 بحرانى‏ترين شرايط سياسى و اقتصادى ـ يعنى در محاصره «شعب ابى‏طالب» آموخت(9) و به تدريج، با علم لدنّى كه داشت، مجالس بحث و وعظ و درس‏هاى تفسير و احكام در مدينه براى بانوان جامعه داير كرد.(10)

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با سخنان گهربار خود درباره جايگاه فاطمه زهرا عليهاالسلام نزد خدا،(11) نزد آن حضرت(12) و جامعه، در شيوه‏هاى برخورد با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، ازدواج با حضرت على عليه‏السلام ،(13) ماجراى مباهله با مسيحيان نجران و حضور حضرت زهرا عليهاالسلام در آن جمع،(14) محدودكردن دايره اهل بيت عليهم‏السلام (15) و اشخاص آن، با احاديث گوناگون، مانند حديث «كساء»،(16) «سفينه نوح»،(17) «ثقلين»(18) و ماجراى غدير خم،(19) رسالت خود را به پايان رساندند و جامعه را براى پذيرش امامت حضرت على عليه‏السلام آماده ساختند.

اما متأسفانه جاهليت چنان در تار و پود جامعه ريشه دوانده بود كه پس از رحلت ايشان، در ماجراى «سقيفه بنى ساعده» در فضاى آكنده از اندوه و غم و ماتم رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، بازيگران سياسى چنان جوّ را تغيير دادند و سريع عمل كردند كه مقام خلافت را، كه حق مسلّم حضرت على عليه‏السلام بود، غصب كردند.(20) انحراف و تخريب افكار عمومى و جنگ قدرت از كودتاى «سقيفه بنى ساعده» آغاز شد. جامعه اسلامى نيز كه حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در طول دوران نبوّت خود، ساختار آن را پى‏ريزى كرده بودند، با حركت كودتاگران سقيفه و زنده كردن ارزش‏هاى جاهلى و روحيه ناسيوناليستى و سكوت ياران سُست‏اراده و فرصت‏طلبان دچار انحراف شد.

حضرت زهرا عليهاالسلام هم، كه در بطن مسائل سياسى جامعه و بحران‏ها رشد كرده و تربيت يافته بود و رسالت دفاع از حق و حقيقت را بر عهده داشت، با بصيرت و آگاهى عميق نسبت به توطئه‏اى كه مسير امامت را منحرف ساخته بود، هشيارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت يك سياست‏مدار آگاه و مدافع حريم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّى و فعال يافت و رهبرى دفاع از امامت را برعهده گرفت.(21) او زنى است تربيت‏شده الهى و پيامبر زمان خود. پذيرش رهبرى امام على عليه‏السلام از سوى يك زن، با تفكر موجود جاهلى نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوى ديگر، با پيش‏ذهنيت‏هايى كه پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره حضرت زهرا عليهاالسلام در جامعه ايجاد كرده بودند، كاملاً همخوانى داشت و هنوز وجود گوهر گران‏قدرى همچون فاطمه زهرا عليهاالسلام به عنوان قوى‏ترين ركن سياسى جامعه براى تشخيص و شناخت حق از باطل مطرح بود.

دخت گرامى حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به خاطر بيدارى جامعه و آگاهى مردم در انحراف آغازين خود، فعاليت‏هاى سياسى خود را آغاز نمود. بررسى فعاليت‏ها و روش‏هايى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام اتخاذ كرد، نمونه‏اى است كه نشان مى‏دهد اسلام مى‏خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، هميشه نسبت به مسائل جامعه‏اى كه در آن زندگى مى‏كنند، آگاهى و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سياسى جامعه مشاركت كنند و حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام ، سدشكنِ تفكر غلط جاهليّت نسبت به زن بود كه با تمام وجود، سرشار از عشق الهى و رسالت نبى، دفاع از امامت و ولايت را رهبرى كرد.
روش‏هاى مبارزه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام
الف. تهديد غاصبان خلافت

پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هنگامى كه حضرت على عليه‏السلام در حال غسل و كفن و دفن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بود، بعضى از بازيگران سياسى با مسموم كردن جوّ، در «سقيفه بنى ساعده» خلافت را غصب كردند(22) و خليفه‏اى را بر خلاف حديث غدير خم و خط مشى پيامبر و رسالت الهى انتخاب نمودند. عده‏اى از بازيگران سياسى براى مشروعيت بخشيدن به خليفه وقت و مقبوليت خلافت غصب شده و بر حق نشان دادن آن و سرپوش گذاردن بر مسير انحرافى، بيعت گرفتن از خليفه ذى حق را عَلَم كردند و براى بيعت گرفتن از حضرت على عليه‏السلام به در خانه فاطمه عليهاالسلام آمدند، ولى با امتناع حضرت فاطمه عليهاالسلام در گشودن در مواجه شدند. به همين دليل، دَرِ خانه او را به آتش كشيدند،(23) فاطمه عليهاالسلام را مورد هجوم قرار دادند(24) و او از شدت درد بى‏هوش شد و فرزند خود را سقط كرد. آنان حضرت على عليه‏السلام را براى بيعت گرفتن با خليفه وقت به مسجد بردند. زمانى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام به هوش آمد، سراغ امام بر حق، على عليه‏السلام ، را گرفت. وقتى متوجه شد كه او را به مسجد برده‏اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و به مسجد رفت.(25) هنوز مردم عوام جامعه و مهاجران و انصار برخوردهاى باكرامت و بزرگوارانه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با فاطمه زهرا عليهاالسلام و سخنان پيامبر را نسبت به دخت گرامى‏اش از ياد نبرده بودند و احترام و تكريم خود را نسبت به فاطمه زهرا عليهاالسلام در باطن ضمير خويش در نظر داشتند. وقتى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهديد كرد كه اكنون خدا را به يارى مى‏طلبم، با تهديد او، غاصبان خلافت تا حدى جا خالى كردند و از بيعت گرفتن با حضرت على عليه‏السلام دست برداشتند و در اين مبارزه، فاطمه زهرا عليهاالسلام با پيروزى به خانه برگشت.(26)
ب. تحت‏ تأثير قرار دادن افكار عمومى جامعه (گريه كردن)

در مرحله ديگر، فاطمه زهرا عليهاالسلام تاكتيك «گريه» را انتخاب كرد(27) و به عنوان يك حربه سياسى از آن بهره برد. صديقه طاهره عليهاالسلام محل گريه خود را مركز اجتماع مسلمانان(28) قرار داده بود؛ بر سر قبر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، شهداى احد و قبرستان بقيع مى‏رفت و در اين اقدام، همراه كودكان خردسالش (براى تحت تأثير قرار دادن جامعه) و در ساعات شب و روز با ذكر مرثيه‏هايى در فقدان پدر بزرگوار خويش(29) و انحراف امّت پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سعى مى‏كرد جامعه خفته را بيدار سازد.
ج. سخنرانى (با تكيه بر فدك)

حربه سياسى ديگر، سخنرانى با تكيه بر غصب «فدك» بود(30) كه به دنبال غصب آن توسط خليفه وقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام بار ديگر از اين حركت رژيم حاكم به عنوان يك حربه سياسى و فرصت مناسب سياسى براى روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلّم حضرت على عليه‏السلام استفاده كرد. در حقيقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام به نام غصب حق مالكيت خويش، به اعتراض سياسى و استيضاح حاكم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.(31)

در اين خطبه، چند فراز و نمود خاص وجود دارند. فاطمه زهرا عليهاالسلام در ابتدا، با يادآورى رسالت پيامبر و دفاع از رهبرى و امامت بر حق حضرت على عليه‏السلام و حق مالكيت خويش بر فدك از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازش‏كاران سياسى اتمام حجت كرد. ايشان در فرازى از آن خطبه مى‏فرمايد:

«هان اى مردم! بدانيد من فاطمه‏ام و پدرم محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، انتها و ابتداى كلامم يكى است؛ 