 آن حضرت نگاشته شد.(40)

حضرت زهرا عليهاالسلام در وصيت‏نامه سياسى خود تأكيد مى‏كند كه حضرت على عليه‏السلام ، ولىّ بر حق، بايد به آن عمل كند؛ چنان‏كه تا بدان روز هيچ سياست‏مدارى چنين آگاهانه و مدبّرانه و با آن ظرافت‏هاى سياسى، عمل نكرده بود، بلكه شيوه‏اى بكر و تازه بود كه از سوى سياست‏مدارى حرفه‏اى به خاطر دفاع از حريم ولايت و تحقير موقعيت سياسى خليفه وقت اتخاذ شده بود.

حضرت فاطمه عليهاالسلام وصيت كرد كه احدى از كسانى كه به او ستم كرده‏اند در تشييع جنازه‏اش حاضر نشوند و شبانه او را دفن كنند.(41) در حقيقت، با اين وصيت‏نامه، حربه سياسى از دست حاكمان وقت گرفته شد. آنان مى‏خواستند در مرگ آن حضرت با مرثيه‏سرايى و اشك و ماتم و ارادت به آن حضرت و تأسف از رحلت او، مخالفت‏ها و مبارزات حضرت زهرا عليهاالسلام را در دفاع از حريم ولايت تحت‏الشعاع قرار دهند و خلافت غاصبانه خود را در اذهان جامعه برحق جلوه‏گر سازند. اما دفن شبانه آن حضرت و نامشخص بودن مكان دفن ايشان، اين سؤال را در ميان امّت اسلامى ايجاد كرد كه چرا دخت گرامى پيامبر و يگانه گوهر گران‏قدر او چنين وصيّتى كرده است؟

با عمل به وصيّت آن حضرت توسط حضرت على عليه‏السلام ، اذهان جامعه دچار شك و ترديد شد و تا حد زيادى مشروعيت خليفه وقت زير سؤال رفت و مظلوميت آن حضرت بيشتر نمايان گرديد و اينكه چرا حضرت زهرا عليهاالسلام در مدت 75 (و به قولى 95) روز با تمام تاب و توان، با شيوه‏هاى گوناگون تلاش كرد تا مسير انحرافى امّت را روشن سازد كه چرا امام بر حق على عليه‏السلام را تنها گذاشته‏اند و كج‏راهه‏اى را انتخاب كرده‏اند كه خلاف حق و حقيقت است، در حالى كه على عليه‏السلام بر حق است؟
تأثير الگوى فاطمى در انقلاب اسلامى

از مجموع مباحث مطرح شده در صفحات قبل، مى‏توان با اطمينان خاطر گفت: اسلام در نگرش خود به زن، با آفرينش ريحانه نبى و انسيه حوراء، نشان داد كه دين جامعى است كه زن تحقير شده در جاهليت ديروز و غرب‏زده امروز را نه تنها باور ندارد، بلكه تقبيح مى‏كند و الگوى ايده‏آل زن مسلمان را فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏داند تا بهانه براى هيچ زن مسلمانى باقى نماند كه ما اسوه و الگويى نداشتيم تا با تمسّك به او بتوانيم انحراف و باطل را تشخيص دهيم و يا به خود اجازه دهيم كه وارد عرصه‏هاى مختلف اجتماعى، سياسى و فرهنگى شويم. البته زنان مسلمان ايران با خودباورى به توان والاى خويش و با شناخت فاطمه زهرا عليهاالسلام و مبارزات او، توانستند با حفظ كرامت، عزّت نفس و عصمت و تقوا، براى دفاع از آرمان‏هاى خمينى كبير رحمه‏الله و انقلاب اسلامى و تشكيل حكومت اسلامى شجاعانه وارد صحنه شوند و با مجاهدت‏ها و ايثارهاى خود، انقلاب عظيم اسلامى ايران را به پيروزى برسانند.

اين حضور قوى نشان داد اگر زن ايرانى و مسلمان با شناخت وسيع و آگاهى از اسلام ناب محمّدى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به دور از انحرافات و خرافات و پيرايه‏هايى كه اسلام را پوشانده‏اند رشد يابد، به راحتى مى‏تواند رفتارها و نگرش فرهنگى خود را اصلاح كند و با اين نگرش، چنان حضورى قوى در صحنه‏هاى گوناگون سياسى و اجتماعى خواهد داشت كه هيچ هماوردى براى او وجود نخواهد داشت.

امام خمينى رحمه‏الله در پيروزى و به ثمر رسيدن انقلاب اسلامى، مهم‏ترين و مؤثرترين عامل را حضور پرشور و پرتوان زنان در صحنه سياسى جامعه قلمداد كردند كه اين شيرزنان با رشد و آگاهى اسلامى و الهى خود توانستند حتى قوى‏تر از مردان در جامعه حضور يابند. از اين‏رو، ايشان مى‏فرمايد:

«آنچه كه در ايران بزرگ‏تر از هر چيز بود تحوّلى است كه در بانوان ايران حاصل شد. بانوان ايران در اين نهضت انقلاب سهم بيشترى از مردان دارند و امروز هم، كه در پشت جبهه‏ها مشغول فعاليت هستند، سهم آن‏ها بيشتر از ديگران است.»(42)

نكته جالب در ميان سخنان حضرت امام رحمه‏الله ، شناخت روان‏شناسانه و عميق ايشان نسبت به روحيه زن، بخصوص «زن مسلمان ايرانى» است كه بدان اشاره مى‏كنند. هدف زنان ما در مبارزات سياسى و حضور در صحنه‏هاى گوناگون جامعه، كسب جاه و مقام نيست و همان‏گونه كه اشاره شد ـ فاطمه زهرا عليهاالسلام نيز هرگز به خاطر منافع فردى و شخصى خود وارد مبارزه سياسى نشد، بلكه با توجه به رسالت الهى، كه بر دوش داشت، و در جهت دفاع از حريم امامت و ولايت، با استفاده از حربه‏هاى گوناگون سياسى وارد صحنه گرديد و چنان حماسه شكوهمند و ايثار و از جان‏گذشتگى را تا مرز شهادت به نمايش گذاشت. امام راحل رحمه‏الله هم به اين بعد روحى و عرفانى زن اشاره مى‏نمايد كه زنان مسلمان جامعه اسلامى به خاطر دفاع از اسلام و قرآن وارد صحنه سياسى شدند و به همين خاطر، بايد اين حضور قوى را حفظ كنند، نه اينكه چون زن هستند بايد در كنج عزلت به سر برند و خانه‏نشينى اختيار كنند و تابع محض حوادث و رويدادهاى جامعه باشند. ايشان مى‏فرمايد:

«خانم‏ها براى اينكه يك چيزى ـ مثلاً ـ دستشان بيايد يا فرض كنيد كه صاحب منصب بشوند نمى‏آيند بيرون، خودشان و بچه‏هايشان را به كشتن بدهند. اين اسلام و قرآن است كه خانم‏ها را آورده است بيرون و همدوش مردها، بلكه جلوتر از مردها وارد صحنه سياست كرده است.»(43)

در جاى ديگر، ايشان حضور و دخالت بانوان در مسائل سياسى را به عنوان تكليف براى آنان قلمداد كرده، مى‏فرمايد:

«سياست يك ارثى نيست كه مال دولت باشد، خانم‏ها حق دارند در سياست دخالت بكنند و تكليفشان اين است.»(44)

و مقام معظّم رهبرى نيز بارها به اين مسئله اشاره كرده كه زنان بايد در عرصه‏هاى سياسى فعّال باشند و لازمه يك نظام اسلامى حضور پرقدرت و آگاهانه اقشار اجتماع، بخصوص، بانوان است. ايشان مى‏فرمايد:

«در نظام اسلامى، زنان بايد از درك سياسى برخوردار باشند، فنّ خانه‏دارى و همسردارى را بدانند و در صحنه فعاليت‏هاى اجتماعى، سياسى، علمى و خدمات، مظهر عصمت و طهارت و مناعت باشند.»

زن مسلمان ايرانى با داشتن الگويى همچون صديقه طاهره عليهاالسلام توانست با حضور خود در صحنه‏هاى پرشور دوران وحشتزاى طاغوت، حماسه انقلاب اسلامى را به منصّه ظهور برساند و سختى‏ها و مرارت‏هاى هشت سال جنگ تحميلى را به جان بخرد و با ايثارگرى‏هاى خود در پشت جبهه و گاه در درون جبهه و نيز تهاجم فرهنگى دشمن، توطئه‏هاى دشمن را نقش بر آب سازد و با تمسّك به حبل ‏المتين زهراى اطهر عليهاالسلام به عنوان الگو و اسوه در صحنه‏هاى گوناگون جامعه حضور يابد و فريب تبليغات مغرضانه و مزوّرانه فريب‏كاران زر و زور و تزوير را نخورد و چه زيبا و دل‏نشين مقام معظّم رهبرى فرمود:

«زنان مسلمان در زندگى شخصى، اجتماعى و خانوادگى خود بايد زندگى حضرت فاطمه عليهاالسلام را از جهت خردمندى، فرزانگى و عقل و معرفت الگو و سرمشق قرار دهند؛ از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه تصميم‏گيرى‏هاى عظيم اجتماعى، خانه‏دارى، همسر