ى مقضيه. [بحارالانوار، ج 43، ص 126.] يا على! نگران مباش، هرچه بخواهى و درخواست كنى، جوابش مثبت است....

بدين طريق خواستگارى ظاهرى على عليه السلام نيز آغاز شد و با موافقت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و فاطمه ى زهرا صورت گرفت و يك زندگى صميمى و باصفا شروع گرديد، تا جايى كه حسادت و كينه هاى منافقين و تهاجم آنان به خانه ى وحى را، در پى داشت.
مهريه زهرا

ما در مورد مهريه، در كتاب مراسم عروسى بحث عمومى كرده ايم. در اينجا فقط در رابطه با مهريه حضرت زهرا عليهاالسلام اشاره ى كوتاهى داريم:

در تاريخ و سيره ى آن حضرت، در رابطه با مهريه ى آن بانوى اسلام، روايات مختلفى آمده است. برخى تمام زمين و برخى ديگر خمس زمين و گاهى نصف دنيا و ربع دنيا، بهشت و جهنم، خمس دنيا، زره مخصوص حطميه چهار صد مثقال نقره، چهارصد و هشتاد درهم، پانصد درهم، چهار نهر بزرگ: فرات، نيل، نهروان و بلخ و... را مهر آن حضرت دانسته اند و محققين و مورخين و محدثين عالى قدر در توضيح و تشريح و جمع آنها نظرات خاصى براز كرده اند و در نتيجه مقدار پانصد درهم را معروف و صحيح تر دانسته اند.... [به بحارالانوار، ج 43، ص 112، به بعد و جلاالعيون، ج 1، ص 175 به بعد مراجعه فرماييد.] در اينجا مناسب است توجه تان را به يكى از مهريه هاى آن حضرت كه جنبه ى اجتماعى دارد جلب كنم:

قالت فاطمه: يا ابت: فاسئل من اللَّه تعالى ان يجعل مهرى شفاعه عصاه امتك، فنزل جبرئيل من ساعته و بيده حريره فيها مكتوب: جعل اللَّه تعالى مهر فاطمه الزهرا ابنه محمد المصطفى شفاعته امته العصاه، و اوصت فاطمه وقت خروجها من الدنيا يجعل ذلك الحريد فى كفنها و قالت: اذا حشرت يوم القيامه ارفع هذا الى يدى و اشفع فى عصاه امه بى. [عوالم، ج 11، ص 354.] حضرت فاطه ى زهرا به پدر بزرگوارش عرض كرد: پدر جان! از خدا بخواه شفاعت گناهكاران امتت را مهريه من قرار دهد.

در اين هنگام جبرئيل امين در حالى كه مكتوبى را در دست داشت نازل شد، در آن مكتوب نوشته بود: خداوند متعال شفاعت گناهكار امت محمد مصطفى را مهريه حضرت زهرا قرار داد.

آن بانوى بى نظير جهان، موقع شهادت وصيت كرد همان مكتوب آسمان را در كفن وى قرار دهند، تا در پيشگاه الهى و در روز محشر آن را به دست گرفته و از مردم گناهكار امت اسلامى شفاعت نمايد.

صورت جهيزيه زهرا

چون حضرت على عليه السلام با فاطمه عليهاالسلام ازدواج كرد، بلافاصله زره خود را فروخته، از بابت مهريه، پول آن را در اختيار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله گذاشت و پيامبر خدا نيز با همان پولها جهيزيه بسيار ساده و مختصرى فراهم ساخت و مسووليت خريد را به ابوبكر سپرد، كه فهرست وار صورت جهيزيه را ملاحظه مى فرماييد:

1- پيراهن زنانه به مبلغ هفت درهم.

2- روسرى بلند به ارزش چهار درهم. 3- قطيفه ى مشكى خيبرى.

4- تخت مخصوص عربى كه از چوب و ليف خرما مى ساختند.

5- دو عدد تشك كه يكى پشمى و ديگرى از ليف خرما تهيه شده بود.

6- چهار عدد بالش كه از پشم و ليف خرما تهيه شده بود.

7- پرده ى خانگى. 8- حصيرى براى فرش خانه.

9- آسياب دستى. 10- كاسه اى مسى.

11- مشكى از پوست. 12- كاسه چوبى براى شير.

13- ظرف مخصوص آب. 14- آفتابه براى وضو و دستشويى.

15- دو بازوبند نقره اى.

16- چند كوزه ى سفالين.

17- سبوى سبز رنگ.

ابوبكر و چند نفر از اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه اين اجناس را خريده بودند، آنها را به حضور پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آوردند. چون چشمان نازنين حضرت به آن چيزها افتاد فرمود: خداوند به اهل بيت من بركت عطا فرمايد. [مراسم عروسى به قلم نگارنده، ص 160.]

اتهام خواستگارى على از دختر ابوجهل

در تاريخ بشر، صفا و صميميت هيچ خانواده و زن و شوهرى به صفا و صميميت على و فاطمه عليهماالسلام نمى رسد، ولى دشمنان بى رحم و مبغضين اهل بيت، آن چنان نامرد و كينه توز هستند، كه از هيچ تهمت و افترا درباره ى آنان فروگذارى نكرده و نمى كنند. بر همين اساس براى خدشه دار ساختن عظمت مولاى متقيان على عليه السلام شاخدارترين دروغ و تهمت را با رنگ و روغن ماهرانه و خائنانه فراهم ساختند و چنين نوشته اند كه آن حضرت با داشتن حضرت فاطمه عليهاالسلام به سراغ زن ديگرى (آن هم دختر ابوجهل) رفته، و از او خواستگارى نموده و بدين سان فاطمه ى زهرا و پدرش رسول خدا را ناراحت كرده است.

جاى تعجب بيشتر اين است كه تاريخ ضعيف و مجعول به صورت حديث نبوى در برخى كتابهاى معتبر اهل سنت همچون صحيح بخارى و صحيح مسلم [متن حديث مجعول: «ان بنى هاشم بن المغيره استاذنونى ان ينكحوا ابنتهم على بن ابيطالب، فلا آذن لهم ثم لاآذن لهم، ثم لاآذن لهم، الا ان يحب ابن ابى طالب ان يطلق ابنتى و ينكح ابنتهم فانما ابنتى بضعه منى يريبنى مارابها و يوذينى ما آذاها و فى روايه اخرى: انه لست احرم حلالا و لااحل حراما ولكن واللَّه لاتجتمع بنت رسول اللَّه و بنت عدو اللَّه مكانا واحدا ابدا. «صحيح مسلم، ج 16، ص 2 بشرح نووى چاپ دارالفكر بيروت - صحيح بخارى باب فضائل و....] و غير آنها خودنمايى مى كند، و آقايان عزيز بدون تحقيق و تعمق در ريشه يابى اين مجعولات و بررسى اسناد آن، چنين تهمت بزرگى را به مقام والاى صاحب ولايت خليفه ى بلافاصل پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مى چسبانند.

تحقيق مساله

اگرچه تجديد فراش و انتخاب بيش از يك همسر با شرائط خاصى در شرع مقدس اسلام جائز است و خداوند متعال در قرآن مجيد سوره ى نسا آيه ى سوم، به آن تصريح مى كند، ولى ازدواج مجدد اميرالمومنين عليه السلام با وجود زهرا عليهاالسلام اساسا جايز نبود و مولاى متقيان شرعا نمى توانست به چنين امرى اقدام كند؛ چنانچه در حديثى حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايند:

حرم اللَّه على على النسا مادامت فاطمه عليهاالسلام حيه، لانها طاهره لاتحيض.

خداوند متعال زنان را براى حضرت على عليه السلام مادامى كه حضرت زهرا عليهاالسلام در قيد حيات بوده است حرام كرده بود، زيرا آن حضرت هرگز عادت ماهانه نداشته است. [عوالم، ج 11، ص 387، جلاالعيون شبر، ج 1، ص 181، بحارالانوار، ج 43، ص 16.] در اين زمينه روايات ديگرى نيز آمده [فرائد سمطين، ج 2، ص 48، ش 379، عوالم، ج 11، ص 153، جلاالعيون، ج 1، ص 131.] و چنين استفاده مى شود، كه حضرت زهرا در مسائل زوجيت، مشكلى نداشت و اميرالمومنين على عليه السلام نيز علاوه بر اينكه عاملى براى تجديد فراش نمى ديد، موقعيت فاطمه عليهاالسلام را در پيشگاه خدا و رسول او مى دانست و از حكم خدا آگاه بود، با اين وضع چگونه دست به خواستگارى دختر ابوجهل زده و پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و فاطمه عليهاالسلام را رنجيده خاطر نموده است؟! و اما حديث مجعول از پيامبر الهى، در واقع از طريق دو نفر ذكر شده: يكى ابوعلى الحسين بن على بن يزيد الكرابيسى البغدادى است، كه از دشمنان سرسخت اهل بيت به شمار مى آيد و قهرا حديث منقول از وى در ذم آنان قبول نيست. دومى «ابوهريره» كذاب است، كه نان را به نرخ روز خورده و هزاران حديث جعل كرده كه اين حديث يكى از آنها مى باشد و اهل تحقيق و تعمق 