 28).] و همسر آن حضرت (عايشه) مى گويد: رسول گرامى اسلامى در عمرش از نان جو حتى دو روز متوالى سير نشد تا اينكه از دنيا رفت. [ما شبع رسول اللَّه من خبز الشعير يومين حتى مات. (مكارم الاخلاق، ص 28).] آرى او تمام ثروت خديجه را كه به وى بخشيده بود، در راه اعتلاى اسلام، به نيازمندان مسلمان داد و حتى در برابر درخواست فقيرى كه چيزى نداشت، تنها پيرهنش را از تنش درآورد و به او داد و خود از رفتن به مسجد بازماند. [اسرا/29.] و در بخش برخورد با مردم و مهربانى با آنان تا آنجا پيش رفت كه رد جنگ احد، چون مورد تهاجم كفار قريش قرار گرفت و زخمهاى بى شمارى بر بدن نازنينش وارد گشت، اصحاب آن حضرت درخواست كردند كه وى دشمنان را نفرين كند. ولى او گفت: «من براى نفرين و لعنت مردم نيامده ام، بلكه هدف از بعثتم دعوت مردم و هدايت و شفقت آنان است. سپس گفت: خداوندا! قوم مرا هدايت كن كه آنان نادانند. [انى لم ابعث لعانا و لكنى بعثت داعيا و رحمه اللهم اهد قومى فامهم لايعلمون. (سفين، ج 1 ص 412).] و در برابر بديها و خيانتهاى شيادان قريش، وقتى مكه را تسخير كرد، همه را مورد عفو و رحمت خود قرار داد، اگرچه در ميان آنان هباربن اسود و وحشى (غلام ابوسفيان) و عكرمه بن ابى جهل و... بود، كه دختر حامله آن حضرت را ترسانده و تحت تعقيب و شكنجه قرار داده و جنينش را كشته بودند و حمزه سيدالشهدا را شهيد كرده بودند و بيست سال تمام تا آن وقت، در راس مهاجرين و خيانت پيشگان با اسلام و مسلمين به مبارزه برخاسته بودند. [سفينه البحار، ج 1، ص 412.] خلاصه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله، در تمام سجاياى اخلاقى و كمالات انسانى به آخرين درجه آنها نائل آمد، «انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» [مجمع البيان، ج 1، ص 33 - نمونه، ج 24، ص 379 - سفينه، ج 1، ص 411.] را به تجسم عملى رسانيد و افتخارات دخترش حضرت زهرا را دو چندان كرد.

مادر فاطمه

مادر فاطمه عليهاالسلام (جناب خديجه) زنى است بسيار بافضيلت و داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خدا و رسولش و جزو معدود زنانى است كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله آنان را برترين زنان عالم هستى معرفى مى كند.

حضرت خديجه با تمام فداكارى و ايثار در طول بيست و پنج سال زندگى مشترك با رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از هيچ خدمتى به آن حضرت و عالم اسلام كوتاهى نكرد و هرچه داشت با ثروت سرشارش در طبق اخلاص گذاشته و در ارضاى معشوق و معبود به مصرف رسانيد.

او داخل خانه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، پناه آن حضرت به حساب مى آمد و تمام ناراحتيها و شكنجه هاى جسمى و روحى و ارده از سوى قريش را با عواطف مخلصانه ترميم و جبران مى كرد و آن چنان در روح و روان رسول گرامى اسلام اثر گذاشت، كه سال درگذشت خديجه را قرين وفات حضرت ابوطالب بود، «عام الحزن» ناميد، و پس از وفاتش نيز هر وقت به ياد خديجه مى افتاد و يا كسى از او نام مى برد، چشمان مباركش پر از اشك مى گشت، و از خوبيها و خاطرات شيرينى كه با وى داشت بيان مى كرد.

عظمت حضرت خديجه

عظمت و بزرگوارى خديجه آن قدر زياد است كه در اين مختصر نمى گنجد و قلمها از ترسيم آن همه فداكارى و ايثار كه به وسعت رضاى الهى است عاجز و ناتوانند. اينك ما تنها به نقل چند حديث در شرافت و مجد و عظمت آن مخدره اكتفا مى كنيم:

1 - عن عائشه: ماعزت للنبى على امراه من نسائه ماعزت على خديجه لكثره ذكره اياها و ما رايتها قط. [صحيح مسلم به شرح نووى، ج 5، ص 201 باب فضائل خديجه.] عايشه مى گويد: من در مورد زنان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به هيچ يك به اندازه خديجه حساس نبودم، چرا كه رسول خدا مرتب از او تعريف مى كرد اگرچه من هرگز او را نديده بودم.

2 - عن على عليه السلام: ذكر النبى خديجه يوما و هو عند نسائه فبكى فقالت عائشه: ما يبكيك على عجوز حمرا من عجائز بنى اسد؟ فقال صلى اللَّه عليه و آله: صدقتنى اذكذبتم، و آمنت بى اذكفرتم، و ولدت لى اذعقمتم. [بحارالانوار، ج 16، ص 8.] على عليه السلام نقل مى كنند: روزى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در كنار همسرانش به ياد خديجه گريه كرد. عايشه گفت: چه خبر است كه براى پيرزنى از قبيله ى بنى اسد، اين همه گريه مى كنى؟! رسول خدا در جواب گفت: شما آن وقت كه مرا تكذيب مى كرديد و كافر بوديد او ايمان آورده و تصديقم كرد و هيچ يك از شما فرزندى نياورديد، او فرزندانى آورد.

3 - عن رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: يا خديجه! ان اللَّه عزوجل ليباهى بك كرام ملائكته كل يوم مرارا. [عوالم، ج 11، ص 41.] رسول خدا خطاب به حضرت خديجه فرمودند: يا خديجه! خداوند هر روز چندين بار در مورد تو به ملائكه اش مباهات مى كند.

4 - قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: ان اللَّه اختار من النسا اربع: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه. [بحارالانوار، ج 43، ص 19 و ج 12، ص 2، ح 5- جلاالعيون شبر، ج 1، ص 131.] رسول خدا فرمودند: خداوند از ميان زنان دنيا چهارنفر را به عنوان برتر انتخاب كرده و آنان عبارتند از: مريم، آسيه، خديجه و فاطمه عليهاالسلام.

5 - قال رسول اللَّه: قال جبرئيل: هذه خديجه... فاقرا عليهاالسلام من ربها و منى و بشرها ببيت فى الجنه. [صحيح مسلم، ج 15 بشرح نووى، ص 201- صحيح بخارى، ج 5، ص 82، ح 129.] پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله از جبرئيل نقل مى كند كه اظهار داشت: سلام خدا و مرا به خديجه ابلاغ كن و او را به بهشت جاويدان مژده ده. چون اين پيام به خديجه رسيد، عرضه داشت: خداوند او، خود سلام است، از او سلام و بر او سلام و بر جبرئيل سلام باد.

ما اين احاديث را كه از ميان صدها حديث در فضائل بانوى نخست اسلام انتخاب كرديم، مى رساند كه: آن حضرت آن چنان در پيشگاه الهى مورد توجه بوده است كه پروردگار عالم به او سلام و درود مى فرستد و بهشت را بر او وعده مى دهد و هر روز در مورد وى بر ملائكه اش مباهات مى كند و آن چنان زن فداكار و دلسوز بوده است، كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پس از گذشت سالها از وفات او، هرگز او را فراموش نكرد و در فراق او گريه مى كرد و او را جزو چهار زن برتر زنان جهان به حساب مى آورد. و چنانچه در صحاح مسلم و بخارى نيز آمده است، رسول خدا پس از مرگ خديجه هر چند وقت در احسان خديجه قربانى مى كرد و گوشت آن را به خانه دوستان خديجه مى فرستاد. [صحيح مسلم، ج 15 بشرح نووى، ص 201 - صحيح بخارى، ج 5، ص 82، ح 329.] خلاصه، حضرت فاطمه عليهاالسلام مفتخر است به وجود مادر بسيار بزرگوارى چون حضرت خديجه، كه در عالم وجود، نظيرى جز فاطمه عليهاالسلام ندارد و آن چنان عظمت دارد كه خداوند به وجود او بر ملائكه اش مباهات كند.فصل چهارم: نطفه فاطمه و ولادتش

چند چيز در شايستگى انسان، بويژه نوزاد موثر است. از جمله آنها وراثت و شايسته بودن پدر و مادر مى باشد، كه به هر اندازه آنان صالح و نيكو باشند، به همان نسبت فرزندان آتى آنان مطلوب و ايدآل خواهند بود.

پدران و مادران علاوه بر اينكه بايد ذاتا خوب باشند، در هنگام انعقاد نطفه ى فرزند نيز، امورى را بايد در نظر بگيرند، تا بچه هاى آنان انسانهاى سالم و با استعداد و خدمتگزار و... بار بيايند، [