ارى و تربيت فرزندان صالح از زهراى اطهر عليهاالسلام پى‏روى كنند.»(45)
نگرش فاطمى در بيدارى زن مسلمان

در جهان امروز، جامعه مسلمانان به عنوان دومين جامعه بزرگ مذهبى است كه بيش از 5/1 ميليارد عضو دارد كه روز به روز در حال گسترش است و زنان نيز بيش از نيمى از اين جامعه را تشكيل مى‏دهند. در چنين جامعه‏اى، شناخت الگوى راستين براى زنان مسلمان مى‏تواند تأثير شگرفى بر جاى بگذارد. يكى از بزرگ‏ترين درس‏هاى عملى از حضرت زهرا عليهاالسلام حضور فعّال در صحنه‏هاى اجتماعى ـ سياسى با حفظ عفّت و حجاب و ارزش‏هاى وجودى زن است كه در انقلاب اسلامى، جلوه يافت و الگويى براى زنان مسلمان در سطح جهان گرديد. تأسّى به اسوه و الگوى برتر زنان جهان، حضرت زهرا عليهاالسلام ، گامى نوين و حرفى نو مطرح ساخت كه زن مسلمان در اقصا نقاط جهان، از آسيا تا آفريقا، از اروپا تا آمريكا، مى‏تواند با تكيه بر الگوى عملى فاطمى، به خودباورى و احياى هويّت اسلامى دست يازد؛ همچنان كه زنان مسلمان در سطح جهان با احياى عزّت اسلامى و مبارزه با ساختارهاى موجود و جنبش‏هاى فمنيستى و قوانين موجود در جهت تثبيت ارزش‏هاى زن مسلمان گام برداشتند.

قدرت يافتن جنبش‏هاى زنان مسلمان و حضور آن‏ها در عرصه‏هاى بيدارى و حق‏طلبى نماد بارزى است كه با پى‏روى از الگوى آموزه‏هاى دينى فاطمى به وجود آمده است؛ به‏گونه‏اى كه رسانه‏هاى غربى همواره از تأثير انقلاب اسلامى و تغيير رويه زنان مسلمان در سراسر جهان سخن گفته‏اند؛ صحبت از زنانى كه روزى در فرهنگ برهنگى غوطه‏ور بودند و امروز با شناخت حقيقت وجودى خويش، در جبهه جنگ و جهاد و شهادت تا مرحله ايثار جان نيز گام نهاده‏اند. الدستور در يكى از گزارش‏هاى خود به اين موضوع اشاره كرده، مى‏نويسد: بيدارى زنان لبنانى، آنان را به مسلسل كلاشينكف و بمب‏هاى مولوتف مجهّز ساخت. اردوگاه زينبيه در بعلبك، كه زير نظر دفتر زنان انقلابى وابسته به دايره جنبش‏هاى آزادى‏بخش اداره مى‏شود، اينك به عنوان مكانى مقدّس براى فعاليت زنان جنوب لبنان به شمار مى‏رود.(46)

نيويورك تايمز در گزارش ديگرى با تكيه بر بيدارى زنان مسلمان و تلاش آن‏ها براى احقاق حقوق واقعى‏شان مى‏نويسد: جنبش‏هاى زنان در كشورهاى اسلامى بسيار قوى و متشكّل مى‏باشد و زنان در اين كشورها، فعاليت‏هاى زيادى براى كسب حقوق خود در چارچوب‏هاى غيرمذهبى و مذهبى انجام مى‏دهند ... در تمام دنياى اسلام، از شمال آفريقا و خاورميانه تا جنوب شرقى آسيا، انواع گوناگونى از افراد و گروه‏هاى حقوق زنان، با فرهنگ‏هاى متفاوت، اما مشترك در داشتن ايمان قوى در حال ايجاد جنبش هستند.(47)

اميد است زنان مسلمان ايران و جهان با حضور بيدارگرانه خود و كسب آگاهى نسبت به مسائل اسلامى و شناخت اسلام واقعى، با داشتن الگوهايى همچون حضرت زهرا عليهاالسلام ، كه افتخار زنان جهان است، بيش از پيش اين موهبت و رحمت الهى را درك كنند و حضور خود را در صحنه‏هاى گوناگون جامعه در چارچوب اسلامى تداوم بخشند.
نتيجه مبارزه

اگر مبارزات سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام در دفاع از حريم امامت و ولايت نبودند جريان امامت در همان «سقيفه بنى ساعده» خاتمه مى‏يافت. اما خداوند اراده كرده بود كه ريحانه نبى و همسر ولايت بار سنگين مبارزات سياسى را در مدت كوتاهى بر دوش بگيرد و جامعه خفته را بيدار سازد و همچون پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّى‏بخش امامت بود. دفاع فاطمه زهرا عليهاالسلام از حريم امامت و ولايت بود كه توانست از قتل حضرت على عليه‏السلام جلوگيرى كند و تا حدى جوّ متشنّج سياسى آن روز مدينه را كنترل نمايد و حقّانيت حضرت على عليه‏السلام را به مرور زمان ثابت كند تا در سال‏هاى بعد، با بيعت مردم با حضرت على عليه‏السلام مسير امامت تداوم يابد و فرزندان آن حضرت ادامه‏دهنده خط‏مشى سياسى و مبارزاتى مادر نمونه‏شان باشند. همو بود كه دخترى همچون زينب عليهاالسلام را در كانون تربيتى خويش پرورش داد تا در كربلا ادامه‏دهنده و پيامبر خون امام حسين عليه‏السلام باشد.

مبارزات سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام نشان دادند كه يك زن، كه عنصر پيونددهنده بين رسالت و امامت است، چگونه مى‏تواند با جثه ضعيف خود و روح عظيم الهى خويش، بار سنگين مبارزه را بر دوش كشد و با جان و مال خود تا آخرين نفس، خط الهى را دنبال كند و فريب سياست‏پيشگان زر و زور و تزوير را نخورد و نشان دهد كه در سخت‏ترين عرصه‏هاى سياسى و اجتماعى جامعه، كه حتى مردان رزم‏ديده و مقاوم هم دچار تزلزل مى‏شوند، يك زن ايستا و مقاوم مى‏تواند در مقام دفاع از حق و ولايت بايستد و رسالت خويش را جانانه به ثمر برساند.

حضور سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام نشان داد كه يك زن با آگاهى و اتخاذ شيوه‏هاى سياسى مدبّرانه مى‏تواند در صحنه‏هاى گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. اين حضور نه تنها تفكر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفى مى‏كند، بلكه انحصار حضور مردان در عرصه‏هاى سياسى را به نقّادى مى‏كشاند و بر آن مهر ابطال مى‏زند.

راضيه مرضيه عليهاالسلام با زندگى و مبارزه خود، در عرصه‏هاى گوناگون اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، عبادى، خانه‏دارى، همسردارى، تربيت فرزند و بخصوص در صحنه‏هاى گوناگون سياسى، نشان داد كه يك زن مى‏تواند با حفظ حريم عفّت و ارزش‏هاى انسانى، در تمامى عرصه‏هاى جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنين مى‏خواهد كه زن نيز همچون مرد، در تمام عرصه‏هاى جامعه عنصرى فعّال و پويا باشد و با پيروزى انقلاب اسلامى، اين تحوّل و نگرش نسبت به زن در جامعه ايجاد شد و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى رحمه‏الله ، و مقام معظّم رهبرى، حضرت آية‏الله خامنه‏اى، نيز در سخنان خود بر اين امر تأكيد داشته و صحّه گذاشته‏اند.

دخت گرامى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و انسيه حورا، حضرت فاطمه عليهاالسلام ، با اخلاق و رفتار و كارنامه عملى و فكرى خويش، مكتبى را براى زنان پايه‏گذارى كرد كه زمزم تكامل و تعالى و چشمه‏سار والاى كرامت انسانى است، كه زنان امروز نيز با تأسّى به اين اسوه و الگوى برتر، مى‏توانند به گسترش ارزش‏هاى دينى بپردازند و با ايجاد حسّ مسئوليت‏پذيرى، خودسازى، روحيه شهادت‏طلبى، دفاع، انفاق و ايثار و استقامت و پايدارى و صبر، تلاش كنند تا در جهان امروز، به جايگاه حقيقى خويش دست يابند و بدين‏وسيله، با بازبينى سنّت‏هاى جاهلى و احقاق حقوق الهى و شرعى و تكيه بر هويّت اسلامى، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقامت(48) و پايدارى، مسير فاطمى را ادامه دهند. بى‏سبب نيست كه يوسف زهرا عليهاالسلام الگوى تمام عيار خويش را در زمان ظهور اين‏گونه معرفى مى‏كند:

«فى ابنة رسول‏اللّه لى اسوةٌ حسنه»؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا عليهاالسلام براى من، اسوه‏اى نيكو و شايسته است