اً ثم قال واللّه ما عليهم آسى ولكن آسى على من اضلوا».] فصل دهم: فاطمه و پرورش فرزندان

در تكوين شخصيت انسان سه عامل مهم: وراثت، محيط و مربى، كارساز است. بنابراين، نقش مربى در اصول تربيتى، جايگاه خاصى داشته و ما در اين فصل به طور اختصار در روشهاى تربيتى حضرت زهرا بحث خواهيم كرد.

اگرچه فرزندان فاطمه ى زهرا عليهاالسلام و اميرالمومنين ذاتا بچه هاى پاك و ساخته شده بودند، ولى هر انسانى به هر اندازه در مراتب والاى كمالات انسانى قرار بگيرد، باز هم اخلاق و رفتار و ويژگيهاى مربى در ساختار فكرى و فرهنگى او موثر خواهد بود.

حضرت فاطمه عليهاالسلام با يك مديريت صحيح و به كار بستن ويژگيهاى تربيتى، توانست فرزندانى را به جامعه ى اسلامى تحويل دهد، كه هر كدام منشا آثار خير و پيشرفت دين و احكام الهى شدند و عملا به الگوها و اسوه هاى مقاومت، شرف، هدايت، بخشش، سخاوت، ايثار، جانبازى، شهادت و ... تبديل گرديدند.

اينك به بخشى از روشهاى تربيتى آن بانوى بزرگ مى پردازيم:

پرورش عبادى

فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله آن چنان در عبادت پيش رفت، كه پاهايش متورم شد. از نظر كثرت بندگى و عبوديت جلودار همه بود، تا آنجا كه عابدان را به تحير واداشت. [ما كانت فى هذه الامه اعبد من فاطمه، كانت تقوم حتى تورم قد ماها....

(سفينه البحار، ج 1، ص 421، عوالم، ج 11، ص 224، بحارالانوار، ج 43، ص 76 و 84.] لذا فرزندش امام حسن مجتبى مى فرمايد: را يت امى فاطمه قامت فى محرابها ليله جمعتها فلم تزل راكعه ساجده حتى اتضح عمود الصبح.... [و سائل الشيعه، ج 4، ص 1150، ح 7- جلاالعيون، ج 1، ص 151- محجه البيضا، ج 4، ص 208- بحارالانوار، ج 43، ص 81، ح 3.] مادرم فاطمه عليهاالسلام را در شب جمعه در محراب عبادت ديدم كه به عبادت و نماز مشغول است او پيوسته به ركوع و سجود مشغول بود كه شب به پايان رسيد.

با توجه به اينكه بهترين روش تربيتى و پرورشى، شيوه ى عملى الگوها است، دختر گرامى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از راه عبوديت و بندگى الهى، آن هم در برابر ديدگان معصوم فرزندانش، توانست آنان را به كمال مطلوب برساند...

به همين جهت دختران فاطمه عليهاالسلام جاى خالى مادر را پر كردند و نماز شب را ترك ننمودند، حتى به نقل از امام سجاد عليه السلام در آن ايامى كه مصائب دردناك كربلا و عاشوراى حسينى، كمر اهل بيت را خم كرد، باز هم آن مخدرات- ولو به صورت نشسته- نافله ى شبانه را تعطيل ننموده و راه فاطمه عليهاالسلام را پيش گرفتند، و پسرانش امام حسن و امام حسين همان شيوه ى بندگى و عبادت مادر را، الگوى خود قرار داده و شبانه روز معمولا هزار ركعت نماز مى گزاردند.[الغدير، ج 5، ص 25.]

عدالت پرورى

پدر يا مادر نبايد در ميان فرزندانشان، بدون جهت فرق بگذارند و از اين طريق حسادت و كينه توزى را در ميان آنان ايجاد نمايند.

رسول خدا مى فرمايند:

«اعدلوا بين اولادكم كما تحبون ان يعدلوا بينكم فى البر و اللطف». [سفينه البحار، ج 2، ص 684.] در ميان فرزندان خود به عدالت رفتار كنيد، همان گونه كه دوست داريد ديگران در مورد شما به عدالت و محبت رفتار كنند.

حضرت فاطمه عليهاالسلام در پرورش فرزندان عزيز خود طورى رفتار مى كرد كه همه را از عدالت پرورى خويش خشنود مى ساخت و با عواطف محبت آميز مادرى تك تك آنان را به اين صفت انسانى و اسلامى تشويق مى كرد.

روزى دو فرزند دلبند فاطمه عليهاالسلام (حسن و حسين عليهم السلام) در حضور پيامبر خدا كشتى گرفته بودند، در اين ميان فاطمه عليهاالسلام شنيد كه پدر بزرگوارش، امام حسن را به پيروزى بر امام حسين ترغيب مى كند حضرت زهرا براساس روح دادگرى عرض كرد: پدرجان! فرزند بزرگ را عليه فرزند كوچك تحريك مى كنى؟ رسول گرامى اسلام فرمودند: تو اطلاع ندارى كه برادرم جبرئيل حسينم را بر حسنم تحريك مى نمايد. [بحارالانوار، ج 43، ص 268 و 263- جلاالعيون، ج 1، ص 304: «... اتشجع هذا على هذا؟ تشجع الكبير على الصغير؟ فقال (ص): هذا حبيبى جبرئيل يقول: يا حسين! شد على الحسين فاصرعه.] اگر چه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در برابر تحريك جبرئيل (امام حسين را عليه امام حسن) تحريك مى كرد (امام حسن را عليه امام حسين)، ولى در ظاهر، حضرت فاطمه عليهاالسلام از آن اطلاع نداشت و لذا به صورت سوالى خواسته اش را مطرح ساخت و روح دادگريش را در مورد فرزندانش نشان داد. و در يك قضيه ديگر آمده است: روزى امام حسن با امام حسين در كنار يكديگر مشغول نوشتن خط بودند و هر يك بر ديگرى مى گفت: خط من بهتر از خط تو است و سرانجام داورى را به مادرشان موكول كردند، ولى آن حضرت براى اينكه دل هيچ كدام را نشكند، از داورى خوددارى كرد و موضوع را به اميرالمومنين موكول نمود. اميرالمومنين اين قضيه را به پيامبر خدا و آن حضرت نيز به جبرئيل و به ترتيب، كار داورى به اسرافيل و خداى عالميان كشيده شد.

جبرئيل از جانب خدا ابلاغ كرد، كه فاطمه عليهاالسلام بايد بين آن دو داورى كند. آن مادر مهربان و دادگر فرمود: اى فرزندان عزيزم! من دانه هاى اين گردنبند را در ميان شما به زمين مى ريزم، هر كس بيشتر آنها را بردارد خط او بهتر است. بلافاصله گردنبند را از گردنش باز كرد و دانه هاى آن را در برابر دو نور ديده اش به زمين ريخت و جبرئيل به امر الهى اين منظره ى زيبا را تماشا مى كرد، چون آن نور چشمان زهرا، هر كدام به طور مساوى دانه ها را برداشتند، جبرئيل به امر خدا آن يك دانه باقيمانده را دو قسمت كرد و هر كدام يك نصفه را برداشت و دل هيچكدام شكسته نشد. [بحارالانوار، ج 43، ص 309: «... فقالت فاطمه: احكم بينهما يا رب و كانت لها قلاده فقال لهما: انا انثر بينكما جواهر هذه القلاده فمن اخذ منها اكثر فخطه احسن فنثرتها و كان جبرئيل و قتئذ عند قائمه العرش فامره اللَّه تعالى ان يهيط الى الارض و ينصف الجواهر بينهما كيلا يتاذى احدهما ففعل ذلك....] اين دو قضيه كه نمونه صدها جريان دادگرى فاطمه عليهاالسلام با فرزندانش مى باشد، مى رساند كه حضرت طورى عمل كرد، كه نور ديدگانش ضمن كمال يابى و كمال جويى، نسبت به همديگر خيلى مهربان و دلسوز باشند، و در برخورد و رفتار خانوادگى احترام يكديگر را حفظ كنند.

به همين جهت بود كه امام حسين احترام خاصى به امام حسن داشت و در حضور او صحبت نمى كرد. (ما تكلم الحسين بين يدى الحسن اعظاما له... جلاالعيون ج 1 ص 317) و به خواهرش زينب فوق العاده علاقه مند بود و به احترام او- با اينكه كوچك تر از او بود- از جايش بلند مى شد. و همچنين محبت و احترام متقابل زينب به برادرانش....

سوز و شفقت

حضرت فاطمه عليهاالسلام مانند مادران دلسوز ديگر، نسبت به بچه هايش بسيار مهربان بود و با آنان با محبت خاص معاشرت مى كرد و خود مانند شمع مى سوخت و به آنان روشنايى مى داد و تاريخ زندگى آن حضرت پر از خطرات مخصوص با آن نور ديده ها است، كه اينك به چند اشاره مى گردد:

قال على عليه السلام: دخلت على فاطمه و هى مستلقيه لقفاها و الحسين نائم على صدرها. [عوالم، ج 11، ص 205- جلاالعيون، ج 1