 انتظار زنان آراسته ى قريش، همه تحت تأثير وى قرار گرفتند و زبانشان بدين كلمات مترنّم شد:

تو از هر در كه بازآيى بدين خوبىّ و رعنايى
درى باشد كه از رحمت به روى خلق بگشايى
جمع كافران از آن مجلس فرار نموده آن صورت را بر سحر حضرت رسالت (ص) حمل كردند و جماعت ديگر كه آنجا قرار داشتند، زبان به عذرخواهى گشادند و گفتند حكمى فرماى كه ما به امرى كه سبب خشنودى تو گردد قيام نماييم. از طعامها چه پيش آريم؟ از شربتها كدام مهيّا سازيم؟ فاطمه (س) فرمود كه خشنودى من به طعام و شراب نيست. گرسنگى صفت من و پدر من است. اگر خشنودى من مى خواهيد، قدم از ظلمتكده ى كفر بيرون نهاده به فضاى روشنايى فزاى ايمان آييد و با يگانگى خدا آشنا شده و از بيگانگى شرك بگريزيد.

جمعى از آنها كه سخن فاطمه (س) را شنيدند و آنچنان كرامتى معاينه ديدند، كلمه ى طيبه ى «لا اله الّا اللَّه» را بر زبان راندند و از يمن قدم فاطمه عليهاالسلام بدان دولت و سعادت سرمدى رسيدند.

آرام دل و زندگى جان زدَمِ اوست
هر جا كه نهد پاى صفا در قدم اوست
[روضة الشهداء، تهران، اسلاميه، صص 123- 127.]

بنابراين، تنها شيعه نيست كه اين همه فضايل و كمالات را براى فاطمه زهرا (س) قائل است، علماى راستين تسنّن نيز بيشتر از شيعه راجع به فضايل فاطمه سخن گفته اند، بلكه تا چند سال پيش وعّاظ شيعه بر منابر همين كتاب روضة الشهداء عالم سنى را براى شيعيان مى خواندند و از اين رو به «روضه خوان» معروف شدند.
فاطمه و همسر زكريا، نمونه ى صالحات و خاشعات

.. وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ [انبياء/90.] .

.. و ما همسر زكريا را برايش صالح و شايسته گردانديم، زيرا آنها در كارهاى خير پيشقدم بودند و ما را با حالت بيم و اميد مى خواندند و همواره در برابر ما خاضع و خاشع بودند.

اليزابت خاله ى حضرت مريم و همسر حضرت زكريا با اينكه عقيم و نازا بود اما خداوند به خاطر كمالاتى كه داشت فرزندى به وى عنايت فرمود به نام يحيى كه آنها را از تنهايى نجات داد. و همان طور كه در قسمت بعد در تفسير «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً و اَسيراً» خواهد آمد، فاطمه ى زهرا (س) يكى از بارزترين مصداق آيه ى فوق است؛ كسى كه نمونه ى سبقت در خيرات و اميدوارى به خدا و خشوع در برابر او بود.

فاطمه و همسر عمران، نمونه ى وفاى به عهد و نذر

إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي... [آل عمران/ 35.] آنگاه كه همسر عمران اظهار داشت: پروردگارا، آنچه در رحم دارم براى تو نذر مى كنم كه به عنوان خدمتگزار خانه ى تو انجام وظيفه كند. اين نذر را از من بپذير...

اين نذر بيانگر آن است كه قلب آنه، همسر عمران، آنچنان سرشار از ايمان و صداقت و اخلاص نسبت به خدا بود كه عزيزترين متعلقات خود يعنى فرزندش را براى خدا نذر كرد و چون فرزندش به دنيا آمد، صدق و راستى و وفاى به عهد و نذرش را به اثبات رساند و جگر گوشه اش را به بيت المقدس هديه كرد. خداوند نيز به پاداش اين صدق و اخلاص، مريم صديقه را كه نذر مادرش بود به نيكويى پذيرفت (فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ) [آل عمران/ 37.] و او را همچون شكوفه اى زيبا بخوبى پرورش داد (وَ اَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً) [آل عمران/ 37.] و پيامبرى چون حضرت زكريا سرپرستى اش را عهده دار شد و خداوند از روزيهاى بهشتى در كنار محرابش برايش مهيا ساخت.

فاطمه ى زهرا (س) نيز نمونه ى صداقت و وفادارى به نذر و عهد با پروردگار بود كه درباره اش در سوره ى «هل اتى» آمده است: «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ...» [دهر/ 7.] الگوى زندگى و شوهردارى

مقدمه

نياز جامعه ى كنونى به الگوى زندگى جامعه ى كنونى آنچنان در زندگى ماشينى و مصرفى غرق شده است كه از درك اين حقيقيت بى خبر مانده كه اساس زندگى، ماشين و مصرف نيست بلكه مناسبات انسانى و همكارى و محبت ورزى زن و شوهر و پدر و مادر و فرزند است و همه ى زندگى بر محور مودت و محبت زن و مرد و فرزند دور مى زند.

در زندگانى فاطمه ى زهرا (س) مى بينيم كه آنقدر همبستگى و عشق و علاقه ى خانوادگى با شوهر و فرزند و پدر و مادر برقرار است كه چون پدر رحلت مى كند، از گريه ى او مردم مدينه سخت متأثر مى شوند و به او پيغام مى دهند كه يا شب گريه كند يا روز، و در ديدار با زنان مدينه اظهار مى دارد «اصبحت واللَّه عاتقة عن دنياكم» (من در حالى صبح كردم كه از دنياى شما بيزارم) و براى مرگ و ديدار پدر لحظه شمارى مى كند.

آرى، فاطمه ى زهرا (س) به آدمهاى ماشينى و مصرفى كه علاقه به پدر و مادر و همسر و فرزند را فداى رسيدن به صنعت و سياست و پول كرده اند و فرزندان را به پانسيون و پدر و مادر را به خانه ى سالمندان و همسران را به خارج از خانه و خانواده تبعيد مى كنند، مى آموزد كه اين دنياى پر سر و صداى ماشينى در برابر جريان عظيم عشق و زندگى و مرگ كه اساسى ترين جريان حيات بشرى است، امرى گذران و سطحى است و خانواده بزرگتر از حكومت و دولت، و فداكارى عميق تر از جنگ اقتصادى به دل مى نشيند و خوشبختى در دارايى و مقام و قدرت و زندگى لوكس و ماشينى و مصرفى نيست.

خانواده و پرستارى از فرزند بنايى استوار است و پيامبر اكرم (ص) مى فرمودند:

ما مِنْ شَىْ ءٍ اَحَبُّ اِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَيْتٍ يُعَمّر فى الْاِسْلامِ بِالنِّكاح [فروع كافى، ج 5، ص 328.] هيچ بنياد اسلامى نزد خداوند عزّ و جل پسنديده تر از بناى ازدواج و خانواده نيست. و يل دورانت مى گويد: «اصل خانواده در ناتوانى بى اندازه ى كودك و استعداد روزافزون او، پس از تولد، براى رشد و تربيت است».

خداوند طبيعت خانواده را طورى قرار داده است كه «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ اَنْتُم لِباسٌ لَهُنَّ» [بقره/ 187.] (زنان لباس شمايند و شما لباس زنانيد). يعنى خداوند مردان را در خدمت زنان و زنان را در خدمت مردان و كودكان درآورده است و در اين خدمتگزارى، سِرّ پايدارترين و عميق ترين هسته ى رضايت زن و مرد نهفته است.

بنابراين، پيوند ازدواج براى قانونى ساختن رابطه ى عشقى و شهوانى زن و مرد نيست بلكه پيوندى است ميان پدر و مادر و فرزند و براى حفظ و بقاى نسل.

فاطمه ى زهرا (س) با اينكه عمرش كوتاه بود اما زندگى خانوادگيش از كيفيت بسيار بالايى برخوردار بود و خداوند او را مادر نسلى كثير و بابركت قرار داد.

معيار انتخاب همسر براى فاطمه ى زهرا (س) مال و منال نبود بلكه آن همه خواستگاران ثروتمند را رد كرد و على (ع) را براى همسرى پذيرفت كه به جاى مال، علم و شجاعت داشت.

متأسفانه جامعه ى كنونى مال و ثروت را اساس زندگى مى داند و در بسيارى از ممالك پدر و مادر دختر خود را به كسى مى دهند كه استعداد ميلياردر شدن داشته باشد. با اين حال، بسيارى از غربيها پس از چشيدن طعم تلخ زندگى مادّى، در حال بازگشت و در جستجوى الگوى نيكويى هستند كه زندگى واقعى را با آنان ب