وشى شنيده است. اين مقام بر تو گوارا و مبارك باد».

على (ع) درست مانند يك كالبد بى روح كه جسدش در زمين و روانش در مراتب راقيه ى عليين سير مى كند، چشم به آسمان دوخته، همانند موجودى كه از تمام خصايص مادى مجرد شده و مستغرق توجه به مبدأ است، لبانش را با اين كلمات مترنم كرد:

«رَبِّ اَوْزِعْنى اَنْ اَشْكُر نِعْمَتَكَ الَّتى اَنْعَمْتَ عَلىَّ» (پروردگارا! مرا الهام فرما كه در مقابل نعمتى كه به من ارزانى داشته اى، سپاسگزارى نمايم)

[سوره ى نمل، آيه ى 19.]

پيغمبر (ص) با كمال شادى و سرور فرمود: «آمين»

[بحارالانوار، جزء 43، ص 101.]

سپس پيغمبر (ص) به على (ع) فرمود: «هم اكنون به مسجد برو تا من هم بيايم و خطبه ى عقد را در حضور جمعيت مسلمين انشاء كنم».

اميرالمؤمنين (ع) به طرف مسجد رفت. پيغمبر (ص) براى مرتبه ى دوم، مطلب را با فاطمه (س) در ميان گذارد و از او استيذان فرمود. آنگاه به مسجد آمد. به بلال دستور داد اعلام كند عموم مهاجر و انصار در مسجد جمع شوند.

هنگامى كه همه حاضر شدند، پيغمبر اكرم (ص) بر بالاى منبر رفت و شروع به سخنرانى كرد

[متن خطبه ى آن جناب از كتاب بحار، طبع كمپانى، ج 10، ص 35 نقل شده؛ و از كتاب نورالابصار شبلنجى شافعى از اين قرار است: الحمدللّه المحمود بنعمه، المعبود بقدرته، المطاع سلطانه المرهوب من عقابه، المرغوب اليه فيما عنده، النافذ امره فى سمائه و ارضه، الذى خلق الخلق بقدرته، و ميزهم باحكامه و اعزهم بدينه، و اكرمهم بنبيه، محمد (ص) ثم ان اللّه جعل المصاهرة نسباً لاحقاً، و امراً مفرضاً، و حكماً عادلاً و خيراً جامعاً، و شج بها الارحام، و الزمها الانام، فقال تبارك اسمه و تعالى جده: «و هو الذى خلق من الماء بشراً فجعله نسباً و صهراً و كان ربك قديراً» فامر اللّه تعالى يجرى الى قضائه و قضائه يجرى الى قدره، فلكل قضاء قدر و لكل قدر اجل و لكل اجل كتاب، يمحو اللّه ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب، ثم امرنى اللّه تعالى ان ازوج فاطمة من على و اشهدكم انى قد زوجت فاطمه من على على اربعماة مثقال فضة ان رضى بذلك على السنة القائمة والفريضة الواجبة، فجمع اللّه شملهما، و بارك لهما، و اطاب نسلهما، و جعل نسلهما مفاتيح الرحمة و معادن الحكمة و امن الامة و استغفراللّه لى و لكم.]:

ستايش ويژه ى پروردگارى است كه در مقابل نعمتهايش، مورد ثناى بندگان قرار گرفته؛ و بواسطه ى قدرتش، وى را مى پرستند؛ برحسب سيطره و سلطه اى كه بر جهان تكوين دارد، مورد فرمانبردارى واقع شده است. از عقابش، همه هراسان و به نعمت و رحمتش، تمامى راغبند؛ فرمانش در آسمان و زمين نافذ است.

آن خدايى كه با نيروى خود، آفريدگان را پديد آورده و دستورات و فرامين خود را وسيله ى امتياز بين آفريدگانش قرار داده است. هر كس اوامر او را اجرا كند، بر كسى كه در مقابل دساتير وى سركشى نموده، فضيلت دارد. خداوند دين خود را وسيله ى عزت مخلوق خويش قرار داده و آنان را بسبب پيامبر خود- محمد (ص)- گرامى داشته است.

خداوند خويشاوندى بسبب ازدواج را نوعى از نسب و فاميلى قرار داده و ازدواج از نظر قانون تكوين و تدوين، امرى واجب و دستورى عادلانه و نيك است. نسل مخلوقات بوسيله ى ازدواج پديد آمده و بر طبق فطرت آفرينش، كليه ى مردم ملزم به انجام آنند.

خداوند فرمود: «اوست آن خدايى كه بشر را از آب خلق فرمود و بين آنان، نسب خويشاوندى قرار داده است. پروردگار تو توانا است»؛ پس فرمان خدا ، بسوى قضا و حكم و قضايش، بسوى تقدير وى جريان دارد؛ براى هر حكم و قضايى، اندازه اى است و براى هر اندازه و مقدارى، اجلى و براى هر اجلى، نوشته اى است كه هر چه بخواهد، در آن نوشته مى نگارد و هر چه بخواهد، از آن نوشته محو مى فرمايد؛ و نوشته ى اصلى، نزد اوست.

بدانيد كه خداوند متعال به من امر فرمود كه فاطمه (س) را به على (ع) تزويج نمايم و من شما را گواه مى گيرم برحسب يك روش استوار و امر واجبى كه از ناحيه پروردگار فرض گرديده است، دخترم فاطمه (س) را به على (ع) تزويج نمودم در مقابل چهارصد مثقال نقره مهريه؛ اگر على (ع) راضى باشد، خداوند با رشته ى محبت بين اين دو جمع فرمايد و اين ازدواج را بر آنان مبارك گرداند؛ نسل اينها را پاكيزه فرمايد و فرزندان ايشان را كليدهاى رحمت و معادن دانش و حكمت و وسيله ى امنيت اجتماع قرار دهد. اين مطلب را مى گويم و براى خود و شما از خداوند طلب آمرزش مى كنم.

پس از پايان سخنرانى و خطبه، پيغمبر (ص) از منبر فرود آمد و فرمود: «يا على! حركت كن. تو هم خطبه اى به اين مناسبت انشاء كن».

على (ع) عرض كرد: «چگونه در حضور شما سخنورى كنم؟»

رسول اللّه (ص) فرمود: «جبرئيل به من امر كرده كه تو را به سرودن خطبه وادار كنم. بدان اگر داود پيغمبر (ص) نبود، سخنران و خطيب رسمى بهشت، تو بودى».

رسول خدا (ص) رو به مردم كرده، فرمود: «گوش فراداريد. پروردگار، چهار هزار پيغمبر (ص) برانگيخت و براى هر يك از آنها، جانشينى تعيين فرمود. من بهترين پيامبرانم و جانشين من، برترين اوصياء است.

رسول اللّه (ص) ساكت شد و اميرالمؤمنين (ع) شروع به سخن فرمود

[متن اين خطبه، از كتاب بحار، چاپ كمپانى، ج 23، ص 63 نقل شده است: الحمدللّه الذى الهم بفواتح علمه الناطقين، و انار بثواقب عظمته قلوب المتقين، و اوضح بدلائل احكامه طرق الفاصلين، وانهج بابن عمى المصطفى العالمين، علت دعوته الرواغ الملحدين، و استظهرت كلمته على بواطن المبطلين، و جعله خاتم النبيين، و سيدالمرسلين، فبلغ رسالة ربه و صدع بامره و بلغ عن اللّه آياته، والحمد للّه الذى خلق العباد بقدرته، و اعزهم بدينه و اكرمهم بنبيه محمد صلى اللّه عليه و آله، و رحم و كرم و شرف و عظم، والحمد للّه على لقائه، و اياديه، و شهد ان لااله الااللّه شهادة تبلغه و ترضاه، و صلى اللّه على محمد صلوة تربحه و تحظيه، والنكاح مما امر اللّه به و اذن فيه، و مجلسنا هذا مما قضاه اللّه و رضيه، هذا محمد بن عبداللّه زوجنى ابنته و قد رضيت بذلك.]:

ستايش مخصوص خدايى است كه سخنوران را به دانش خود الهام فرموده و با نفوذ بزرگوارش، دلهاى پرهيزكاران را روشن ساخته است؛ راههاى فاصل بين حق و باطل را با دلايل احكامش آشكار نموده و بوسيله ى پسرعمويم- كه برگزيده ى جهانيان است- آن راهها را گشوده است.

دعوت اين پيغمبر (ص) موجب شده كه ناله ى ذلت بار ملحدين بلند گردد. حتى افراد باطل هم به باطن و حقيقت و صدق كلام وى پى برده اند. خداوند او را زينت پيغمبران و سرور رسولان قرار داده است و او هم مأموريت پروردگار را اجرا نموده و آيات الهى را به جهانيان ابلاغ فرموده است.

ستايش ويژه ى آن خدايى است كه بندگان را به قدرت خود آفريده، بسبب دينش به آنان عزت بخشيده و بوسيله ى پيامبرش- محمد (ص)- آنها را گرامى داشته است. درود آفريدگار بر اين پيغمبر (ص) و خانواده اش باد. آن خدايى كه رحمت و كرم و شرافت به همه عنايت فرموده است، به نعمتهاى ظاهر و باطن، او را مى ستايم و گواهى مى دهم پروردگارى بغير او در جهان وجود ندارد. درود خدا بر محمد (ص)، درو