اشكرنه فى كل حالات و اذكرن ما انعم رب العلى- من كشف مكروه و آفات و قد هدانا بعد كفر وقد- انعشنا رب السماوات و سرن مع خير نساء الورى- نفدى بعمات و خالات

يا بنت من فضله ذوالعى- بالوحى منه والرسالات.]

عايشه- همسر جوان رسول اللّه (ص)- با اين سروده ى زيبا، اظهار شادى مى كرد: آنچه را در مجالس نيكو است متذكر باشيد.

بگوئيد كه پروردگار مردم اختصاص داد ما را؛ بدين خود با هر بنده ى سپاسگزار.

ستايش مرآن خدا را بر بخششهايش؛ و سپاس در مقابل خداى عزيز و توانا.

فاطمه را سير دهيد كه خدا، نام او را بلند كرده است؛ و او را به پاكى و پاكيزگى اختصاص داده

[يا نسوة استترن بالمعاجر- و اذكرن ما يحسن فى المحاضر و اذكرن رب الناس قد خصنا- بدينه مع كل عبد شاكر و الحمدللّه على افضاله- والشكر للّه العزيز القادر سرن بها واللّه اعلى ذكرها- و خصها منه بطهر طاهر.]

حفصه- دختر عمر بن خطاب، همسر ديگر رسول اللّه (ص)- اين اشعار را مى سرود: فاطمه بهترين زنان جهان بشريت است؛ صورتش مانند ماه مى درخشد.

اى زهرا! خدا تو را بر تمام عالميان برترى داده؛ به سبب فضيلت كسى كه به آيات و زبر، مخصوص شده.

خداوند، جوانمرد بافضيلتى را همسر تو قرار داد؛ يعنى على كه بهترين مردان اين جمعيت است.

اى دوستان! اين دوشيزه را ببريد؛ كه خود گرامى و دختر مرد بزرگ مرتبه اى هست


    [فاطمة خير نساء البشر فضلك اللّه على ذى الورى زوجك اللّه فتى فاضلاً فسرن جاراتى بها انها كريمة بنت عظيم الخطر.

    و من لها وجه كوجه القمر بفضل من خص بآى الزبر اعنى علياً خير من فى الحضر كريمة بنت عظيم الخطر.] كريمة بنت عظيم الخطر.

بدين ترتيب، فاطمه (س) قدم در خانه على (ع) گذارد.

زهرا (س) و على (ع) در ميان حجله، كنار هم قرار گرفتند. كم كم زنان، اطاق را خلوت نمودند؛ ولى اين دو دلداده، از كثرت شرم، سر به زير افكنده و با هم سخن نمى گفتند؛ تا اينكه پيغمبر (ص) وارد شد. به فاطمه (س) دستور داد «مقدارى آب حاضر كن».

زهرا (س) برخاست و از ميان مشك پرآب گوشه ى اطاق، كاسه ى چوبين خود را پر از آب كرده، تقديم پيغمبر (ص) نمود. رسول اللّه يك جرعه از آن آب را در دهان مباركش مضمضه فرمود و سپس در ميان ظرف ريخت؛ آنگاه آن را بر سر و سينه ها و بين دو شانه ى فاطمه (س) پاشيد. سر را به طرف آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم هذه ابنتى و احب الخلق الى، اللهم هذا اخى و احب الخلق اى، اللهم اجعله لك ولياً و بك حفياً و بارك فى اهله» (بار خدايا! اين فاطمه- دخترم- و اين على- برادرم- از همه ى آفريدگان، نزد من محبوبترند. خدايا! اين برادرم را ولى خود گردان و او را فريفته ى خود ساز و در زندگى به او و خانواده اش بركت ده).

پيغمبر (ص) از اطاق خارج شد و در حاليكه دست مباركش را به چهارچوب درب اطاق گرفته بود، فرمود: «خدا، شما- زن و شوهر- و نسلتان را پاك و پاكيزه آفريده. من خوشوقتم از كسى كه با شما دوستى كند و مى جنگم با آنكه با شما بجنگد. هر دوى شما را به خدا مى سپارم و خدا را ناظر و كفيلتان قرار مى دهم».

رسول اللّه (ص) از منزل فاطمه بيرون آمد و بدين ترتيب زندگى مالامال از عشق و معنويت زهرا (س) و على (ع)، در كنار يكديگر شروع شد.

 د: رابطه پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) با فاطمه زهرا(سلام الله عليها)

74 - استشمام نسيم بهشت از فاطمه

خديجه كبرى (سلام الله عليها) روزى از رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) خواست كه بعضى از ميوه هاى بهشتى را به وى نشان بدهد و تعريف بنمايد. جبرئيل در حالى كه دو سيب از بهشت براى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) آورده بود، شرفياب شد و عرض ‍ كرد:
اى محمد! آن خدايى كه هر چيزى را به اندازه خلق فرموده و براى هر شيئى اندازه و حد معين قرار داده است ، مى گويد: يكى از اين سيب ها را خود بخور و ديگرى را به خديجه اطعام كن و با وى هم بستر شو، زيرا من فاطمه زهرا را از شما به وجود مى آورم .
پس پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) آن چه را كه خداوند فرمود و جبرئيل گفته بود انجام داد، تا اين كه گفت : هر زمانى كه شوق بهشت و نعمت هاى آن بر من ايجاد مى شود، فاطمه را مى بوسم و نسيم بهشت را از او استشمام مى كنم و هر وقت كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين كار را مى كرد، مى گفت : فاطمه فرشته اى است به صورت انسان (85).

75 - بوسيدن فاطمه

از عايشه نقل شده كه به رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) گفتم : چه شده و براى چيست زمانى كه فاطمه را مى بينى او را زياد مى بوسى و زبانت را در دهان او مى گذارى و گويا اين كه اراده مى كنى او را عسل بخورانى ؟
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در جواب فرمودند: همانا، وقتى كه مرا به معراج بردند، جبرئيل مرا داخل بهشت نمود و براى من سيبى آورد كه آن را خوردم ، سپس نطفه اى در پشت من گرديد، وقتى از آسمان برگشتم با خديجه هم بسبر شدم ، كه فاطمه از اين نطفه است و هر زمانى كه اشتياق و شوق به آن ميوه ها پيدا مى كنم ، فاطمه را مى بوسم (86))).

76 - نحوه صدا زدن پدر

فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمودند: وقتى كه اين آيه نازل شد: لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا از آن پس از اين كه بگويم يا ابة (اى پدر جان ) خوددارى كردم و ايشان را به ((رسول الله )) خطاب مى كردم . پس يك بار و دوبار و سه بار وقتى ايشان را ((يا رسول الله )) صدا كردم ، از پاسخ دادن خوددارى فرمودند. سپس به من روى كرده و فرمودند: فاطمه جان ! اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نگرديده ، زيرا كه تو از منى و من از تو؛ اين آيه درباره جفاكاران و اهل خشونت و سختى از قريش ، يعنى انسانهاى خودخواه و متكبران ، نازل گرديده . پس فاطمه جانم ! به من بگو ((اى پدرم ))، زيرا كه اين سخن قلبم را احيا كرده و خدا را راضى مى گرداند)).
عايشه گويد: كسى را در سخن گفتن به رسول خدا(سلام الله عليها) شبيه تر از فاطمه زهرا(سلام الله عليها) پيدا نكردم و هر هنگام كه صديقه طاهره بر پيامبر وارد مى شد، رسول گرامى به وى خوش آمد گفته و دستش ‍ را مى بوسيد و او را در مجلس خود مى نشاند و نيز هر وقت پيامبر بر فاطمه وارد مى شد، آن بانوى بزرگوار پيش پاى پدر برخاسته و خير مقدم مى گفت و دو دست رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) را مى بوسيد(87).

77 - فاطمه در جنگ احد

در روز احد چون فاطمه (عليه السلام) شنيد چهره پدرش آسيب ديده است با گروهى از زنان نزد او رفت و چون پدر را ديد دست در گردن او انداخت و گريست ، سپس آن خون را شست (88).

78 - احترام پيامبر به فاطمه

از عايشه نقل شده است : هرگاه فاطمه (سلام الله عليها) نزد رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى آمد، قام لها من مجلسه و قبل راءسها و اجلسها مجلسه ، و اذا جاء اليها لقيته و قبل كل واحد منهما صاحبه و جلسا معا؛ پيغمبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) از جاى خود برخاسته و سر فاطمه (سلام الله عليها) را مى بوسيد و به جاى خود مى نشاند، و نيز هرگاه پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) به ديدار فاطمه (سلام الله عليها) مى رفت ، حضرتش به استقبال رسول خدا(صلى ا