ه زنان بهشت از اولين تا آخرين

حسن بن زياد عطار گويد: به امام صادق (عليه السلام) گفتم : گفتار رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) كه فاطمه سيده زنان بهشت است ، آيا سيده زنان دوران خود است ؟
فرمود: آن مريم بود و فاطمه سيده زنان بهشت است از اولين و آخرين .
عرض كردم : گفتار رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) كه حسن و حسين (عليه السلام) دو سيد جوانان اهل بهشت اند؟
فرمود: آنها هم سيد جوانان اهل بهشت اند از اولين و آخرين (100).

88 - سخن پيامبر هر بامداد بر در خانه فاطمه

پيغمبر هر سپيده دم بر در خانه على و فاطمه مى ايستاد و مى فرمود: حمد از آن خداى محسن و نيكويى كن و فضيلت بخش ، كه به نعمت خود اعمال صالحه را تمام كرده سميع است و سامع به حمد خدا و نعمت او و حسن آزمايش او بر ما. پناه برم به خدا از دوزخ ، پناه برم به خدا از بامداد دوزخ ، پناه برم به خدا از شام دوزخ ، رحمت بر شما اهل بيت ! همانا خدا خواسته پليدى را از شما ببرد، اى اهل بيت و به خوبى شما را پاكيزه كند(101).

89 - ديدن فاطمه به صورت حوريه در شب معراج

رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: شبى كه مرا به معراج بردند، جبرئيل دستم را گرفت و بهشتم برد و بر يكى از مسندهاى بهشتم رسانيد و يك دانه به من داد و چون او را دو نيم كردم ، يك حوريه از آن بيرون آمد كه مژگان چشمش چون پرهاى جلو كركس بود.
به من گفت : درود بر تو اى احمد، اى رسول خدا، اى محمد!
گفتم : خدايت مهربان باشد، تو كيستى ؟
گفت : منم راضيه و مرضيه ، جبار مرا از سه جنس آفريده : پايين تنم از مشك است و بالاى آن از كافور و ميانه ام از عنبر، و با آب زندگى خمير شدم و حضرت جليل فرمود: باش ! و من بودم و آفريده شدم براى پسر عم و وصى و وزير تو على بن ابى طالب .(102)

90 - شفاعت فاطمه از زنان امت پيامبر

ابن عباس مى گويد: روزى رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) نشسته بود و على و فاطمه و حسنين (عليه السلام) نزد او بودند.
حضرت فرمود: خدايا! تو مى دانى اينان اهل بيت من اند و گرامى ترين مردم نزد من ؛ دوستشان را دوست دار، دشمنشان را دشمن دار، مهربانى كن با مهربانان به آنها و بد دار بدخواه آنها را، كمك كن كمك كار آنها را و آنها را از پليدى پاك كن و معصوم دار از هر گناهى و به روح القدس مؤ يد دار.
اى على ! تو امام امت منى و بر آنها پس از من خليفه اى تو پيشرو اهل بهشتى و گويا من مى نگرم دخترم فاطمه را كه روز قيامت بر اسبى از نور سوار است و از طرف راستش هفتاد هزار فرشته و از چپش هفتاد هزار و جلو رو و دنبالش هر كدام هفتاد هزار فرشته باشد و زنان امتم را به بهشت رهبرى كند هر زنى در شبانه روز پنج نماز بخواند و ماه رمضان را روزه دارد و حج خانه خدا كند و زكات مالش را بپردازد و شوهرش را اطاعت كند و پس از من پيرو على باشد، به شفاعت دخترم فاطمه به بهشت رود و او سيده زنان عالميان است .
عرض شد: يا رسول الله ! او سيده زنان عالم خود است ؟
فرمود: او مريم دختر عمران بود، اما دخترم فاطمه بانوى عالم است از اولين و آخرين . اوست كه چون در محرابش بايستد هفتاد هزار فرشته مقرب بر او سلام دهند و ندايى كه به مريم كردند و به او كنند و گويند: اى فاطمه ! به راستى خدا تو را برگزيد و پاك كرد و برگزيد بر زنان جهانيان .
سپس رو به على (عليه السلام) كرد و فرمود: اى على ! فاطمه پاره تن من است و نور ديده من و ميوه دلم . بد آيدم آنچه او را بد آيد و شادم از شادى اش و او اول كس است از خاندانم كه به من رسد، پس از من با او خوبى كن ، حسن و حسين دو پسر من و دو ريحان من اند و هر دو دو سيد جوانان اهل بهشت اند، بايد پيش تو چون گوش و چشمت عزيز باشند.
سپس دست به سوى آسمان برداشت و گفت : بار خدايا! گواه باش كه من دوستدار دوست آنها و دشمن دشمن آنها و سازش كار سازش كننده آنها و نبرد كن با نبردكننده آنهايم و دشمنم با هر كه بدخواه آنهاست و دوستم با هر كه آنها را دوست دارد(103).

91 - عيادت پدر از دختر

از عمران بن حصين نقل شده است : همانا پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: با ما نمى آيى تا از فاطمه (سلام الله عليها) كه مريض است عيادت بكنيم ؟
عرض كردم : بلى يا رسول الله ! فرمود: پس با ما بيا. با پيامبر رفتم تا اين كه به درب خانه فاطمه (سلام الله عليها) رسيديم . پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) سلام نمودم و اجازه داخل شدن خواست و فرمود: من با كسى كه همراه من هست ، داخل شوم ؟
فاطمه (سلام الله عليها) عرض كرد: اى پدر! بلى ، كسانى كه با شما هستند باهم داخل شويد، قسم به خدا چيزى ندارم ، مگر يك عباى كوچك .
پس پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: خودت را با آن بپوشان . پيامبر فاطمه را تعليم كرد كه چگونه خود را بپوشاند. عرض كرد: قسم به خدا بر سر من مقنعه نيست .
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ملحقه و يا عبايى كه همراه است بگير و آن را مقنعه كن و بعد فاطمه اجازه داد. پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) و عمران داخل شدند.
سپس پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: حالت چگونه است دخترم ؟
فاطمه (سلام الله عليها) عرض كرد: همانا من بيمار هستم و اين بيمارى را گرسنگى كه مى كشم زياد مى كند و غذايى براى من نيست .
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: آيا راضى و خشنود نمى شوى از اين كه تو پيشوا و مقتداى زنان دو جهان باشى ؟
فاطمه (سلام الله عليها) عرض كرد: اى پدر! پس مريم دختر عمران چگونه است ؟
پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: او پيشواى زنان زمان خود است و تو بى بى و پيشواى زنان عالم هستى . قسم به خدا، همسر تو آقاست ؛ هم در دنيا و هم در آخرت (104))).

92 - معرفى فاطمه توسط پيامبر

مجاهد گويد: پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) بيرون آمد، در حالى كه دست فاطمه (سلام الله عليها) را گرفته بود. پس فرمود: ((هر كه اين را مى شناسد كه شناخته است و هر كس كه نمى شناسد بداند كه او فاطمه دخت محمد است ؛ او پاره تن من است و قلب و روحم كه در دو پهلويم قرار دارد؛ هر كه او را بيازارد به راستى مرا آزرده است (105))).

93 - خبر دادن پيامبر از آينده

دخترم فاطمه كه بانوى زنان جهانيان است ، از اولين و آخرين و پاره تن من است و نور ديده من است و ميوه روح من است كه درون من است و حوراء انسيه است . هر وقت در محراب خود برابر پروردگارش بايستد، نورش به فرشتگان آسمان بتابد؛ چنانچه نور اختران بر زمين بتابد و خدا به فرشتگانش فرمايد: فرشتگانم ! ببينيد كنيزم فاطمه ، بانوى كنيزانم را، برابرم ايستاده و دلش از ترس مى لرزد و دل به عبادتم داده ، گواه باشيد كه شيعيانش را از آتش امان دادم و چون او را ديدم به يادم افتاد آنچه پس از من به وى مى شود، گويا مى بينم خوارى به خانه اش راه يافته و حرمتش ‍ زير پا رفته و حقش غصب شده و ارثش ممنوع شده و پهلويش شكسته و جنين او سقط شده و فرياد مى زند: يا محمداه ! و جواب نشنود و استغاثه كند و كسى به دادش نرسد و هميشه پس از من غمديده و گرفتار و گريان است . يك بار يادآور شود كه وحى از خانه اش بريده و بار ديگر ياد جدايى من كند و شب كه آواز 