ن گذشتند و صبر كردند و خداوند به پاداش اين صبر جميل روز بروز حدود متصرفات آنان را گسترش بخشيد و نسل آنها را در سراسر جهان افزايشى بى نظير داد.

امام على (ع) با همين صبر به حفظ سنگ بنيان اسلام يعنى وحدت بين مسلمين پرداخت و در نتيجه مسلمانان به جاى اختلافات داخلى به صدور انقلاب پرداختند و دو امپراتورى وسيع روم و فارس را به تصرف اسلام درآوردند و مصر و فلسطين و عراق را فتح كردند. پس از مرگ عثمان نيز مسلمانان همه به سوى خانه ى على (ع) روى آوردند و اين بار با اصرار و التماس فراوان از آن حضرت خواستند كه بيعت آنان را بپذيرد و خلافت ظاهرى را نيز به عهده گيرد و سرانجام، چنان بيعت همگانى و وسيعى با وى كردند كه نه در گذشته و نه در دوران بعد چنين بيعتى مردمى اتفاق نيفتاد.

بعضى مى گويند: چرا وقتى حضرت امير (ع) زمام امور را به دست گرفتند، فدك را بازنگرداندند؟ در جواب بايد گفت دايره ى فدك و متصرفات آن حضرت آنچنان گسترش يافته بود كه يك حدش مصر و افريقا و يك حدش ايران و عراق بود و نيز دو فرزند فاطمه ى زهرا (س) امام حسن و امام حسين (ع) يكى با صبر و سكوت و ديگرى با قيام خود حكومت بنى اميه را در سراشيب سقوط قرار دادند، و حركت كاروان اسراى كربلا و سخنان بيداركننده ى امام زين العابدين (ع) و حضرت زينب (س) كاخ يزيد را لرزاند و قلوب مردم را در تسخير فرزندان فاطمه ى زهرا (س) درآورد.

در كتاب عمدةالطالب فى انساب آل ابى طالب اثر احمد بن على بن حسين (متوفاى 825 ه) آمده است كه از اين دو فرزند زهرا (س) دوازده سبط به تعداد اسباط و نقباى دوازده گانه ى بنى اسرائيل و بنى اسماعيل پديد آمدند: شش سبط از امام حسن (ع) و شش سبط از امام حسين (ع).

اعقاب امام حسن (ع) از دو پسرش زيد و حسن مثنى، عقب زيد يك سبط از فرزندش حسن بن زيد و عقب حسن مثنى از پنج فرزند: عبداللَّه محض، ابراهيم عمر، حسن مثلث، داود و جعفر، جمعاً شش سبط.

در فصل دوم، اعقاب شش گانه ى امام حسين (ع) را از على بن الحسين امام سجّاد (ع)چنين ذكر مى كند: محمدالباقر (ع)، عبدالله الباهر، زيد الشهيد، عمر الاشراف، الحسين الاصغر، و على الاصغر.

اعقاب امام حسن و امام حسين (ع) در سرزمينهاى مختلف پراكنده شدند و بعضى با قيام و بعضى با حلم و علم، مناطق بسيارى را تسخير كردند و بر حدود فدك افزودند.

البته بعضى از خلفاى بنى اميه و بنى عباس مثل عمر بن عبدالعزيز و مأمون فدك را به خاندان فاطمه ى زهرا (س) بازگرداندند، غافل از اينكه به تعبير امام موسى كاظم (ع) حدود فدك از مرزهاى عربستان گذشته و از شمال غربى به درياى روم و ارمنستان و از جنوب به عدن (ساحل درياى عمان) و از شمال شرقى به سمرقند و از مغرب به منتهى اليه غرب افريقا يعنى تا اقيانوس اطلس امتداد يافته است.

گسترش فدك در حجاز

در اواسط قرن چهارم هجرى قمرى خاندانى از نوادگان فاطمه ى زهرا (س) از علويان حسنى معروف به خاندان موسوى منصب شريفى مكه را داير كردند كه حدود هزار سال دوام يافت. با ضعف قدرت شرفاى مكه، خاندان صليحى كه تحت تبعيت فاطميان مصر بر يمن فرمان مى راندند در 455 هجرى قمرى منصب شريفى را در خاندان هاشمى قرار دادند. در 598 هجرى قمرى يكى ديگر از علويان حسنى به نام قتادة بن ادريس از ينبع به مكّه رفت و سلسله ى شرفاى متأخّر مكّه را تأسيس نمود. [دائرة المعارف فارسى مصاحب، ج 2، ص 1715.]

گسترش فدك تا عدن

در زمان پيامبر (ص) امام على (ع) به يمن رفتند و در آنجا نهال اسلام را با دست خود غرس و آبيارى كردند. از 1200 سال پيش خاندانهاى بسيارى از فرزندان امام حسن و امام حسين (ع) به اين ديار رفتند، بطوريكه از قرن چهارم هجرى يحيى بن حسين (الهادى) متوفاى 298 هجرى قمرى توسط يكى از ملوك يمن، از حجاز دعوت شد و بعضى از قبايل با او بيعت كردند و او مؤسس دولت امامان زيدى گرديد.

آنها مناسب ترين شخص براى امامت را هر عالم زاهد و شجاعى از فرزندان فاطمه ى زهرا (س) مى دانستند- خواه از فرزندان امام حسن (ع) و خواه از فرزندان امام حسين (ع)- كه قادر به قيام با شمشير باشد، و اطاعت از چنين كسى واجب بود. [دائرةالمعارف الاسلامية، ج 11، صص 16- 17.] حكومت امامان زيدى از فرزندان فاطمه (س) و امام على (ع) در كشور يمن از سال 280 تا حدود سال 700 هجرى قمرى و حكومت امامان زيدى صنعا از حدود سال 1000 هجرى قمرى تا چند سال پيش تداوم داشت. [السياحة فى اليمن، ص 50.]

گسترش فدك تا كشمير

در قرن هشتم هجرى يكى از فرزندان فاطمه ى زهرا (ص) به نام مير سيد على حسينى همدانى ملقّب به «على ثانى» از اعقاب امام زين العابدين (ع) هزاران تن از مردم هند را مسلمان كرد و هزاران مسلمان ظاهرى را به اسلام واقعى درآورد. [محمد كاظم محمدى: سيماى پاكستان، صص 35- 38.] او هفتصد تن از سادات علوى را به كشمير برد و در سراسر اين سرزمين محلهايى براى عبادت تأسيس كرد. [توماس آرنولد: تاريخ گسترش اسلام، ص 212.] و به ترويج هنر و صنايع پرداخت و با تيمور و ظلم پيشگان درافتاد و بالاخره قلمرو فدك را به آن ديار گسترش داد.

اقبال لاهورى درباره اش چنين مى سرايد:
سيّد سادات، سالار عجم 	  	دست او معمار تقدير امم
آفريد آن مرد ايران صغير 	  	با هنرهاى غريب و دلپذير

گسترش فدك در شام و عراق

فدك از شمال شرقى ابتدا تا كوفه امتداد يافت و مركز خلافت اميرمومنان على (ع) گرديد. سپس به بركت محل دفن امام على (ع) شهر نجف اشرف و به بركت مشهد امام حسين (ع) و خاندان وى شهر كربلا پديد آمد و به بركت امام موسى كاظم و امام جواد (ع) شهر كاظمين و به بركت امام على النقى و امام حسن عسكرى (ع) شهر سامرّا و به بركت حضرت زينب دختر فاطمه زهرا (س) شهر شام در مسير گسترش فدك قرار گرفت، بطوريكه قرنها دولت شيعه توسط حمدانيان و فاطميان بر بلاد شام حاكم گرديد و در سال 354 هجرى قمرى سيف الدوله دينارهاى جديدى ضرب كرد كه بر روى آنها نوشته شده بود: «لا اله الّا اللَّه، محمّد رسول اللَّه ، اميرالمؤمنين على بن ابى طالب، فاطمةالزهراء، الحسن و الحسين، جبرئيل (ع)» و موقعيت شيعيان در موصل و حلب و ساير نقاط چندان رفعت يافت كه وقتى وارد مسجد عظيم اموى مى شدند و چشم به زير گنبد مى دوختند، به جاى نام معاويه و يزيد نام على و حسن و حسين عليهم السلام را مى ديدند.

گسترش فدك در ايران

در زمان مأمون امام رضا (ع) به خراسان دعوت شدند و با اصرار فراوان ولايتعهدى را پذيرفتند. نفوذ ولايت معنوى آن حضرت مردم را تحت تأثير فراوان قرار داد و مشهد آن حضرت شهر بزرگ و پربركتى را پديد آورد و فدك را تا بلاد خراسان توسعه داد، بطوريكه در آن ديار كمتر زمينى را مى توان يافت كه وقف امام رضا نباشد.

خاندان امام رضا (ع) از طريق فارس رهسپار خراسان بودند كه در نقاط مختلف مورد هجوم رژيم واقع شدند، ولى هر كجا كه قدم نهادند آن ديار را به قلمرو فدك افزودند، چنانكه سيّد ميراحمد و سيد ميرمحمد و سيد علاءالدين حسين در شيراز، و حضرت معصومه (س) خواهر امام رضا (ع) در قم، و حضرت عبدالعظيم حسنى در رى مدفونند و باعث رونق اين شهرها شدند.

گسترش فدك تا حدود سمر