.
پى‏نوشتها:


1- كارشناس ارشد علوم سياسى و مسئول آموزش و پژوهش سازمان تبليغات اسلامى استان تهران.

2. جمشيد هاشميان‏فر، رضايت جوانان و گرايش آن‏ها به الگوى خودى، ص 1.

3. محمدرضا شرفى، جوان و نيروى چهارم زندگى، ص 17.

4. روح‏الله موسوى خمينى، صحيفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1366، ج 5، ص 283.

5. امام خمينى، در جستجوى راه از كلام امام رحمه‏الله ، دفتر سوم: زن، چ دوم، تهران، اميركبير، 1363، ص 129.

6. عايشه مى‏گويد: «فاطمه در سخن گفتن، شبيه‏ترين مردم به رسول خدا بود؛ وقتى بر پغمبر وارد مى‏شد، آن حضرت دستش را مى‏گرفت و مى‏بوسيد و بر جاى خود مى‏نشانيد. هر گاه رسول خدا بر فاطمه وارد مى‏شد، به احترام پدر از جاى برمى‏خاست، دست آن حضرت را مى‏بوسيد و در جاى خود مى‏نشانيد.» (على بن عيسى الاربلى، كشف الغمّه، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، 1381 ق، ج 2، ص 79 / محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ترجمه محمدجواد نجفى، تهران، اسلاميه، 1354، ج 43، ص 6 و نيز ر. ك: ناصر مكارم شيرازى، زندگانى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، تهران، ميقات، 1366.)

7. قال ابوجعفر عليه‏السلام : «كان رسول اللّه اذا اراد السفرَ سلّم على من اراد التسليم عليهم من اهله، ثمّ يكون آخر من يسلّم عليه فاطمة عليهاالسلام فيكون وجهُه الى سفره من بيتِها و اذا رجع بدا بها»؛ امام باقر عليه‏السلام فرمود: زمانى كه رسول خدا اراده سفر داشت، با كسانى از اهل بيتش كه قصد خداحافظى با آن‏ها داشت خداحافظى مى‏كرد، سپس آخرين كسى كه با او خداحافظى مى‏كرد، فاطمه بود و از خانه فاطمه به سفر مى‏رفت و زمانى كه برمى‏گشت، ابتدا بدان وارد مى‏شد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 83 و نيز ر. ك: سيدجعفر شهيدى، زندگانى فاطمه زهرا عليهاالسلام ، چ دهم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1365.)

8. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، تصحيح سيد هاشم رسول محلاّتى، قم، علاّمه، ج 3، ص 141 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ج 2، ص 92.

9. ابن شهر آشوب، پيشين، ج 1، ص 60، ص 71، ص 174 / محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 18، ص 187 و ص 209.

10 امام حسن عسكرى عليه‏السلام فرمودند: زنى خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمد و گفت: مادر ناتوانى دارم كه در امر نماز به مسئله مشكلى برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده است كه سؤال كنم، و مسئله را مطرح نمود. حضرت فاطمه عليهاالسلام جواب آن مسئله را داد. آن زن سؤال دوم و سوم را كرد و سپس تا ده مسئله از حضرت پرسيد و حضرت عليهاالسلام همه را پاسخ داد. سپس آن زن از كثرت سؤال خجالت كشيد و عرض كرد: اى دختر رسول خدا، ديگر مزاحم نمى‏شوم، خسته شديد، حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: خجالت نكش! هر سؤالى دارى بگو تا جواب دهم. من از سؤالات تو خسته نمى‏شوم و با كمال ميل جواب مى‏دهم. اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را بر بام حمل كند و در ازاى آن، مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد، آيا از حمل بار خسته مى‏شود؟ زن پاسخ داد: نه. حضرت فرمود: خدا در برابر هر مسئله آن‏قدر به من ثواب مى‏دهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مرواريد باشد. با وجود اين، آيا از جواب دادن مسئله خسته مى‏شوم؟ (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 22، ص 31.)

امام حسن عسكرى عليه‏السلام مى‏فرمايد: دو نفر زن كه يكى مؤمن و ديگرى معاند بود، در يك مطلب دينى با هم نزاع داشتند؛ براى حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمدند. چون حق با زن مؤمن بود، حضرت فاطمه عليهاالسلام گفتارش را با دليل و برهان تأييد كرد و بدين وسيله، بر زن معاند پيروز گشت. حضرت فاطمه عليهاالسلام به زن مؤمن گفت: فرشتگان خدا بيشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شيطان و پيروانش نيز بيش از غم و اندوه زن معاند مى‏باشد. (عبداللّه بحرانى اصفهانى، عوالم العلوم، ج 11، ص 627 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 2، ص 8.)

در پاسخ‏گويى به سؤالات پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه در مسجد از پيروانش مى‏پرسيد، على عليه‏السلام همان سؤالات را از فاطمه عليهاالسلام مى‏پرسيد و به پيامبر پاسخ مى‏داد. (طبرسى، احتجاج، ج 1، ص 11 / عبداللّه بحرانى اصفهانى، پيشين، ج 11، ص 223 / قاضى نورالله شوشترى، احقاق الحق، تعليقات شهاب‏الدين مرعشى نجفى، قم، مكتبة آية‏اللّه مرعشى نجفى، 1403 ق، ج 10، ص 257 و 233 و 226 / محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 94.)

11. قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «اولُ شخصٍ تدخل الجنةَ فاطمة»؛ اول كسى كه وارد بهشت مى‏شود، فاطمه است. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 44) امام باقر عليه‏السلام فرمودند: «به خدا! اى جابر، در روز قيامت حضرت فاطمه شيعيان و دوستانش را جدا مى‏كند؛ همچنان‏كه پرنده دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين و نيز ر. ك: سيدمحمّد كاظم حائرى قزوينى، فاطمه از ولادت تا شهادت، چ سوم، تهران، اميركبير، 1365.)

12. قال رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «فاطمةُ بضعةٌ مِنّى مَن سرّها فقد سرّنى و مَن ساءها فقد سائنى»؛ پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: فاطمه پاره تن من است؛ كسى كه او را خشنود كند همانا مرا خشنود كرده است و هر كس وى را ناراحت كند، مرا ناخشنود ساخته است. (محمّد بن نعمان مفيد «شيخ مفيد»، الامالى، ترجمه حسين استاد ولى، مشهد، بنياد پژوهش‏هاى اسلامى، 1364، ج 2، ص 259.) قال رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «اذا اشتقتُ الى الجنةِ قَبَّلتُ غُرَّ فاطمة»؛ هر گاه شوق بهشت در دلم پيدا مى‏شود گلوى فاطمه را مى‏بوسم. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ص 52.) قال رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «فاطمة اُعزُّ البريّةِ عَلىّ»؛ فاطمه عزيزترين خلق نزد من است. (همان، ج 43، ص 39.)

13. حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خطاب به على عليه‏السلام مى‏فرمايد: «جبرئيل از جانب خداوند برايم پيام آورد كه يا محمّد! خدا تو را از بين مخلوقاتش برگزيد و به رسالت انتخاب كرد، على عليه‏السلام را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد، بايد دخترت را با او كابين ببندى. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا دو فرزند پاك و نجيب و طيّب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد كرد.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 127 / على بن عيسى الاربلى، پيشين، ص 95 / ذبيح الله محلاّتى، رياحين الشريعه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1368، ج 1، ص 157.)

14. «فَمَن حاجَّك فيه مِن بعدِ...» (آل عمران: 61)؛ كسانى كه پس از ورود علم بر تو، جدال مى‏كنند به آن‏ها بگو: بياييد تا ما فرزندان خودمان را و شما هم فرزندان خودتان را و ما زنان خودمان را و شما هم زنان خودتان را و ما نفوس خودمان را و شما هم نفوس خودتان را (براى مباهله و نفرين) دعوت كنيم و از خدا تقاضا نماييم كه دروغگويان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد. (ر. ك: ابراهيم امينى، فاطمه زهرا عليهاالسلام بانوى نمونه اسلام، چ هفتم، قم، شفق، 1373، ص 100.)

15. آيه تطهير: «انّما يُريدُ اللهُ لِيُذهبَ عنكُم الرِجسَ اهلَ البيتِ و يُطهِّركم تطهيرا.» (احزاب: 33) اب