 را بشناسد. چهار تاى آن واجب و چهار تاى آن سنت و چهار تاى ديگر ادب است.

اما چهار تاى واجب عبارتند از:

1) معرفت خدا، 2) رضا و خشنودى پروردگار، 3) بسم اللَّه گفتن، 4) شكر نعمات پروردگار.

اما چهار تاى سنّت: 5) وضو قبل از طعام، 6) نشستن به روى طرف چپ بدن، 7) پاك كردن انگشتان، 8) استفاده از سه انگشت.

اما چهار تاى ادب: 9) خوردن از آنچه پيش روى اوست، 10) كوچك گرفتن لقمه، 11)خوب جويدن غذا، 12) كم نگاه كردن به صورت اين و آن.

آرى، حجم غذا بايد كم باشد و لقمه كوچك برداشته شود تا امكان تأثير شيره ى هاضمه بر روى غذا و جويدن آن به حدّ كافى ميسّر باشد. همچنين، پيش و بعد از صرف غذا و به هنگام غذا خوردن فعاليت شديد فكرى و جسمى نباشد تا امكان هضم بهتر باشد.

تقسيم كار در خانه

روزى پيامبر اكرم (ص) وارد خانه ى فاطمه (س) شدند و از وضع زندگى آن حضرت سؤال كردند. فاطمه (س) در پاسخ عرض كرد:

يا رَسولَ اللَّه لَقَد مَجِلَت يَداىَ مِنَ الرَّحاء أطحَنَ مرَّةً وَأعْجُنُ مَرَّةً. [مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص 298؛ بحارالانوار، ج 43، صص 84 و 85.] اى پيامبر خدا، دستانم بر اثر كار كردن با آسياب تاول زده و زخم شده است. گاهى گندم آرد مى كنم و زمانى به خمير كردن آرد مى پردازم.

بنا به توصيه ى پيامبر اكرم (ص) كارهاى خارج از منزل به عهده ى على (ع) و كارهاى داخل خانه به عهده ى فاطمه زهرا (س) بود و البته على (ع) عملا از پيامبر اكرم (ص) آموخته بود كه در كارهاى منزل نيز همكارى و هميارى كند، چنانكه خود فاطمه (س) مى فرمود:

قد مَجِلَتْ يَداىَ مِنَ الرَّحى، لَيْلَتى جَميعاً اُديرُ الرّحى حَتّى أصْبَحَ وَ اَبُوالْحَسَن يَحْمِلُ حَسَناً و حُسَيْناً. [بحارالانوار، ج 43، صص 84 و 85 و 134؛ كنز العمال، ج 15، ص 507، مسند احمد بن حنيل ج 6، ص 298.] هر دو دستم در اثر آرد كردن با آسياب دستى زخم شده است، ديشب تا به صبح آسياب مى كردند و ابوالحسن، حسن و حسين را به دوش داشت.

در عين حال، كارهاى خانه آنقدر زياد و طاقت فرسا بود كه خدمتكارى به نام فضه گرفتند و به طور مساوى كارهاى منزل را با وى تقسيم كردند.

سلمان مى گويد: روزى ديدم باز فاطمه ى زهرا (س) خود آسياب مى كند و عرضه داشتم:چرا خود را به زحمت مى اندازيد در حالى كه فضه در كنار شماست؟ حضرت فرمود:

اَوْصانى رَسولُ اللَّهِ اَنْ تَكُونَ الْخِدْمَةٌ لَها يَوْماً وَلِىَ يَوماً فَكان اَمْس يَوْم خِدْمَتِها وَالْيَومُ يَومُ خِدْمَتى. [مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 150؛ بحار الانوار، ج 43، ص 76.] پيامبر خدا به من توصيه فرمود كه كارهاى خانه را با وى تقسيم كنم: يك روز براى او يك روز براى من. ديروز روز خدمت وى بود و امروز روز خدمت من است.

پاره ى پيامبر، الگوى آزادگان

و قتى سلمان فارسى فاطمه ى زهرا (س) را ديد كه چادرى ساده بر سر دارد، گفت: عجبا! دختران شاهان ايران و روم پارچه هاى زربفت مى پوشند و بر كرسيهاى طلا مى نشينند و دختر رسول خدا با چه لباس ساده اى؟!

فاطمه ى زهرا (س) فرمود:

يا سَلْمان اِنَّ اللَّهَ ذَخَّرَ لَنَا الثّيابَ والْكَراسِىّ لِيَوْمٍ اخَر. [بحارالانوار، ج 8، ص 303.] اى سلمان، خداوند لباسهاى زينتى و كرسيهاى طلايى را براى ما در آخرت ذخيره كرده است.

على (ع) به هنگام بازگشت از سفرى يك جفت النگوى نقره براى فاطمه (س) سوغات آورد. وقتى پيامبر اكرم (ص) طبق معمول به ديدن فاطمه (س) آمدند و آن النگوها را در دست او و پرده اى منقش را آويزان ديدند، ديدار خود را كوتاه كردند. فاطمه (س) اندوهناك شد و گفت: تاكنون پدرم چنين ديدارى نداشتند. پس، بى درنگ حسن و حسين عليهماالسلام را فرا خواند و النگوها را همراه با پرده خدمت آن حضرت فرستاد تا ميان تهيدستان تقسيم كنند.

پيامبر اكرم (ص) فرمودند: درود بر فاطمه كه با اين كارش خداوند پوشش و النگوهايى از زيورهاى بهشتى به او خواهد پوشاند. [بحارالانوار، ج 43، ص 84.] در روايات ديگر آمده است كه پيامبر اكرم (ص) سه بار به فاطمه (س) فرمودند: پدرت به فدايت.

البته اسلام از زنان مسلمان نخواسته است كه كاملشا دست از مظاهر زينت بشويند و تقواى فاطمه (س) تا اين حد نيز به دو جهت بود: يكى اينكه پاره ى پيامبر (ص) بود و مى بايست همچون آن حضرت خود را كاملاً از قيود مادّى و دنيوى آزاد سازد و به زينتهاى معنوى بيارايد، و ديگر اينكه شرايط زمان و مكان طورى بود كه اغلب مردم گرسنه و تنگدست بودند و قناعت و سادگى پيامبر (ص) و نزديكانش در سطح ساير مردم اثر بسيار سودمندى در صبر و استقامت آنان داشت، چنانكه يك بار فاطمه ى زهرا (س) از پدر تقاضاى خدمتكارى كرد و آن حضرت با توجه به شرايط آن روز فرمودند: در مسجد چهار صد نفرند كه خوراك و پوشاك ندارند، و اگر خصلتاً از خدا نمى ترسيدم مسلّماً آنچه از درخواست كرده اى به تو مى دادم. اى فاطمه، من نمى خواهم پاداش معنوى خانه دارى تو را به خدمتكار منتقل كنم. [بحارالانوار، ج 43، ص 85.] آنگاه پيامبر اكرم (ص) براى آسان شدن كارهايش ذكر تسبيح را به فاطمه (س) آموختند كه به «تسبيح فاطمه» مشهور شد و تاكنون در ميان مسلمانان متداول است. [صحيح بخارى، ج 69، صص 6، و 7 و ج 8، ص 11؛ صحيح مسلم، ج 44، صص 97] 99.

فاطمه، الگوى مصرف (با توجه به شرايط زمان و مكان)

آرى، فاطمه ى زهرا (س) در زمانى كه مسلمانان در فقر و تنگدستى بسر مى برند، او نيز با اختيار خود مانند ديگران با فقر و سادگى كامل مى سازد و هر چه دارد حتى افطارىِ خود را به آنان ايثار مى كند. اما در سالهاى بعد كه فتوحات و غنائم بسيار نصيب مسلمانان مى شود، با نزول آيات 26- 28 سوره ى اسراء پيامبر اكرم (ص) خدمتكارى براى فاطمه (س) مى گيرند و نام او را «فِضّه» مى گذارند. در اين آيات، خداوند به پيامبر اكرم (ص) فرموده است: و َاتِ ذَالْقُرْبى حَقَّهُ وَالْمِسْكينَ وَابْنَ السَّبيلِ وَ لاتُبَذِّرْ تَبْذيراً... و بده حق خويشاوندان خويش و حق غريب و درويش، و در انفاقْ پرداخت مكن بيش، زيرا اسراف كنندگان ياران شيطانند و شيطان نسبت به پروردگار خود كفر ورزانند.

از آن پس، فاطمه (س) و على (ع) با رعايت عدالت و اعتدال از مختصر امكانات استفاده مى كردند، چنانكه على (ع) در بازگشت از سفرى رزمى يك جفت النگو و يك پرده براى فاطمه ى زهرا (س) سوغات آورد و در مراسم عيد حجّةالوداع لباس نسبتاً شاد پوشيدند. [بحارالانوار، ج 43، ص 83.] 
فاطمه، الگوى مصرف بعد از فتح

بعد از فتح خيبر، پيامبر (ص) بخشى از فدك را كه بدون جنگ به پيامبر تعلق گرفت به فاطمه ى زهرا (س) تقديم داشتند. همچنين، از روايات چنين برمى آيد كه فاطمه ى (س) حتى تا آخرين لحظه ى زندگى مانند پدر و همسر خود به عطر علاقه مند بود و به اسماء بنت عميس فرمود:

هاتى طِيبى الّذى اَتَطَيَّبُ بِهِ. [كشف الغمه، ج 2، ص 62.] عطر مرا، همان عطرى كه هميشه مى زنم، بياور.

ام سلمه مى گويد از حضرت زهرا (س) پرسيدم آيا عطر و بوى خوش ذخيره كرده اى؟ فرمود: آرى.

رفت و شيشه ى عطرى آورد و مقدارى در كف دست من ريخت. بوى خوشى داشت كه هرگز نشنيده بودم. پرسيدم: اين عطر خوشبو را از كجا تهيه كرده اى؟ فرمود: «