 عبّاس مى‏گويد: روزى حضرت على عليه‏السلام و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين عليهماالسلام نزد پيغمبر بودند، فرمود: «خدايا، تو مى‏دانى كه اينان اهل بيت من و گرامى‏ترين مردم هستند، دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمنى كن؛ يارى‏كنندگانشان را يارى فرما؛ از تمامى بدى‏ها پاكشان گردان؛ از تمام گناهان محفوظشان بدار؛ به واسطه روح‏القدس تأييدشان فرما.» سپس فرمود: «يا على! تو امام امّت و جانشين من هستى.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 24.) زمانى كه آيه 22 سوره روم (قُل لا اسئلكم عليه ...) نازل شد كه مى‏فرمايد: «اى پيامبر (به مردم بگو) از شما در مقابل پيامبرى اجرى نمى‏خواهم، مگر دوستى با نزديكانم»، گفتند: اى پيامبر خدا! چه كسانى نزديكان تو هستند كه واجب است آنان را دوست بداريم؟ حضرت فرمودند: على و فاطمه و فرزندان آن‏ها.» (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 252.)

16. «جابر بن عبداللّه انصارى از حضرت زهرا عليهاالسلام نقل مى‏كند: روزى پدرم بر من وارد شد و فرمود: سلام بر تو، اى فاطمه. عرض كردم: بر شما باد سلام خدا. فرمود: در بدن خود احساس ناتوانى مى‏كنم. عرض كردم: پدر جان! شما را به خدا مى‏سپارم تا ضعف از شما رخت بربندد. فرمود: عباى يمنى را بياور و مرا با آن بپوشان ... سپس من و حسن و حسين و على عليه‏السلام به فرموده پيامبر در زير عبا جمع شديم. بعد از آن، پيامبر طرفين عبا را گرفته، دست راست خود را به سوى آسمان بلند كردند و عرضه داشتند: پروردگارا! اينان اهل بيت و خاصان و ياران من‏اند.» (ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، چ 16، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1378، ج 17، ص 298 ـ 303 / قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 2، ص 554 ـ 557.)

17. قال رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : «مَثَلُ اهلِ بيتى فيكم مَثَلُ سفينةِ نوحٍ مَن ركبها نجا و مَن تَخلَّف عَنها رخّ فى النار»؛ رسول خدا فرمود: مثل اهل بيتم در ميان شما، مانند كشتى نوح است؛ هر كس كه بر آن سوار شود، نجات يابد و كسى كه از آن تخلّف نمايد، در آتش مى‏افتد. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 23، ص 122 / شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا عليه‏السلام ، ترجمه حميدرضا مستفيذ و على اكبر غفّارى، تهران، صدوق، 1373، ج 2، ص 27.)

18. «اِنّى تاركٌ فيكم الثقلينِ ما اِن تمسَّكتم بهما لن تَضلّوا بعدى؛ احدهُما اَعظمُ مِن الآخِر: كتابَ اللهِ ـ عزّوجلّ ـ حبلٌ ممدودٌ مِن السماءِ الىَ الارض و عترتى اهلُ بيتى، و لن يفترقا حتّى يَرِدا علىّ الحوضَ فانظروا كيف تَلحقُوا بِى فيهما»؛ همانا دو چيز گران‏بها در ميان شما بر جاى مى‏گذرام كه تا وقتى به آن دو تمسّك بجوييد هرگز پس از من گم‏راه نخواهيد شد؛ يكى از آن دو بزرگ‏تر، گرامى‏تر و مهم‏تر از ديگرى است: اين‏ها كتاب خدا، و عترت و خاندان من مى‏باشند. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر بر من وارد گردند. پس بنگريد كه نسبت به آن دو، چگونه به من ملحق خواهيد گشت. (محبّ‏الدين احمد طبرى، ذخائر العقبى فى مناقب ذوى القربى، بيروت، دارالكتب العربيه، 1397 ق، ص 16.)

19. قالت فاطمه عليهاالسلام : «اَنسيتم قولَ رسولِ اللّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يوم غدير خمٍ: مَن كنتُ مولاه فعلىٌّ مولاه؟ و قوله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : انتَ مِنّى بِمنزلةِ هارونَ مِن موسى؟» فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏فرمود: «آيا فراموش كرديد سخنان رسول خدا را در روز غدير كه فرمود: هر كه من مولا و رهبر اويم، على نيز مولاى اوست؟ و آيا فراموش كرديد كه به على عليه‏السلام فرمود: يا على! موقعيت تو نسبت به من همانند هارون به موسى پيامبر است؟» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 21، ص 26 و 27 / عبدالحسين امينى، الغدير، ترجمه اكبر ثبوت و محمّد شريف رازى، تهران، كتابخانه بزرگ اسلامى، 1363، ج 1، ص 58.)

20. عبدالحسين امينى، پيشين، ج 7، ص 75.

21. البته پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در اين زمينه به حضرت زهرا عليهاالسلام هشدار لازم را داده بودند و در هنگام رحلت خويش فرمودند: «دخترم! بعد از من مورد هجوم و ستم قرار خواهى گرفت. پاره تنم! هر كس تو را آزار دهد مرا آزرده و آنكه به تو بپيوندد، به من پيوسته ...؛ زيرا كه تو از منى و من از تو ... هر كس از مردم به تو ستم كند، نزد خدا از او شكايت مى‏كنم.» (قاضى نوراللّه شوشترى، پيشين، ج 19، ص 160 / محمّدباقر مجلسى، ج 43، ص 177.)

22. على بن محمّد بن المغازلى، مناقب آل ابى‏طالب، ترجمه شهاب الدين مرعشى نجفى، طهران، المكتبة الاسلاميه، 1394 ق، ص 18 / اخطب ابى بكر خوارزمى، المناقب، نجف اشرف، المطبعة الحيدريه، 1385 ق، ص 94 / عبدالحسين امينى، پيشين، ج 1، ص 272 / قاضى نورالله شوشترى، پيشين، ج 6، ص 256.

23. ر.ك: نعمت‏اللّه قاضى، اسرار سياسى اسلام و بررسى زندگى زهراى بتول و فرزندانش، تهران،پيروز،1349.

24. محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 53، ص 18 و 19 / ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ترجمه و شرح محمّد ابوالفضل ابراهيم، ج 14، بيروت، دارالاحياء التراث العربى، 1385 ق، ص 193 / محمّد بن جرير طبرى، دلائل الامامه، بيروت، الدراسات الاسلاميه، 1413 ق، ص 45.

25. ابن قتيبه دينورى، الامامة والسياسة، ترجمه ناصر طباطبائى، تهران، ققنوس، 1380، ص 12 ـ 20.

26. «هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام با عده‏اى از زنان دست حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و در حالى كه پيراهن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را همراه داشت، در دفاع از امام خود به مسجد رفت و پيراهن رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را بر در مسجد آويزان نمود و آن جمع وقتى خشم فاطمه زهرا عليهاالسلام را ديدند (در اين هنگام ستون‏هاى مسجد لرزيدند.) به همين دليل، غاصبان عقب‏نشينى كردند و على عليه‏السلام به سلمان گفت: دختر پيامبر را درياب! به خدا قسم مى‏بينم كه مدينه همچون طومارى مى‏خواهد به هم بپيچد و اهلش را فرو برد و غاصبان از ترس غضب فاطمه عليهاالسلام ، على عليه‏السلام را رها كردند. (محمّدباقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 198 / ابن ابى الحديد، پيشين، ج 2، ص 52 و ج 6، ص 48 / ابراهيم امينى، پيشين، ص 146 و 149.)

27. عده‏اى از حضرت على عليه‏السلام خواهش كردند كه «تمنّاى ما از حضرتت اين است كه بازمانده نبوّت را بخواهيد يا شب را براى نوحه‏سرايى بر پدر اختيار نموده و روز آرام گيرد و يا بالعكس آن را برگزيند و زهرا عليهاالسلام بعد از آگاهى از خواست مردم، روش سوگوارى خود را تغيير داد و گاه بر سر قبر حمزه و شهداى احد مى‏رفت و گاه در بقيع حاضر مى‏گشت و سوگوارى مى‏نمود و يا دست طفلان خود را مى‏گرفت و نزد پدرش مى‏رفت.» (محمّد باقر مجلسى، پيشين، ج 43، ص 193 / سيد احمد علم الهدى، اشك‏هاى فاطمه عليهاالسلام ؛ پشتوانه على عليه‏السلام ، تهران، صدر، 1369، ص 38.)

28. ر. ك: شيخ عبّاس قمى، رنج‏ها و فريادهاى فاطمه عليهاالسلام ، ترجمه محمدى اشتهاردى، قم، ناصر، 1369.

29. حضرت زهرا عليهاالسلام گاه با فرزندان خود درد دل مى‏كرد و مى‏فرمود:« كجا رفت آن كسى كه شما را دوست مى‏داشت؟ كجا رفت آن كس كه براى شما از همه مهربان‏ت