اء الله تا پايان عمر اين روضه ماهانه خانگى را خواهم داشت و اكنون كه حدود هشت ماه است از اين جريان مى گذرد، الحمدلله حالم بسيار خوب و توفيقاتم چندين برابر شده و با كمال اميدوارى اشتغال به درس و تبليغ داشته ام و دارم (426).

360 - نماز و توسل به فاطمه در جبهه

يكى از رفقاى بسيجى در جبهه برايم تعريف مى كرد:
در يك عمليات مهم شبانه عليه دشمن متجاوز بعثى ، هنگام پيشروى به ميدانى از مين برخورديم . اين برخورد براى ما بسيار غير منتظره و سنگين بود. چون از طرفى شناسايى نشده بود و شايد هم دشمن آنها را تازه كار گذاشته بود، و از طرف ديگر اگر به موقع به سر قرار نمى رسيديم ، گروهى ديگر از بچه ها به وسيله دشمن قيچى مى شدند.
شرايطى بسيار سخت و جانكاه بود. زمان نيز به كندى مى گذشت . من فشار سنگينى آن لحظات را هنوز هم بر سينه ام حس مى كنم . بالاءخره بنا شد كه بچه ها داوطلبانه روى مين ها بروند.
فرمانده ما، كه هر چه از خوبى ها و دلاورى ها و كاردانى او و ايمان و عشقش به فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بگويم ، كم گفته ام ، گفت : بچه ها! چند دقيقه اى صبر كنيد، شايد راه ديگرى هم باشد. همه با ناباورى به او خيره شدند؛ چه راهى ؟!
او اين را گفت و سپس از بچه ها فاصله گرفته و كمى آن طرف تر به نماز ايستاد و دو ركعت نماز خواند؛ آن هم چه نمازى ! يك پارچه شور و عشق .
رفقاى او همه مى دانستند او نماز توسل به فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را مى خواند. عجب حالى داشت ، مثل شمع مى سوخت . پس از سلام نماز بر مهر گذاشته و ذكر ((يا فاطمة اغيثنى )) مى گفت و با حالتى پرسوز، فاطمه (سلام الله عليها) را به كمك مى طلبيد. استغاثه ((فاطمه ، فاطمه )) او تمامى بيابان را پر كرده بود. گويا تمامى هستى هم با او هم نوا بود.
شبى فراموش نشدنى بود. هر كدام از بچه ها را كه مى ديدى ، در گوشه اى اشك مى ريختند و دعا مى كردند. كم كم بچه ها متوجه فرمانده شدند و سعى داشتند به او نزديك تر شوند. طولى نكشيد كه همه دور او حلقه زدند. ديگر در آن موقع شب و در سكوت و بهت بيابان ، همراه اشك ماه ، تنها ناله يك نفر به گوش مى رسيد؛ ناله فرمانده ، كه فاطمه (سلام الله عليها) را مدام به كمك مى طلبيد.
كاش بودى و مى ديدى كه چگونه مثل ابر مى باريد و چون شمع مى سوخت . همه به استغاثه هاى او گوش مى دادند و اشك مى ريختند. من جلوتر از همه بودم ديدم گونه اش را بر روى خاك گذاشته و آن قدر اشك ريخته كه تمامى صورتش غرق گل شده . آن چنان غرق در مناجات و توسل بود، كه حضور هيچ كس را حس نمى كرد. گوئى اصلا در اين دنيا نيست . كمى آرام تر شد. آهسته چيزهايى زمزمه مى كرد. ناگهان براى لحظاتى ساكت شد. من نگران شدم كه شايد از حال رفته ، اما هيبتى داشت كه نتوانستم قدرم جلو بگذارم . همه محو نگاه او بوديم . به دلمان افتاده بود كه خبرى مى شود. قبلا هم از توسلات او به فاطمه زهرا(سلام الله عليها)
و حاجت گرفتنش زياد شنيده بوديم . همين طور هم شد. ناگهان سر از سجده برداشت و فرياد زد:
((بچه ها! بياييد، بى بى راه را نشان داد! بى بى راه را نشان داد!!))
بغض هايى كه براى چند دقيقه اى در سينه ها متراكم شده بود، يك دفعه تركيد. همه زدند زير گريه . نمى توانم حالت خود و بچه ها را در آن لحظه بيان كنم . آن قدر مى دانم كه بى درنگ همه به دنبالش حركت كرديم . من پشت سر او بودم . به خدا قسم ، او آنقدر محكم و با صلابت مى دويد كه گوئى روز روشن است و جاده هموار. طولى نكشيد كه از ميان مين ها گذشتيم ، بدون اينكه حتى يك نفر از ما خراشى بردارد.
بعدها هر بار كه از او مى پرسيدم : آن شب چه شد و چه ديدى ؟ از جواب طفره مى رفت ، اما مى گفت :((بچه ها! فاطمه ، فاطمه ))؛ و ديگر اشك مجالش نمى داد(427).

پايان<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:769.txt">پاورقی 1 الی 200</a><a class="text" href="w:text:770.txt">پاورقی 201 الی 427 </a></body></html>1- سوره روم ، آيات 4 و 5. نقل از معانى الاءخبار، ص 396.
2- تاريخ چهارده معصوم ، ص 159 و 160.
3- امالى شيخ صدوق ، ص 475.
4- مراسم عروسى و معجزات حضرت زهرا(سلام الله عليها)، ص ‍ 99.
5- اصول كافى ، ج 1، ص 440.
6- رياحين الشريعه ، ج 2،ص 255 و 256.
7- فاطمه زهرا(سلام الله عليها)، ص 147 و 148.پ
8- جلوه نور، ص 105.
9- فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، ص 251.
10- فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، شادمانى دل پيامبر، ص 134و 135.
11- فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از ولادت تا شهادت ، ص 64.
12- بحارالانوار، ج 43، ص 78.
13- سوره دخان ، آيه 3.
14- فاطمه زهرا (سلام الله عليها)، شادمانى دل پيامبر، ص 286- 290.
15- بحارالانوار، ج 17، ص 359.
16- فضائل الزهراء، ص 127.
17- ارشاد القلوب ، ص 403.
18- داستان ها و پندها، ج 3، ص 74 و 75.
19- داستان ها و پندها، ج 3، ص 106 و 107.
20- داستان و پندها، ج 4، ص 153 و 154.
21- داستان دوستان ، ج 2، ص 49.
22- سفينة البحار، ج 1 ص 231.
23- داستان دوستان ، ج 3، ص 306 و 307.
24- عوالم العلوم بحرانى ، ص 620.
25- هدايتگران راه نور، ص 214 و 215.
26- هدايتگران راه نور، ص 228 و 229.
27- ترجمه و متن امالى شيخ مفيد، ص 289.
28- ترجمه و متن امالى شيخ مفيد، ص 306.
29- چشمه در بستر، ص 104 و 105.
30- فاطمه زهرا(سلام الله عليها)، ص 74.
31- فاطمه زهرا(سلام الله عليها)، ص 267 و 268.
32- فاطمه زهرا(سلام الله عليها)،ص 332 و 333.
33- فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از ولادت تا شهادت ، ص 74.
34- فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از ولادت تا شهادت ، ص 69 و 70.
35- فاطمه زهرا(سلام الله عليها) از ولادت تا شهادت ، ص 144 و 145.
36- بانوى بانوان ، ص 69.
37- بحارالاءنوار، ج 14، ص 206.
38- ناسخ التواريخ ، حالات حضرت فاطمه (سلام الله عليها)، ص 238.
39- امالى شيخ طوسى ،ص 427.
40- رعايت حرمت و قداست حضرت زهرا(سلام الله عليها) پرداختن به اين مقولات را ممنوع مى سازد.
41- المغازى ، ج 3، ص 1087 و 1088.
42- مجموعه مقالات برگزيده پيرامون حضرت زهرا(سلام الله عليها)، ص 110.
43- سوره الرحمن ، آيه 19.
44- سوره الرحمن ، آيه 20.
45- سوره الرحمن ، آيه 22.
46- مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3، ص 365.
47- حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 1، ص 312 و 313.
48- مناقب ابن مغازلى ، ص 317.
49- تاءويل الآيات ، ج 1، ص 98.
50- مسند فاطمة الزهراء(سلام الله عليها)، سيوطى ، ص 45 و 46.
51- ذخائر العقبى ، ص 56.
52- بحارالاءنوار، ج 43، ص 44.
53- مناقب ابن مغازلى شافعى ، ص 363.
54- بحارالاءنوار، ج 22، ص 504.
55- ينابيع المودة ، ص 131.
56- سوره قمر، آيه 54: ((او را بر چوبها و ميخها سوار كرديم )).
57- عبقات الانوار، ج حديث سفينة ، ص 1081.
58- بحارالاءنوار، ج 22،ص 491.
59- دلائل الائمه ، طبرى ، ص 52.
60- احقاق الحق ، ج 13،ص 59.
61- بحارالانوار، ج 43، ص 14 و 15.
62- در كنار علقمه ، ص 11.
63- فاطمه زهرا (سلام الله عليها) شادمانى دل پيامبر، ص 256.
64- عوالم المعارف ، ج 11، ص 130.
65- تفسير على بن ابراهيم قمى ، ج 2، ص 255.
66- سوره احزاب ، آيه 56: ((همانا خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مى فرستند؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد بر او درودفرستيد و در حال خشوع و تسليم (بر او) سلام كنيد)).
67- ينابيع المودة ، ص 295.
68- كشف الغمة ، ج 1، ص 110.
69- هفتاد و دو داستان از شفاعت امام حسين (عليه السلام)،ص 36.

70- هفتاد و دو داستان از شفاعت امام حسين (عليه السلام)، ص 40.
71- كشف الغمة ، ج 1، ص 