ر عليه السلام مى فرمايند:

«ولدت فاطمه بعدما اظهر اللَّه نبوه نبيه و انزل عليه الوحى بخمس سنين، و قريش تبنى البيت و توفيت و لها ثمانى عشره سنه....» [بحارالانوار، ج 43، ص 7، ح 8.] حضرت فاطمه عليهاالسلام در سال پنجم بعثت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه قريش نيز كعبه را بازسازى مى كردند متولد شد و هنگام وفاتش هيجده بهار از عمر او گذشته بود.... و حضرت امام صادق عليه السلام نيز مى فرمايند: و لدت فاطمه فى جمادى الاخره اليوم العشرين منها، سنه خمس و اربعين من مولد النبى (ص) فاقامت بمكه ثمان سنين و بالمدينه عشر سنين.... [بحارالانوار، ج 43، ص 7، ح 8، ص 9، ح 16.] حضرت فاطمه عليهاالسلام در بيستم جمادى الثانى كه چهل و پنج بهار از عمر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله گذشته بود متولد شد و مدت هشت سال در مكه و ده سال در مدينه زندگى كرد.... و مرحوم ثقه الاسلام كلينى نيز در اصول كافى، همين نظر را برگزيده و تولد آن حضرت را در پنجم بعثت مى داند....

البته نظرات ديگر در اين زمينه است كه نياز به تحقيق بيشتر و اطاله ى كلام نمى بينيم.

خلاصه، چنين نتيجه مى گيريم: چون پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در چهل سالگى مبعوث به رسالت شده، حديثى كه تولد حضرت فاطمه عليهاالسلام را در چهل و پنج سالگى پيامبر خدا مى داند نيز، تولد آن حضرت را در سال پنجم بعثت تعيين مى كند، هرچند تاريخ سال دوم بعثت را علماى شيعه بيشتر تاييد كرده اند.

كيفيت تولد فاطمه

چون آثار تولد فاطمه عليهاالسلام ظاهر شد، حضرت خديجه كسى را به سراغ زنان قريش فرستاد و از آنان در اين زمينه كمك خواست. آنان در جواب پيغام فرستادند:

انت عصيتنا و لم تقبلى قولنا و تزوجت محمدا يتيم ابى طالب فقيرا لامال له فلسنا نجى و لانلى من امرك شيئا فاغتمت خديجه لذلك....

تو به حرف ما گوش نكردى و با يتيم ابوطالب كه مرد فقير است ازدواج نموده اى بنابراين ما نيز آماده همكارى نيستيم. حضرت خديجه از اين جهت محزون گشت.

در اين هنگام پروردگار عالم چهار نفر از زنان بهشتى را به عنوان كمك غيبى به يارى خديجه فرستاد، ولى خديجه از ديدن آنان به وحشت افتاد. چون آنان اين حال را ديدند يكى گفت: خديجه! نگران مباش، ما فرستادگان خدا به كمك تو آمده ايم. من «ساره» زن حضرت ابراهيم هستم و آن ديگرى «آسيه» دختر مزاحم همنشين تو در بهشت است و نفر سوم «مريم» دختر عمران مى باشد و بالاخره نفر چهارم «كلثوم» خواهر موسى بن عمران است. اينك ما حاضريم در اين لحظات حساس تو را يارى كنيم. آنگاه هر كدام در يك طرف خديجه قرار گرفته و برنامه زايمان بخوبى انجام شد....

در اين حال ام الائمه، شفيعه ى روز جزا، دختر گرامى پيامبر، كوثر الهى، حضرت فاطمه عليهاالسلام با قدوم خود دنيا را منور ساخت و مشاهده كرد حوريان بهشتى براى خدمتگزارى او صف كشيده اند و هر كدام كارى را عهده دار شده اند....

بدن مبارك فاطمه عليهاالسلام را با آب كوثر غسل دادند و با پارچه هاى بهشتى كه همراه داشتند پوشاندند و با عطر مخصوص معطر ساختند، آنگاه از آن نوزاد كوچك كه عظمتش بر عظمت جهان بزرگتر است، خواستند سخن گويد، در اين هنگام فاطمه عليهاالسلام گفت:

اشهد ان لااله الا اللَّه، و ان ابى رسول اللَّه سيد الانبيا، و ان بعلى سيد الاوصيا، و ولدى ساده الاسباء ثم سلمت عليهن، و سمت كل واحده منهن باسمها.... [عوالم، ج 11، ص 202 - جلا العيون شبر، ج 1، ص 124 - بحارالانوار، ج 43، ص 2 - 3 - فضائل خمسه ج 3، ص 154 بنقل از: ذخائر عقبى، ص 44.]

شهادت مى دهم به يگانگى خدا و اينكه پدرم سرور انبيا است و شوهرم افضل اوصيا است و فرزندانم بهترين اسباط و نوادگان انبيا هستند. سپس خطاب به آن حوريان بهشتى سلام كرد و نامهاى آنان را يكايك گفت....
نامها و كنيه هاى فاطمه

ما در مورد نام و نامگذارى در كتاب مسائل ازدواج و حقوق خانواده بحث كرده ايم، در اينجا فقط به نامهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام و فلسفه ى آنها به طور اختصار اشاره مى كنيم:

1- فاطمه 2- صديقه 3- مباركه 4- طاهره 5- زكيه 6- راضيه 7- مرضيه 8- محدثه 9- زهرا عليهاالسلام حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايند:

لفاطمه عليهاالسلام تسعه اسما عنداللَّه عزوجل: فاطمه و الصديقه، و المباركه، و الطاهره و الزكيه، و الراضيه، و المرضيه، و المحدثه، و الزهرا.... [بحار، ج 43، ص 10، ح 1.] براى حضرت زهرا در پيشگاه خداوندى نه نام هست: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره،زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهرا.

ابوجعفر قمى علاوه بر اين اسما اسامى ديگرى را نيز نقل كرده و آنها عبارتند از: بتول، حصان، حره، سيده، عذرا، حورا، مريم كبرى، صديقه كبرى، نوريه و حانيه. [عوالم، ج 11، ص 52 - بحار، ج 43، ص 16، ح 15.] در مورد فلسفه اين نامها احاديث زيادى در كتب شيعه و سنى آمده است كه آوردن همه ى آنها با اين مختصر نمى سازد، ولى به عنوان تيمن به چند نمونه اشاره مى كنيم.

رسول گرامى اسلام مى فرمايند:

ابنتى فاطمه حورا آدميه لم تحض و لم تطمث و انما سماها فاطمه لان اللَّه عزوجل فطمها و محبيها من النار. [كنزالعمال، ج 12، ص 109، ش 34226- فرائد سمطين، ج 2، ص 48، ش 379- بحار، 43، ص 12- عوالم ج 11، ص 54.] دخترم فاطمه حورى اين جهان از نسل آدم است. او هميشه پاك و پاكيزه است و بدين جهت نام «فاطمه» به او اختصاص يافته، كه خداوند او و شيعيانش را از آتش جهنم دور مى دارد.

فاطمه عليهاالسلام از واژه ى «فطم» به معنى؛ رهاساختن، دور نمودن و فاصله افكندن آمده است و اين نام مبارك از اين جهت، به معنى دورى از شرارت، ناپاكى، آتش و... آمده است. و چون از معنى آن، از امام صادق عليه السلام سوال شد، حضرت در جواب فرمودند:

فطمت من الشر. [بحار، ج 43، ص 10.] از تمام شرارتها مصون مانده است.

در مورد نام زهرا عليهاالسلام آمده است:

زهرا، يعنى درخشنده و نوردهنده و علت نامگذارى به اين نام بود كه نور آن حضرت، از نور عظمت الهى سرچشمه گرفته بود و بر دلها و زمين و آسمان نور مى داد و آنها را از درون روشن مى ساخت و قلب مبارك اميرالمومنين عليه السلام را از نور خود خوشحال مى نمود... [لان اللَّه عزوجل خلقها من نور عظمته فلما اشرقت اضمائت السموات و الارض...

كان وجهها يزهر لاميرالمومنين من اول النهار كاشمس الضاحيه...

زهر نورها لاهل السما كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض.] و در مورد علت نامگذارى به «بتول» از رسول خدا سوال كردند، حضرت فرمودند:

البتول التى لم تر حمره قط و لم تحض، فان الحيض مكروه فى بنات الانبيا.

بتول به كسى گويند كه عادت ماهانه و حيض نبيند، زيرا چنين حالتى براى دختر پيامبران الهى خوشايند نيست. و به طور خلاصه: «صديقه» يعنى؛ معصوم و راستگو. «مباركه» يعنى؛ داراى بركت در علم و كمال، معجزه و غيره. «راضيه» يعنى؛ راضى به قضا و مشيت الهى. «مرضيه» يعنى، مورد رضايت خداوند. «زكيه» يعنى؛ نموكننده در كمالات و سير و سلوك الى اللَّه. «محدثه» يعنى؛ مصاحبه با ملائك و بهره مندى از اخبار آسمانى. «طاهره» يعنى؛ مبرى از هر عيب و نقص معنوى و كمالات انسانى و.... [احاديث فراوانى را در اين زم