خ سقيفه و مبارزه پرشور آن حـضـرت در دفـاع از ولايـت ، ابـوبـكـر و عـمـر بـراى جـلب افـكـار عـمـومـى بـه دنـبـال دلجـويى از حضرت فاطمه (س)  برآمدند. حضرت در پاسخ به درخواست ملاقات ، به امير مؤ منان على (ع) عرض كرد:
اَلْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُكَ. اِفْعَلْ ما تَشاءُ.(31)
على جان ! خانه ، خانه توست و من همسر تو هستم . هر چه مى خواهى انجام ده .
و نـيـز، در هـنـگـامـه مـظـلوميت امير مؤ منان (ع) و جسارت مدعيان در گرفتن بيعت اجبارى از وصىّ پيامبر(ص)، حضرت فاطمه (س)  براى دفاع از ولايت خواست آنان را نفرين كند كه امير مؤ منان (ع) توسط سلمان فارسى او را از آن نهى كرد. حضرت با شنيدن پيام امام (ع) اظهار كرد:
اِذاً اَرْجِعُ وَاصْبِرُ وَ اَسْمَعُ وَ اُطيعُ.(32)
بنابراين ، به خانه باز مى گردم و صبر پيشه مى كنم و فرمان را مى پذيرم و اطاعت مى كنم .شيوه هاى مبارزه جهت ايجاد مقبوليت 
حضرت فاطمه (س)  براى غاصبان خلافت ، كانون خطر بود، زيرا او بود كه خطر انحراف از ولايـت را بـه خـوبـى درك مـى كرد و با اعتراض و روشنگرى و اعلام خشم و نفرت ، غاصبان را سـخـت بـه هراس وامى داشت . او به غصب خلافت ، پريشانى امت ، ايجاد تفرقه و پايه گذارى بدعت ها معترض بود.
حـضرت زهرا(س)  به حقوق از دست رفته همه كسانى كه محروميت كشيدند و ناملايمات را براى پـيـشـرفـت اسـلام تـحمل كردند معترض بود. او زحمات بيدريغ پدر بزرگوارش را در معرض نابودى مى ديد؛ از اين رو، براى خدا به خشم آمد و از براى خدا دفاع مى كرد. در شرايطى كه قـيـام مـسلّحانه امكان نداشت بايد شيوه هاى ديگرى براى مبارزه و دفاع از ولايت انتخاب مى شد كـه حـضـرت بـا دو شـيـوه مبارزه نظرى و مبارزه عملى به دفاع از امام خويش پرداخت كه در اين بـخـش به شيوه هاى آن حضرت در مبارزه نظرى جهت ايجاد مقبوليت عمومى و آگاهى بخشيدن به مردم و توجه آنان به اشتباه خود نسبت به انحراف از ولايت مى پردازيم .
1 ـ استدلال بر امامت على (ع)
يـكـى از شـيـوه هـاى دفـاع و حـمـايـت ، مـعـرفـى و اثـبـات مـطـلب مـورد نـظـر بـا مـنـطـق و اسـتـدلال اسـت . حـضـرت زهرا(س)  نيز در دفاع از ولايت از اين شيوه استفاده كرد و همواره و به مـنـاسبتهاى مختلف به ذكر رواياتى كه خود از رسول خدا(ص) درباره ولايت و امامت امير مؤ منان (ع) شنيده بود مى پرداخت و با استناد به آن روايات حقانيت على (ع) را بدون هيچ گونه بيم و هراسى از دشمن بيان مى كرد كه جهت اختصار به چند نمونه اشاره مى كنيم .
الف ـ مـحـمـود بـن لبـيـد مـُكـَنـّى بـه ابـو عـمـر مـى گـويـد: حـضـرت زهـرا(س)  پس از رحلت رسـول خدا(ص) پيوسته به زيارت شهداى اُحد و بويژه حمزه سيدالشهداء مى رفت و گريه مـى كـرد. يـكـى از روزهـا نزد آن حضرت رفتم و به او تسليت گفتم . پرسيدم : اى سيده زنان عالَم ! به خدا سوگند! گريه تو رگهاى قلب مرا پاره مى كند!... اى بانو و مولاى من ! مدتى است كه سؤ الى مرا به خود مشغول كرده است . بسيار مايلم پاسخ آن را بشنوم .
حضرت زهرا(س) : سؤ ال كن .
آيا رسول خدا(ص) پيش از رحلت ، درباره امامت على (ع) به طور صريح چيزى گفته است ؟
من تعجب مى كنم . مگر داستان (غدير خم)  را فراموش كرده ايد؟!
آن را بـيـاد دارم . عـلاوه بـر آن ، اگر رسول خدا(ص) در اين باره مطلب سرّى و خصوصى با شما مطرح كرده است ، خواستم آن را بشنوم .
خداى متعال را گواه مى گيرم . از پدرم شنيدم كه فرمود: على (ع) بهترين فردى است كه من او را جانشين خود در ميان شما قرار دادم . او امام و خليفه بعد از من است و در فرزندان على (ع)، حسن و حسين (ع) و نُه فرزند از نسل حسين (ع)، امامان برگزيده و پاك مى باشند. اگر آنان را درك كرديد، از آنان اطاعت كنيد. زيرا آنان راهنما و هادى شما خواهند بود. اگر با آنان مخالفت كنيد و راه عصيان در پيش گيريد، تا روز قيامت گرفتار گمراهى و نابسامانى مى شويد!
اى سيّد و بانوى من ! اگر خلافت على (ع) تا اين اندازه روشن و مشخص است ، چرا آن بزرگوار براى گرفتن حق خود قيام نكرد؟!
اى ابا عمر! رسول خدا(ص) فرمود:
مَثَلُ الاِْمام مَثَلُ الْكَعْبَةِ، اِذْ تُؤْتى وَ لا تَاءْتى
امام مانند كعبه است . مردم بايد به سراغ او بيايند نه اينكه او به سراغ آنها برود.
آرى ، بـه خـدا سـوگـنـد! اگـر حـق را بـه اهل حق مى سپردند و از عترت پيامبر(ص) پيروى مى كـردنـد، هـرگـز دو نـفـر هـم دربـاره دسـتـور خـداونـد اخـتـلاف نـمـى كـردنـد و نـسـلى بـعـد از نـسـل ديـگـر مـى آمـد و مـسـيـر خـلافـت و امـامـت تـا ظـهـور فرزند نهم حسين (ع) ادامه مى يافت ... .(33)
ب ـ حضرت زهرا(س)  به غاصبان ولايت فرمود:
مـثل اينكه شما فرموده رسول خدا(ص) را در غدير نمى دانيد، به خدا سوگند در آن روز پيمان ولايـت را بـراى امـيـر مـؤ منان بست تا طمع شما را از ولايت قطع كند. ولى شما رشته هاى دينى خـود و پـيـامـبـرتـان را گـسـسـتـيـد و خـداونـد بـيـن مـا و شـمـا در دنيا و آخرت حسابرسى خواهد كرد.(34)
ج ـ فـاطـمـه (س)  پـس از غـصـب فـدك دربـاره حقانيت على (ع) با انصار سخن گفت . آنها اظهار داشـتـنـد، اگـر قبل از بيعت با ابوبكر سخن تو را شنيده بوديم با كسى بجز على بيعت نمى كرديم . حضرت زهرا(س)  فرمود:
آيا پدرم در روز غدير براى كسى عذرى باقى گذاشت ؟(35)
د ـ صديقه طاهره (ع) در استدلالى ديگر به حديث غدير مى فرمايد:
آيـا فـراموش كرديد سخنان رسول خدا(ص) را در روز غدير خم كه فرمود: هر كس كه من مولاى او هستم ، على نيز مولاى اوست ، و آيا فراموش كرديد كه آن حضرت به على (ع) فرمود: (اَنْتَ مـِنـّى بـِمـَنـْزِلَةِ هـارُونَ مـِنْ مـُوسـى)  مـوقـعـيـت تـو نـسـبـت بـه مـن هـمانند هارون به موسى است .(36)
2 ـ معرفى شخصيت على (ع)
از روشـهـاى حـضرت زهرا(س)  جهت آگاه سازى امت پيامبر(ص) و دفاع از ولايت استفاده از شيوه شـخـصيت پردازى و معرفى چهره محبوب خود و امام بر حق به مردم بود. از آنجا كه كينه و حسد جـمـعـى و تـلاشـهـاى اغـوا كـنـنـده آنـان بـاعـث شده بود كه مردم كمالات على (ع) را به بوته فـرامـوشـى بـسپرند و به سوى كسانى كه حتى اندكى از آن ويژگيها را ندارند روى آورند. فـاطـمـه (س)  لازم مـى ديـد كـه شـخـصـيـت عـلى (ع) را آنـچنان كه هست به مردمى كه خود شاهد فـداكاريها و ايمان و اخلاص او بوده اند، معرفى كند. از اين رو آن حضرت در مناسبتهاى مختلف به بيان ويژگيها و فضائل على (ع) مى پرداخت كه به برخى از آن موارد اشاره مى كنيم :
الف ـ حضرت زهرا(س)  در روضه مطهره رسول اللّه (ص) خطاب به آن حضرت فرمود:
پدر جان در عزاى تو اباالحسن امير المؤ منين سوگوار است ، پدرِ دو فرزندت ، حسن و حسين (ع)، بـرادر، امـام برگزيده و دوست بى مانند تو. هم او كه تو او را در كودكى بزرگ و تربيت كـردى و سـپس برادر خود خواندى و از نزديكترين دوستان و محبوبترين اصحاب در پيشگاه تو بود. او كه در پذيرش اسلام از همه پيشى گرفت و هجرت كرد. اى پدر و اى بهترين انسانها، اكـنـون بـيـا و بـنـگـر كـه امـام بـرگـزيـده تـو را اسـيـرگـونـه 