گر استراحت مى نمود و حضرت خود به كارها مى پرداخت.

اينك توجه شما را به يك واقعيت تاريخى در اين زمينه جلب مى كنم:

حضرت سلمان مى گويد: وارد خانه على عليه السلام شدم، ناگاه مشاهده كردم دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مشغول دستاس و آرد كردن است، او در اين كار آن چنان به زحمت افتاده بود، كه دستهايش ورم كرده و خون آلود شده بود. در حاليكه حضرت امام حسين- كه كودكى صغير بود- از گرسنگى بى تابى مى كرد.

سلمان مى گويد: دلم به حال او سوخت و لذا اظهار داشتم: اى دختر رسول خدا! چرا از فضه كمك نمى گيرى؟ حضرت جواب داد: پدرم او را به من سفارش كرده است، من بايد با او به عدالت رفتار كنم ما كارها را ما بين خود تقسيم كرده ايم يك روز او كار مى كند و روز ديگر من و امروز نوبت استراحت او مى باشد.

سلمان مى گويد: گفتم: من آزاد شده ى پدر تو هستم، اجازه ده من به جاى ت و اين كار را انجام دهم. تا اينكه به آرد كردن مشغول شدم و وقت نماز رسيد، آماده ى رفتن به مسجد شدم، بعد از اقامه نماز آنچه را ديده بودم به مولايم على عليه السلام گفتم. آن حضرت چون سخنان مرا شنيد شروع به گريه كرد و سپس به سراغ فاطمه رفت و با تبسم برگشت و گفت: ديدم فاطمه عليهاالسلام خوابيده و حسين نيز در كنار مادرش در خواب مى باشد و آسياب دستى بدون مباشرت كسى كار مى كرد، پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله تبسم كنان فرمودند:

يا على! براى خداوند در روى زمين ملائكه اى است كه به محمد و آل محمد خدمت مى كنند. [عوالم ج 11، ص 205- بحار ج 43، ص 28، ح 33- جلاالعيون، ج 1، ص 137.] اين قضيه مى رساند كه نظم و تقسيم كار در تمام شوون زندگى حضرت فاطمه عليهاالسلام حاكم بود.

حفظ آبروى خانواده

يكى از ويژگيهاى حضرت فاطمه عليهاالسلام اين بود كه آن بزرگوار در حفظ حريم خانواده، بويژه شوهرش فوق العاده حساس بود و تمام مشكلات و نارسائيها را تحمل نمود، ولى خم به ابرو نياورد و آبروى على عليه السلام را حفظ كرد.

با اينكه شخصيت فاطمه عليهاالسلام در جهان اسلام جايگاه خاصى داشته و دارد، ولى او رد انتقال از خانه پدر به خانه ى شوهر، به يك خانه ى محقر و دورافتاده ى استيجارى كه صاحب آن حارثه بن نعمان بود، پناه برد و دور از هرگونه امكانات زندگى، با خاكهاى نرم، اتاق عروسى را صاف كرد و هرگز محروميت رفاهى را به رخ على نكشيد و به ديگران نگفت. [بحارالانوار، ج 19، ص 113.] اميرالمومنين عليه السلام براى رفع گرسنگى خانواده اش، به سراغ خانه ى يك مرد يهودى به نام شمعون رفت و مشكل خود را با او در ميان گذاشت و از او مقدارى جو خواست، لذا چنين فرمود:

هل لك ان تعطينى جزه من الصفوف تغزلها لك ابنه محمد بثلاثه اصوع من شعير؟ قال: نعم، فاعطاه فجا بالصوف و الشعير و اخبر فاطمه (ص) فقبلت و اطاعت ثم عمدت.... [بحارالانوار، ج 35، ص 237.] آيا تو مقدارى از پشم را در برابر نه كيلو جو در اختيار من قرار مى دهى كه دختر پيامبر خدا - فاطمه ى زهرا - آن را برايت بريسد؟ شمعون گفت: بلى. آنگاه على عليه السلام پشم و جو را گرفت و به خانه آورد و جريان را به آن بانوى بزرگوار گفت، آن حضرت نيز كار استيجارى را پذيرفت، و شروع بكار كرد....

قابل توجه است كه فاطمه ى زهرا عليهاالسلام با آن همه شان و جلالش، با چه مشكلاتى دست و پنجه نرم كرده و علاوه بر كارهاى سخت منزل، براى شخص يهودى نيز كار كرده و هرگز به رخ على عليه السلام نياورده و آبروى خانواده اش را حفظ نموده است.

عربى ميهمان على و فاطمه

روزى عربى وارد محضر رسول خدا شد و از درد و رنج گرسنگى شكايت كرد. پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله چون سخن او را شنيد، پيكى را به بيوتات زنانش فرستاد و از آنان درخواست طعام نمود، ولى جواب دادند: جز آب چيزى در خانه ندارند.

پيامبر بزرگوار اسلام چون خود شخصا نتوانست آن گرسته را سير كند، خطاب به مردم فرمودند چه كسى حاضر است امشب اين مرد عرب را مهمان كرده و او را سير كند؟ اميرالمومنين مانند هميشه پاسخ مثبت داد و او را به منزل آورده و از همسرش فاطمه عليهاالسلام پرسيد:

ما عندك يا بنت رسول اللَّه؟ فقالت: ما عندنا الا قوت الصبيه لكنا نوثر ضيفنا به.... [بحارالانوار، ج 41، ص 28 و ج 63، ص 59، ح 1.] اى دختر رسول خدا! چه غذايى در اختيار دارى؟ جواب داد: به اندازه ى خوراك يك بچه طعام داريد، ولى خود نمى خوريم و آن را به مهمان خود مى دهيم....

سپس اميرالمومنين على عليه السلام به فاطمه عليهاالسلام دستور دادند: بچه ها را به هر صورتى كه باشد، بدون شام بخواباند و چراغ را خاموش كند، آنگاه خود در تاريكى از مهمان پذيرايى كرد و خود نخورد ولى براى اينكه مهمان ناراحت نگردد، دهانش را مى گرداند، تا عرب خيال كند، آن حضرت نيز غذا مى خورد....

فردا پيامبر خدا را ديد و به شدت گريه كرد و فرمود: يا اميرالمومنين! ملائكه خدا از كار شما تعجب كردند مژده باد بر شما كه آيه ى نهم سوره ى حشر در حقتان نازل گشت. [و يوثرون على انفسهم و لوكان بهم خصاصه....] در اينجا بايد توجه داشته باشيم كه زهرا عليهاالسلام چگونه خود و بچه هايش را گرسته مى خوابند و از مهمان شوهر پذيرايى مى كنند و آبروى خانواده را حفظ مى نمايند؟!

سازش با مشكلات مالى

رسول خدا فرموده اند از بركات اخلاقى و فكرى زن خوب اين است كه هزينه و مخارجش كم باشد، [بحارالانوار، ج 103، ص 231: من بركه المراه خفه مونتها.] و در اداره ى خانه و صرفه جويى در مصرف، ياور و همكار شوهر به حساب مى آيد. [بحارالانوار ج 103، ص 238: المراه الصاحه احد الكاسبين.] تمام اين ويژگيها در وجود مبارك حضرت زهرا جمع بود و آن حضرت با مديريت لازم و با صبر و بردبارى، همه ى تلخيها را به كام على عليه السلام شيرين مى كرد و در برابر مشكلات مالى عقب نشينى نمى نمود.

حضرت على عليه السلام مى فرمايند:

تزوجت فاطمه عليهاالسلام و ما كان لى فراش، و صدقتى اليوم لو قسمت على بنى هاشم لو سعتهم. [بحارالانوار، ج 41، ص 43- كامل ابن اثير، ج 3، ص 399 با مختصر تفاوت.] من در حالى با حضرت زهرا ازدواج كردم، كه زيراندازى در خانه نداشتم، در حالى كه در همان تاريخ احسان و بخشش من به نيازمندان بقدرى زياد بود كه اگر به بنى هاشم تقسيم مى شد همه ى آنان را غنى و بى نياز مى كرد. اين حديث نشان مى دهد كه فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با چه مشكلاتى در خانه على عليه السلام دست و پنجه نرم كرده و خم به ابرو نياورده است. و در يك روايت ديگر از طريق امام صادق عليه السلام از جابربن عبداللَّه انصارى نقل شده كه: روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله به خانه دخترش فاطمه عليهاالسلام وارد شد، ولى زهرا را در حالتى ديد كه در نتيجه چشمان مباركش پر از اشك گرديد، زيرا لباس آن حضرت بسيار نامناسب بود. زهرا با آن وضع از يك طرف مشغول آرد كردن جو و تهيه ى نان و از طرف ديگر به بچه اش شير مى داد، پيامبر الهى فرمودند:

اى دختر عزيزم! اين گونه تلخيها را در دنيا براى رسيدن به پاداش و شيرينيهاى اخروى پذيرا باش و صبر و بردبارى را از دست نده. آن بانوى گرامى 