دوق ، ص 588 .
129 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 198 .
130 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 170 و علل الشرايع ، صدوق ، ج 1 ، ص 178 .
131 ـ صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 30 .
132 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 177 .
133 ـ احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 145 و 146 .
134 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 214 ؛ احقاق الحق ، ج 10 ، ص 453 .
135 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 198 .
136 ـ دلائل الامامه ، طبرى ، ص 45 ؛ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 170 .
137 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 196 .
138 ـ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 265 .
139 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 212 .
140 ـ بحارالانوار ، ج 10 ، ص 52 و الاصابه ، ج 4 ، ص 280 .
141 ـ زيارت حضرت فاطمه (س)  ، مفاتيح الجنان .
142 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 171 .
143 ـ فاطمه زهرا ، استاد توفيق ابو علم ، ص 213 .

 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:826.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:827.txt">حجاب نزد فاطمه زهرا (س)</a><a class="text" href="w:text:828.txt">نمونه ‏اى از پارسائى پيامبر(ص) و حضرت زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:829.txt">زهد و ايثار حضرت زهرا (س)</a><a class="text" href="w:text:830.txt">فاطمه زهرا (س) الگوى مبارزه سياسى زن امروز</a><a class="text" href="w:text:831.txt">نيايش‏هاى فاطمه زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:832.txt">خداترسى حضرت زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:833.txt">فضایل حضرت زهرا(س) از زبان عایشه</a><a class="text" href="w:text:834.txt">فاطمه(س) در انديشه امام خمينى</a><a class="text" href="w:text:835.txt">فاطمه(س) در حديث ديگران (صحاح ششگانه)</a><a class="text" href="w:text:836.txt">در كلام رهبر</a></body></html>نام کتاب :  حضرت زهرا (س) الگوی زنان
نویسنده : سایت اطلاع رسانی شهید آوینی    www.aviny.comحجاب نزد فاطمه زهرا (س)

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»

اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»
منابع:

 - بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
 - بحار/92/43 اول صفحه
 - بحار/189/43
 - بحار1/81/43
 - بحار/54/43نمونه ‏اى از پارسائى پيامبر(ص) و حضرت زهرا(س)

رسول خدا (ص) هرگاه مسافرت مى‏كرد، آخرين نفرى كه با او خداحافظى مى‏نمود، فاطمه (س) بود، هرگاه از مسافرت بازمى‏گشت نخستين نفرى كه با او ديدار مى‏كرد فاطمه (س) بود، در يكى از سفرهاى جنگى، رسول خدا (ص) به مدينه بازگشت، و به سوى خانه‏ى فاطمه (س) رهسپار شد، وقتى كه به در خانه رسيد، ناگهان پرده‏ى مخصوصى را ديد كه آويزان است، و حسن و حسين (ع) را ديد كه در دستشان دستبند نقره‏اى مى‏باشد.

پيامبر (ص) از همانجا بازگشت و وارد خانه‏ى فاطمه (س) نشد، فاطمه (س) از جريان آگاه شد، گمان برد كه علت بازگشت پيامبر (ص) بخاطر آن پرده و آن دستبندها بوده است.
بى‏درنگ پرده را گرفت، و آن دستبندها را از دست حسن و حسين (ع) بيرون آورد فاطمه (س) دستبندها را بين حسن و حسين تقسيم نمود، آنها با چشمى گريان به حضور رسول خدا (ص) آمدند.
رسول خدا (ص) آن دستبندها را از آنها گرفت و به ثوبان (يكى از غلامان) فرمود: اينها را به فلان جا ببر، و با اينها براى فاطمه (س) يك گردنبند از چوب عصب، و دو دستبند از چوب عاج خريدارى كن.

فان هؤلاء اهلبيتى و لا احب ان يأكلوا طيباتهم فى حياتهم الدنيا.
زيرا، اينها اهل خانه‏ى من هستند و من دوست ندارم كه آنها زيبائيها و لذائذ را در اين دنيا مصرف كنند و براى آخرت باقى نگذارند».(1)
پی نوشت

1ـ مسند احمد و كشف‏الغمّه- در قرآن در آيه 20 سوره‏ى احقاف مى‏خوانيم: در روز قيامت كافران را بر آتش عرضه مى‏كنند، به آنها گفته مى‏شود: اذهبتم طيباتكم فى حياتكم الدنيا: «شما از طيبات و لذائذ در زندگى دنيا استفاده كرديد»- مترجم. زهد و ايثار حضرت زهرا (س)

با توجه به اينكه حب دنيا سرچشمه‏ى همه‏ى گناهان است، چنانكه در حديث معروف نبوى آمده «حب الدنيا رأس كل خطيئة» و همه‏ى تجربيات و مشاهدات ما نيز نشان مى‏دهد كه تمام تجاوزها، جنايتها، ظلمها، و ستمها، دروغها، خيانتها به خاطر همين دلبستگى شديد به مال، مقام و شهوت صورت مى‏گيرد، روشن مى‏شود كه زهد و وارستگى پايه‏ى اصلى تقوا و پاكى و صلاح است.
ولى «زهد» به معنى ترك دنيا و رهبانيت و بيگانگى از اجتماع نيست، بلكه حقيقت زهد همان آزادگى و عدم اسارت در چنگال دنياست.
«زاهد» كسى است كه اگر تمام دنيا را در اختيار داشته باشد دلبسته و وابسته به آن نباشد. اگر يك روز ببيند رضاى خدا در اين است كه از همه‏ى آن چشم بپوشد، به اين معامله حاضر باشد، و از جان و دل بگويد: هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس.
و اگر يك روز حفظ آزادگى و شرف و ايمان در چشم‏پوشى از مال و جان و زندگى بود فرياد «هيهات منا الذلة» بلند كند.
و به گفته‏ى قرآن مجيد زاهد كسى است كه نه بر گذشته و آنچه از دست داده تأسف بخورد، و نه از آنچه فعلاً در اختيار دارد زياد خوشحال باشد:
(ليكلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتيكم)(1)

اين بخاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‏ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است 