م عمرم، غذايى به آن لذيذى ميل نكرده بودم. ما همه سير شديم. اين غذا نه كم آمد و نه زياد؛ دقيقاً فقط ما چند نفر را كفايت كرد.

پيغمبر (ص) از جا حركت فرمود؛ از اطاق خارج شد؛ فاطمه (س) را طلبيد و با ايشان شروع به صحبت كرد. ما صداى گفتگوى آنها را مى شنيديم. از زهرا (س) سؤال كرد: اين غذاى لذيذ از كجا بود؟

فاطمه (س) با كمال مباهات، عرض كرد: هو من عنداللّه ان اللّه يرزق من يشاء بغير حساب (اين غذا از طرف خدا بود. خدا هر كه را بخواهد، بى حساب روزى مى دهد).

پيغمبر (ص) داخل اطاق شد و خود را به خاك انداخت و فرمود: الحمدللّه الذى لم يمتنى حتى رأيت لابنتى ما رأى زكريا لمريم (خدا را ستايش مى كنم كه نمردم تا اينكه براى دخترم، آن مقامى را ديدم كه زكريا براى مريم ديد)». هنگامى كه مريم در بيت المقدس مشغول عبادت بود و زكرياى پيغمبر (ع) او را كفالت مى كرد، هرگاه زكريا وارد حجره ى مريم مى شد، در حضور او غذايى مشاهده مى كرد. از وى مى پرسيد: «اين غذا از كجاست؟»

مريم جواب مى داد: «از طرف خدا». 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:821.txt">قيام زهرا(س) </a><a class="text" href="w:text:822.txt">شيوه هاى مبارزه 1</a><a class="text" href="w:text:823.txt">شيوه هاى مبارزه 2</a></body></html>قيام زهرا(س) 
رسول گرامى اسلام درحالى چشم از جهان فرو بست كه تشنگان قدرت ، در كمين نشسته بودند و هـنـوز جـنـازه مـبـارك آن حـضـرت دفـن نـشـده بـود كـه مـنتظران فرصت در سقيفه جمع شدند و بـرخـلاف دسـتـور خـداونـد و فـرموده پيامبر(ص) خلافت را از على (ع) گرفته و به ديگرى سـپـردنـد و بـا تـمـام قـدرت و تـوان به صحنه سياسى آمدند، گروهى را با تهديد و فشار مـرعـوب سـاختند، با دسته اى از راه معامله و تقسيم قدرت كنار آمدند، عده اى را با حاتم بخشى با خود هماهنگ كردند و با يك كودتاى خزنده ، قدرت را به دست گرفتند.
در آن شـرايـط چـه كـسـانـى و چـگـونـه مـى بـايـسـت از ولايـت و اهـل بـيـت دفـاع كـنـنـد؟ آيـا دفـاع مسلحانه امكان داشت ؟ آيا دفاع مسلحانه به نفع ولايت و عترت پيامبر(ص) تمام مى شد؟ آيا مسلمانان واقعى و شهادت طلب ، قدرت و امكان لازم را براى دفاع مـسـلّحـانـه داشتند؟ آيا مى توانستند به صحنه آمده ، در برابر تهديد سران سقيفه ايستادگى كنند و راه انحراف ايجاد شده را سدّ نمايند.
در عمل ديده شد كه هيچ يك از آنها امكان نداشت ؛ زيرا مسلمانان در آن آزمايش سخت با سكوت خود راه خـطـا را در پـيـش گـرفـتـنـد، روح حـمـاسـى و شـهادت طلبى ميدانهاى جنگ را از دست دادند و شـمـشـيـرهـا را غلاف كردند، به انزوا گرويدند و تنها نظاره گر حوادث تلخ شدند. حضرت زهرا(س)  به اين واقعيت تلخ اشاره كرده ، فرمودند:
بعد از آن سوابق درخشان و روشن شدن حق به كجا مى رويد، پس از اعلان حق ، آن را كجا پنهان كرديد. چرا بعد از آن تلاشها به گذشته خود رجوع نموديد و بعد از ايمان مشرك شديد، چرا پـس از آن شـجاعتها از گروهى كه بعد از پيمان بستن سوگندهاى خود را شكستند، ترسيديد و آنان در دين شما رخنه وارد كردند.(76)
و نيز خطاب به زنان مدينه درباره شوهرانشان فرمود:
چـه زشـت اسـت كـندى شمشيرها و سستى و بازيچه شدن مردانتان پس از آن همه تلاش و كوشش .(77)
امـام عـلى (ع) نـيـز نـمـى تـوانـست دست به شمشير برد، هر چند ذوالفقار بدر و اُحد و خيبر در كـنارش و دست خيبركنش همچنان پرتوان بود، اما حقيقت اين است كه امير مؤ منان (ع) با حمايت چه كسانى مى بايست دست به شمشير بزند؟ و اگر قدرت طلبان كودتاگر را كنار زد، با حمايت چه كسانى حكومت كند. آن حضرت به اين واقعيت تلخ اشاره كرد و فرمود:
نـگـاه كـردم ، ديدم براى گرفتن حق خود ياورى جز خاندان خويش ندارم ، به مرگ آنان راضى نـشدم ، چشمهاى پر از خاشاك را فرو بستم و با همان گلوئى كه گويا استخوانى در آن گير كرده بود، جرعه حوادث را نوشيدم .(78)
پس چه كسى بايد از حريم ولايت دفاع كند و از امام زمان خويش جانبدارى نمايد؟ چه كسى بايد نـقـاب از چـهـره مـدعيان دروغين بردارد؟ به يقين در آن لحظات حساس حضرت فاطمه (س)  بايد ايـفـاى نـقـش كـنـد. زيـرا او بـا عـرفـان و مـعـنويتى كه از قرآن دارد، با صبر و تحملى كه از رسـول خـدا(ص) آمـوخـتـه اسـت ، بـا جـسـارت و شجاعتى كه از على (ع) ديده است مى تواند در برابر تجاوز غاصبان بايستد و تا پاى جان از ولايت دفاع كند.
گـويـا فاطمه (س)  براى دفاع از ولايت در مقطع پس از وفات پيامبر(ص) انتخاب شده است . زيـرا هيچ كس ديگر نمى توانست در آن شرايط در برابر تهاجمات سازمان يافته و فتنه هاى كـور، بـا بـصـيـرت و آگاهى لازم چونان فاطمه زهرا(س)  يك مبارزه پيروز را آغاز و بخوبى تـداوم بـخـشد. هر كس غير از دختر پيامبر(ص) مى شد او را شكست مى دادند، هر شخصيت ديگرى اگر مى بود با انواع تهمتهاى ناروا او را به انزوا مى كشاندند. هر مقاومتى اگر مى شد آن را در هم مى شكستند. هر دسته ، گروه و لشكرى را بانام اسلام و در قالب جهاد اسلامى تار و مار مى كردند. اما آنان در برابر شجاعت ، بصيرت و شهادت طلبى فاطمه زهرا(س)  درمانده شدند و ماسكهاى آنان دريده شد و ماهيت پليدشان افشا گرديد.(79)
حـضـرت زهـرا(س)  در دفـاع از ولايـت از روشـهـاى مـخـتـلفـى بـهـره گـرفـت . در فـصـل گـذشـتـه بـرخـى از روشـهـا را بـراى آگـاه كـردن مـردم ذكـر كـرديـم . در ايـن فـصـل به روشهاى مبارزه عملى آن حضرت كه به صورت مبارزه مثبت و منفى متجلى شده است مى پردازيم .شيوه هاى مبارزه 1
1 ـ فرا خوانى مردم
فـاطـمـه زهـرا(س)  در اوليـن مرحله از مبارزه ، براى جلب حمايت مردم و اصحاب پيامبر(ص) در دفـاع از ولايـت ، شـبـانـه به در خانه آنان مى رفت . آن حضرت براى تاءثيرگذارى بيشتر، تـنـهـا بـه سـراغ آنـهـا نـمـى رفـت ؛ بـلكـه از آنـجـا كـه مـردم آن زمـان بـخـوبـى بـه فـضـل و جـايـگـاه رفيع اهل بيت و اصحاب كساء آگاهى داشتند، اين مجموعه از بهترين انسانهاى روى زمـيـن را نيز با خود مى برد. آن حضرت دست حسن و حسين (ع) را مى گرفت و همراه همسر و مـولايـش عـلى (ع) بـه در خـانـه مـهـاجـر و انـصـار مى رفت و با يادآورى سفارشها و وصيتهاى پيامبر(ص) از آنان طلب يارى مى كرد.
فـاطـمـه زهـرا(س)  هـمچون پدر بزرگوارش رسول اكرم (ص) كه به تعبير امير مؤ منان (ع) طـبـيبى معالج بود كه براى شفاى بيماران در هر كوى و برزن حاضر مى شد.(80) او نـيـز بـا نـوش داروى ولايـت در حـالى كـه در اثـر مـصـيـبت هاى وارده ، توان راه رفتن نداشت در دل شـب سـوار بـر مـركب به خانه يكايك از مهاجر و انصار مى رفت و پيام غدير را يادآورى مى كرد. حضرت زهرا(س)  خود در اين باره مى فرمايد:
عـلى (ع) مـرا بـه همراه حسن و حسين (ع) شب و روز براى بيدارى امتِ غفلت زده به خانه مهاجر و انـصـار مـى بـرد. من آنها را نسبت به خدا و پيامبر(ص) و حقوق الهى هشدار مى دادم و مى گفتم : به ما اهل بيت ظلم روا مداريد و حقّ مسلّمى را كه خدا به ما بخشيده است غصب نكنيد.(81)
فاطمه (س)  همواره به مهاجر و انصار مى فرمود: آيا پدرم على (ع) را ب