 خلافت تعيين نكرد؟ آيـا فـداكـارى هـاى او را فـرامـوش كـرديـد؟ اگـر از دستورات پدرم تخلف نكنيد و على را به زمـامـدارى بـرگـمـاريـد او هـدف پـدرم را تعقيب مى كند و شما را به خوبى هدايت مى نمايد. آن حـضـرت بـا ايـن عـبارتها مسلمانان را به يارى على (ع) دعوت مى كرد تا شايد آنان از كردار خويش پشيمان شوند. اما آنان عذرتراشى مى كردند و مى گفتند چرا شما زودتر از ديگران امامت خود را مطرح نكرديد؟ حالا ديگر كارى از پيش نمى توان برد.
حـضـرت زهـرا(س)  در پـاسـخ به عذرهاى بدتر از گناه آنان ، از كِرده امام على (ع) دفاع مى كرد و مى فرمود:
مـا صـَنـَعَ اَبـُوالحـَسـَنْ اِلاّ مـا كـانَ يـَنـْبـَغـِى لَهُ وَ لَقـَدْ صـَنـَعـُوا مـا اللّهُ حـَسـِيبُهُمْ وَ طالِبُهُم (82)
كـارى كـه ابـوالحـسن ، على (ع) انجام داد چيزى جز انجام وظيفه نبود و سزاوارترين كار در آن دوران بود چون او به تجهيز و دفن پيامبر(ص) پرداخت اما كارى كه امت پيمان شكن انجام دادند كار ناروايى بود كه خدا آنها را حسابرسى خواهد كرد و مجازاتشان خواهد نمود.
سـليـم بـن قـيـس بـه نقل از سلمان فارسى كوتاهى مردم در يارى امير مؤ منان (ع) را اينگونه بيان كرده است :
چون شب مى شد، امام على (ع) به همراه فاطمه زهرا(س)  و دو فرزندش حسن و حسين (ع) به در خـانـه بـدريون و مهاجرين و انصار رفته و حق خويش را به آنان يادآورى مى كرد و از آنان مى خواست كه او را يارى كنند. تنها چهل و چهار نفر پاسخ مثبت به آنان دادند. حضرت على (ع) با آنـان پـيمان بست كه تا سر حد مرگ با او باشند و فرمود: صبح فردا با سرهاى تراشيده و شـمـشيرى آخته در جلوى مسجد حاضر شوند. اما روز بعد تنها چهار نفر حاضر شدند؛ من ، مقداد، ابوذر و زبير.
شـب بـعـد دوبـاره آنـان بـه سـراغ همان مهاجر و انصار رفتند و آنان را به پيمانشان يادآورى كردند. آنان نيز وعده دادند. اما باز صبح روز بعد بجز ما چهار نفر كسى حاضر نشد. شب سوم نيز به همين روال نزد آنان رفتند ولى غير از ما كسى نيامد.(83)
حضرت زهرا(س)  هرچند از فراخوانى خانه به خانه ، نتيجه اى نگرفت ولى از مبارزه و دعوت مـردم به قيام عليه غاصبان خلافت دست برنداشت . آن حضرت گاهى در ملا عام آنها را به قيام مـسـلّحـانـه عـليه دشمنان ولايت تشويق مى كرد. فاطمه (س)  در مسجد پيامبر(ص) با استفاده از آيات قرآن خطاب به انصار فرمود:
فَقاتِلُوا ائمَّةَ الكُفْرِ اِنَّهُمْ لا اءَيمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ. اءَلا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَكَثُوا اءَيْمانَهُمْ وَ هـَمُّوا بـِاِخـْراجِ الرَّسـُولِ وَ هـُمْ بـَدَؤُوكـُمْ اَوَّل مَرَّةٍ. اءَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ.(84)
بـا پـيـشـوايان كفر و ضلالت كارزار كنيد كه آنان پايبند به سوگندها و عهد خود نيستند. تا شـايـد از كـارهـاى خـود دسـت بـردارنـد. آيـا با گروهى كه عهد و پيمان خود را شكستند و اهتمام كـردنـد كـه رسـول خـدا(ص) را از شـهر و ديار خود بيرون كنند كارزار نمى كنيد؟ درحالى كه آنـهـا شـروع به جنگ نمودند. آيا از آنان هراس داريد؟ خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد اگر مؤ من هستيد.
حضرت فاطمه (س)  با بيان اين آيه هم ماهيت دشمنان ولايت را براى مردم افشا كرد و هم آنان را بـطـور مـشـخـص بـه مبارزه با غاصبان فراخواند ولى صد افسوس كه از آن قوم مرده جوابى نشنيد و ناچار، تنهايى به قيام عليه دشمنان ادامه داد.
2 ـ خوددارى از بيعت
يكى از راههاى مبارزه با حكومت غاصب همراه نشدن با آن و اعلام نارضايتى از آن است . على (ع) و فـاطـمـه زهـرا(س)  از اين شيوه نيز بهره گرفتند و با عدم بيعت خود با خليفه معرفى شده تـوسط فرصت طلبان ، مخالفت خويش را اعلام كردند. بايد توجه داشت كه عدم بيعت آنان كه از شـخـصـيتهاى ممتاز آن زمان بودند و مردم مدينه به خوبى آنان را مى شناختند، براى دستگاه خلافت بسيار گران تمام مى شد. زيرا با بيعت نكردن خود به جهانيان فهماندند كه بيت وحى و دُردانه رسول خدا(ص) خليفه را غاصب مى دانند و حاضر به رسميت شناختن او نيستند.
عـلى (ع) و زهراى مرضيه (س)  با اين اقدام خود نوعى مبارزه ، منفى را با حاكميت غاصب شروع كردند. البته بايد توجه داشت كه در اين مبارزه نقش اصلى با حضرت فاطمه (س)  بود زيرا هر چند امير مؤ منان (ع) نيز از بيعت با ابابكر سرباز زد و تا جايى كه امكان داشت مقاومت كرد، ولى بـا تـوجـه بـه شـرايـطـى كـه داشـت و سـفـارشـى كـه از جـانـب رسـول خـدا(ص) بـه صـبـر شده بود نمى توانست از همه توان خود استفاده نمايد. و لازم بود نقش ‍ اصلى مبارزه جهت جلوگيرى از بيعت را صديقه طاهره عهده دار باشد.
در حـقـيـقت رسالت تاريخى فاطمه (س)  نيز از آن زمان آغاز شد. زيرا پيامبر خدا(ص) فاطمه (س)  را بـه عـنـوان مـلاك و مـعـيار حق و باطل معرفى كرده و رضايت او را رضايت خويش و غضب زهـرا(س)  را غـضـب خـود خـوانـده بـود. كـه خـشـنـودى و غـضـب رسول خدا(ص) نيز رضايت و غضب خداست .
فـاطـمـه (س)  در هـر جـنـاحى كه قرار مى گرفت ، حقانيت آن گروه ثابت مى شد و ناخشنودى و ايـسـتـادگـى در مـقـابـل هـر دسته اى ، باطل بودن آن عده را ثابت مى كرد. از اين رو مخالفت آن حـضـرت بـا خـلافـت ابـوبـكـر و عدم بيعت با او بلكه ممانعت و جلوگيرى از بيعت على (ع) با خليفه ضربه سختى بر حكومت غاصب وارد مى ساخت . در اين بخش جريان بيعت خواهى غاصبان ، مقاومت على (ع) و مبارزه حضرت زهرا(س)  را بطور اختصار ذكر مى كنيم .
عـلى و اهـل بـيـت (ع) مـشـغـول غـسـل پـيـامـبـر(ص) بـودنـد كـه فـرصـت طـلبـان در سـقـيـفـه تـشـكـيـل جـلسـه دادنـد و بـا تـردسـتـى تـمـام در غـيـاب اهـل بـيـت رسول خدا(ص) عليرغم سفارشهاى مكرر آن حضرت ، ابوبكر را به عنوان خليفه برگزيدند و چه زود پيش بينى پيامبر(ص) را درباره على (ع) محقق كردند كه آن حضرت به امير مؤ منان (ع) فرمود:
انَّ الامةَ ستغدِرُ بِكَ مِنْ بَعْدِى (85)
امت بعد از من به تو نيرنگ خواهند زد.
هـمـين كه بيعت با ابابكر به اتمام رسيد، چندنفرى كه با او بيعت كرده بودند او را با سر و صـدا و سـرور و شـادى وارد مـسـجـد پـيـامـبـر(ص) كـردنـد.(86) درحـالى كـه خـانـه رسـول خـدا(ص) در كـنـار مـسـجـد در فـقـدان صـاحـب خـانـه غـرق در مـاتـم و شـيون بود و ناله اهـل بـيـت پـيـامـبـر(ص) بـه گـوش مـى رسـيـد. عـلى (ع) بـنـا بـه وصـيـت رسـول خـدا(ص)(87) بـه تـجـهـيـز پـيـكـر مـطـهـر آن حـضـرت اشتغال داشت .(88) كار غسل به پايان رسيد و حاضران كه بسيار اندك بودند با على (ع) بـر پـيـامـبـر خـدا(ص) نماز گزاردند. و پس از آنكه مسلمانان نيز گروه گروه بر پيكر مـطـهر رسول گرامى نماز گزاردند، بنابر وصيت ، پيكر مطهر آن حضرت را در حجره اش به خاك سپردند.
عـلى (ع) بـا بـيـلى سـرگـرم هـمـوار كـردن قـبـر بـود كه سلمان فارسى از راه رسيد و بيعت گـروهـى از مـهـاجـر و انـصـار را بـا ابـابـكـر خـبـرداد. حـضـرت امـيـر(ع) بيل را در خاك ف