصحاب را به كمك او فرستاد. آنه هم رفتند و اشیاء مورد نیاز را خریداری كردند. جمع آنچه برای جهیزیه زهرا علیها السلام خریدند عبارت بود از: یك عدد پیراهن ، یك رو بنده ، یك حله سیاه خیبری ، یك تختخواب بافته شده از برگ و لیف خرما، دو عدد تشك كه یكی از پشم گوسفند و دیگری از لیف خرما پر شده بود، چهار بالش ، یك پرده پشمی ، یك تخته حصیر، یك دستاس ، یك طشت مسی ، مشكی از پوست ، كاسه ای چوبی ، یك آفتابه ، دو كوزه سفالی ، یك سفره چرمی ، یك چادر بافت كوفه ، یك مشك آب ، مقداری عطر. اصحاب پس از خرید اشیاء مذكور آنها را به محضر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله آوردند. وقتی آنها را به او دادند حضرت آنها را زیر و رو كرد و گفت : خداوند مبارك گرداند.
قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) / محمد رضا اکبريالگوی شوهر داری
یك روز صبح امیر المؤ منین علیه السلام به فاطمه علیها السلام گفت : آیا چیزی در منزل هست بخوریم ؟ فاطمه علیها السلام گفت : سوگند به كسی كه پدرم را به نبوت و تو را به وصایت برگزید چیزی در منزل نیست تا برای شما آماده كنم و دو روز است كه چیزی در منزل نبوده است مگر كمی كه آنهم تو را بر خود و حسن و حسین مقدم داشتم . امام علی علیه السلام گفت : ای فاطمه ! چرا نگفتی تا چیزی برای شما تهیه كنم ؟ فاطمه علیها السلام گفت : یا اباالحسن ! من از خداوند شرم دارم كه شما را به آنچه توان نداری وادار كنم . (چون می دانستم توانائی خرید چیزی را نداری در خواستی نكردم)
قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) / محمد رضا اکبريمقید بودن به آداب اسلام
از مستحبات نماز آن است كه انسان بوی خوش به بدن و لباسش بزند و با لباس پاكیزه نماز بخواند و با احترام و و