ن الكريم، ص 428.] از نظر طبرسى قنوت به بر اساس آيه ى فوق دميده شدن روح الهى در مريم دختر عمران پاداشى بود در برابر پاكدامنى و دوام اطاعت و نماز و دعا و سكوت وى (فَنَفَخْنا فيهِ مِنْ رُوحِنا) [تحريم/ 12.] فاطمه ى زهرا (س) نيز آنچنان به خداى خود تعلق داشت و به درگاه او التجا مى كرد كه پيامبر اكرم (ص) اين دعا را به وى تعليم دادند:

يا حَىُّ يا قَيُّومُ بِرَحْمَتِكَ اَسْتَغيث فَلا تَكِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْن وَ اَصْلِح لى شَأْنى كُلّه [رجوع شود به جمع الجوامع، ج 1، ص 975؛ سفر الفردوس ديلمى، حديث 8653؛ سيدة نساء اهل الجنة، فاطمة الزهراء، علامه محمد عبدالرؤف بن على بن زين العابدين المنادى، رياض، مكتبة الساعى، ص 68.] اى زنده و اى پاينده، به رحمتت استغاثه مى كنم، پس مرا لحظه اى به خود وامگذار و تمام كارهايم را برايم اصلاح فرما.

اين روايت را بيهقى و ابن عدى و ديلمى نقل كرده اند.

فاطمه و مريم، نمونه ى صادقات

در ميان بنى اسرائيل حضرت مريم نمونه ى راستگويى و صداقت بود تا جايى كه خداوند در حقش فرمود: و مادر عيسى زن راستگويى بود «وَ اُمُّهُ صِدّيقَةٌ» [مائده/ 75.] در ميان مسلمانان نيز فاطمه ى زهرا (س) آنچنان نمونه و الگوى صداقت و راستگويى بود كه ملقّب به صدّيقه شد و اهل سنّت از عايشه روايت مى كنند كه درباره ى فاطمه (س) اظهار داشت:

راستگوتر از فاطمه جز پدرش نيافتم:

ما رَأَيْتُ اَحَداً كانَ اَصْدَقُ لَهْجَةً مِنْ فاطِمَةِ اِلّا اَنْ يَكُونَ الَّذى و َلَدَها

[المستدرك حاكم، ج 3 صص 160- 161. اين روايت را ذهبى روايت صحيح خوانده و با آن موافقت كرده است.]

پاره ى پيامبر در دوران تنگدستى همواره به فكر يتيمان، اسيران و مسكينان بود و وقتى پيامبر اكرم (ص) فدك را به او بخشيدند باز نيازمندان را از ياد نبرد و درآمد آن را جز اندكى همه را ميان افراد كم درآمد تقسيم مى كرد. 
نزول جبرئيل بر مريم و پاره ى پيامبر

.. فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا [مريم/ 17- 19.] .

.. و ما روح خويش را بدو فرستاديم كه انسانى، به خلقت تمام بر او نمودار شد. گفت اگر پرهيزگارى، از تو به خداى رحمان پناه مى برم. گفت: من فرستاده ى پروردگار توام كه پسرى پاكيزه به تو عطا كنم.

يكى از امتيازات حضرت مريم بر ساير زنان باكمال اين است كه جبرئيل بر وى نازل شده است و از آنجا كه جبرئيل فرشته ى مقرّب الهى فقط بر انبياى اولوالعزم نازل مى شده اين امر خود نشان دهنده ى عظمت مقام آن حضرت است.

كلينى رازى نيز از امام صادق (ع) نقل مى كند كه فرمودند:

اِنَّ فاطِمَةَ (ع) مَكَثَ بَعَدَ رَسُولِ اللَّه (ص) خَمْسَةَ وَ سَبعين يَوْماً وَ كان دَخَلها حُزْنُ شَديد عَلى اَبيها وَ كانَ يَأْتيها جَبْرَئيل فَيُحَسِّنُ عَزاءُها عَلى اَبيها وَ يُطَيِّبُ نَفْسَها وَ يَخْبِرها عَنْ اَبيها وَ مَكانَه وَ يَخْبِرْها بِما يَكُونُ بَعْدَها فى ذُرِّيَّتِها وَ كانَ عَلِىُّ (ع) يَكْتُب ذلِك [اصول كافى، ج 2، صص 474 و 475.] فاطمه پس از پدرش هفتاد و پنج روز زنده ماند. اندوه سختى از مرگ پدرش بر دل او وارد شد. جبرئيل نزد او مى آمد و نسبت به پدرش سرسلامتى خوبى مى داد و او را خوشدل مى كرد و از حال و جاى پدرش گزارش مى داد و از آنچه درآينده براى ذرّيه اش پيش مى آيد به او خبر مى داد و على (ع) آنها را مى نوشت.

امام خمينى رضوان اللَّه عليه سند اين روايت را معتبر دانسته، مى فرمايند:

«ظاهر روايت اين است كه در اين هفتاد و پنج روز مراوده و رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است و گمان ندارم كه غير از طبقه ى اول از انبياى عظام درباره ى كسى اين طور وارد شده باشد و حضرت امير (ع) كه كاتب وحى رسول خدا بوده، آنها را نوشته است- و البته وحى به معناى آوردن احكام، با رفتن رسول اكرم (ص) تمام شد- اما مسئلى ه آمدن جبرئيل براى كسى يك مسئله ى ساده نيست. خيال نشود كه جبرئيل براى هركس مى آيد و امكان دارد بيايد. اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسى كه جبرئيل مى خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است. حتى درباره ى ائمّه هم من نديده ام كه وارد شده باشد. من اين شرافت و فضيلت را از همه ى فضايلى كه براى حضرت زهرا ذكر كرده اند- با آنكه آنها هم فضايل بزرگى است- بالاتر مى دانم.» [از سخنان امام خمينى (ره) در تاريخ 11/ 12/ 64.] و چه راست است فرموده ى پيامبر اكرم كه: «فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّى» (فاطمه پاره اى از من است)، يعنى نه تنها پاره ى تن بلكه پاره ى روح و خصال پيامبر اكرم (ص) است، همچنانكه حضرت مريم پاره اى از حضرت عيسى است و بر آنها جبرئيل نازل مى شود.

علامه ى آلوسى بغدادى راجع به برترى فاطمه ى زهرا (س) بر زنان عالم چنين مى نويسد:

«بر اساس آنچه ابن جرير (طبرى) از فاطمه صلّى اللَّه تعالى على ابيها و عليها و سلّم نقل مى كند كه گفت: پدرم رسول خدا صلى اللَّه تعالى عليه و سلّم فرمود: «اَنْتِ سَيِّدَةِ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اِلّا مَرْيَم الْبَتُول» (تو سرور و سيّده ى زنان اهل بهشتى مگر مريم بتول)، گفته شده كه مراد از آيه ى «وَاصْطَفيكِ عَلى نِساءِ الْعالَمين» در مورد حضرت مريم (ع) زنان جهانيان آن روز خودش مى باشد و در نتيجه از آن، برترى حضرت مريم (ع) بر حضرت زهرا (رضى اللَّه تعالى عنها) برنمى آيد.

تأييد اين نظر، روايت ابن عباس از پيامبر (ص) است كه فرمودند:

اَرْبَعُ نِسْوَةَ سادات عَالَمِهُنَّ: مَرْيَم بِنت عِمْران، اسيه بِنْت مُزاحِم و خَديجَة بِنْت خُوَيْلد و فاطِمة بِنْت مُحَمَّد (ص) وَ اَفْضَلَهُنَّ عالَماً فاطِمَة.

چهار زن سيّده ى عالم خود بودند: مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، خديجه دختر خويلد و فاطمه دختر محمد (ص)، و برترين آنان از نظر جهانى فاطمه است. و به سند صحيح ولى مرسل روايت شده كه «مريم خَيْرُ نساءِ اَهْلِها» (مريم بهترين زنان عالم خود بود). و همين نظر ابوجعفر (امام باقر) رضى الله تعالى عنه و مشهور از ائمّه ى اهل بيت است. و آنچه كه من به آن تمايل دارم اين است كه فاطمه ى بتول، افضل زنان پيشين و زنان بعد است زيرا او پاره ى تن رسول خدا (ص)بود (بَضْعَةٌ مِنّى) بلكه از جهات ديگر، و اين منافاتى ندارد با رواياتى كه زنان ديگر را بر او مقدّم داشته است زيرا ممكن است منظور آنها برترى ديگران بر وى از پاره اى جهات باشد. و حتى با وجود اينكه كسانى قائل به نبوّت حضرت مريم هستند، باز فاطمه ى زهرا ( س) افضل است، زيرا پاره ى تن روح وجود و سيّد كلّ موجود با هيچ چيز برابرى نمى كند (وَ اَيْنَ الثُّريّا مِنْ يَدِ المُتناوِلُ).» [تفسير روح المعانى، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1405 ه، ج 3، ص 155.] را جع به شباهتهاى فراوان فاطمه ى زهرا (س) با پيامبر اكرم (ص) روايات زيادى وجود دارد كه مى توان به آنها رجوع كرد [سنن ابى داود، ك 40، باب 143؛ مسند احمد بن جنبل، ج 3، صص 164 و 197.]

مقايسه اى مي