ت على (عليه السلام) شبها فاطمه (سلام الله عليها) را سوار بر چهارپايى مى كرد و در مجالس انصار مى گردانيد و از آنها مى خواست كه از او پشتيبانى كنند.
آنها در پاسخ مى گفتند: اى دختر پيامبر! بيعت ما با اين مرد (ابوبكر) انجام شد و كار از كار گذشت . اگر شوهر و پسر عموى تو قبل از ابوبكر به سوى ما سبقت مى گرفت ، ما به او مراجعه مى كرديم و رهبرى او را مى پذيرفتيم .
على (عليه السلام) در پاسخ آنها مى فرمود: آيا من جنازه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در خانه اش رها كنم و آن را دفن نكرده بگذارم و به سوى شما بيايم و با مردم درباره حاكميت به جاى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) منازعه كنم ؟!
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: ابوالحسن (عليه السلام) لازم و سزاوار بود كه تجهيزات رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را انجام دهد، ولى مهاجر و انصار كارى كردند كه خداوند آنها را باز خواست و مجازات خواهد كرد(302).

262- داغى كه كهنه نگرديد

از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به بعد، فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را كسى خندان و گشاده رو نديد و به همين حالت تا زمانى كه در قيد حيات بود، از غم پدر گريان بود. رحلت پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) آن قدر بر دختر گرامى اش گران تمام شد، كه وقتى نگاه مباركش بر محراب و منبر و جاى اذان پيامبر افتاد، بى هوش بر زمين افتاد.
زنان به سرعت به سوى وى دويدند و آب به صورت مباركش پاشيدند تا به هوش آمد. آن گاه بر خاست و فرمود: پدرجان ! بعد از تو از دنيا نفرت دارم ، تا زمانى كه نفس دارم ، براى تو گريه خواهم نمود. پدرجان ! شوق من نسبت به تو پايانى ندارد و حزن و غم من بعد از تو به آخر نمى رسد(303).

263- ابلاغ پيام فاطمه توسط زنان مهاجر و انصار

سويد بن غفله مى گويد: پس از عيادت زنان مهاجر و انصار از حضرت زهرا (سلام الله عليها)، زنان عيادت كننده سخنان فاطمه (سلام الله عليها) را به شوهران و مردان خود رساندند. جمعى از بزرگان مهاجر و انصار براى عذر خواهى به حضور آن بزرگوار آمده گفتند: اى سرور زنان جهان ! اگر على (عليه السلام) زودتر خود را براى مقام خلافت در معرض ‍ قرار مى داد، ما با او بيعت نموده و به سوى هيچ كس عدول نمى كرديم ولى ابوبكر پيش دستى كرد و ما با او بيعت كرديم (و كار از كار گذشت ).
فاطمه (سلام الله عليها) به آن عذر تراشان فرمود: از من دور شويد! ديگر بر شما عذرى باقى نمانده و بعد از تقصير و كوتاهى جايى براى عذر نمى ماند.(چرا از آغاز گول خورديد؟ آيا با آن همه حجت و دليل ، باز بيراهه رفتن قابل عذر است ؟!)

264- دريده شدن حجاب خداوند

حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) به نقل از پدر بزرگوارش امام صادق (عليه السلام) در ضمن حديثى طولانى چنين فرمود: پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) به هنگام رحلت از اين دنيا فرمود: ((آگاه باشيد كه در خانه فاطمه ، در خانه من و خانه اش خانه من است . هر كس ‍ هتك حرمت او را كند، حجاب خداوند را دريده و هتك حرمت خدا را كرده است )).
عيسى كه راوى اين حديث است مى گويد: حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) مدتى طولانى گريست و بقيه سخن حضرت رسول را قطع كرده فرمود: به خدا سوگند كه حجاب خداوند هتك شد، به خدا سوگند حجاب خدا هتك شد، به خدا سوگند حجاب خداوند هتك شد، اى مادر! درود خداوند بر او باد(304).

265- چه كسى دختر پيامبر خدا را زد؟

امام حسن مجتبى (عليه السلام)، در مجلس معاويه به مغيرة بن شعبه خطاب كرده و مى فرمايد:
تو بودى كه فاطمه (سلام الله عليها) دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را زدى تا خون از بدن او جارى شد و آنچه كه در شكم داشت سقط نمود، و تو چيزى به جز خار نمودن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )، مخالفت با دستورات وى و هتك حرمت او در نظر نداشتى .
مگر رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) به وى نفرموده بود كه ((تو سرور زنان اهل بهشتى )) به خدا سوگند كه سرنوشت تو در آتش جهنم است (305).

266- عضو ولايت

ام سلمه بر حضرت زهرا (سلام الله عليها) وارد شده ، عرض كرد: اى دختر رسول خدا! چگونه صبح كردى ؟ فرمود: صبح كردم بين غم از دست دادن پيامبر و غصه جانشين او كه مورد ستم قرار گرفته است . به خدا سوگند، پرده احترام او دريده شده و امامت و پيشوايى اش ربوده گشته است (306).

267- تاءسف ابوبكر بر آتش زدن خانه فاطمه

زمانى كه ابوبكر پسر ابى قحافة مريض بود، همان مرضى كه در آن مرد، به عيادت او رفتم ، به او سلام كردم و از او جوياى حال شدم . وى با سختى نشست ، من گفتم : الحمد لله حالت خوب است ...
ابوبكر گفت :... همانا من بر چيزى از دنيا تاءسف نمى خورم ، مگر بر سه كار كه انجام داده ام و اى كاش انجام نداده بودم و سه كار كه انجام ندادم و اى كاش انجام داده بودم ، و سه چيز كه اى كاش از رسول خدا پرسيده بودم .
اما آن سه كار كه انجام دادم و اى كاش انجام نداده بودم : پس اى كاش به خانه فاطمه (سلام الله عليها) حمله ور نشده بودم و آن جا را ترك مى كردم اگر چه عليه من پيمان جنگ بسته مى شد(307).

268- فاطمه در خواب يكى از عالمان

حضرت آيت الله سيد مرتضى فيروز آبادى ، يكى از استوانه هاى علم در حوزه علميه نجف بود و قبل از انقلاب به دست عوامل بيگانه از حوزه علميه نجف اخراج شد و در حوزه علميه قم درس خارج مى فرمود.
در كشكول زاهدى مى گويد: من بارها از خود آيت الله فيروزآبادى شنيدم كه مى فرمود: زمانى كه در نجف اشرف بودم ، يك شب در عالم رؤ يا ديدم در منزل شخصى خود، مجلسى اقامه شده و در آن مجلس حضرت فاطمه (سلام الله عليها) با چادر نشسته است . افرادى از مؤمنين به صف ايستاده ، يكى يكى آمده عرض ادب مى كنند و مى روند. چون همه رفتند، حضرت چادر را كنار زد. از اين عمل بى بى متوجه شدم كه چون من به آن حضرت محرمم ، لذا اين عمل را انجام داد.
چه جمالى ! در عالم خواب گفتم : صورتش شبيه به صورت پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) است .
سپس جلوتر رفته و عرض كردم : مادر! آيا اين كه قريب به هزار و چهار صد سال است خطبا مى گويند، شوهرت على (عليه السلام) را با سر بى عمامه و دوش بى ردا و ريسمان به گردن به مسجد بردند، صحت دارد؟
بى بى فرمود: استحقروا ابا الحسن بعد رسول الله ؛ على را بعد از رسول خدا تحقير كردند!)) من به فارسى مى گفتم و حضرت عربى جواب مى داد.
عرض كردم : مادر! قريب هزار و چهارصد سال است مورخين نوشته اند و خطبا گفته اند كه آن نانجيب به بازوى شما تازيانه زد و سياه شد، و فى عضدها كمثل الدملج .
فرمود: بلى .
آن گاه دست راست را از آستين بيرون آورد، ديدم هنوز بازوى مادرم سياه و كبود است (308).ه : مصايب غصب فدك

269- بخشيدن فدك به فاطمه

امام صادق (عليه السلام) فرمود: پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و مسلمان از جنگى بر مى گشتند در منزلى فرود آمدند و غذا خوردند. جبرئيل فرود آمد و فرمود: اى محمد! برخيز و سوار شو.
حضرت ، سوار شد و جبرئيل با او بود. به وسيله طى الارض به فدك رسيد. هنگامى كه اهل فدك شنيدند سوارى به طرف آنها مى آيد، خيال كردند دشمن ، آنها را غافلگير كرده ، لذا د