 عليهاالسلام از ديدگاه الهى آن چنان مقرب بوده و هست كه بدون وجود او جهان خلقت به وجود نمى آمد. بنابراين هرچه بوده و هست و خواهد بود به يمن و بركت آن بانوى عزيز هر دو جهان است. چنانچه پيامبر خدا، از پروردگار عالم نقل مى كنند:

عن النبى عن اللَّه تعالى: يا احمد! لولاك لما خلقت الافلاك، و لولا لما خلقتك ، و لولا فاطمه لما خلقتكما. [عوالم، ج 11، ص 25 و 26 چاپ المهدى.] اى پيامبر الهى! اگر تو نبودى جهان را نمى آفريدم و اگر على عليه السلام نبود تو را خلق نمى كردم، و چنانچه فاطمه عليهاالسلام نبود، تو و على را نيز به دنيا نمى آوردم.

شايد اين حديث در مرحله ى نخست و بدون تفكر قابل هضم نباشد، ولى با يك مقدماتى كه به طور خلاصه بايد گفت: پيامبر الهى و اهل بيت معصومش همگى يكى بوده و شاخ و برگ يك درخت مى باشند. و از نظر هدف نيز مكمل و متمم يكديگرند، بنابراين، بدون تصور فاطمه عليهاالسلام كه كمال اسلام به وجود او و فرزندان معصوم او بستگى داشته و دارد، آيين اسلام و رسالت پيامبر و ولايت اميرالمومنين كم شعاع و كم فروغ خواهد بود.

آرى ولايت على عليه السلام مكمل رسالت و وجود زهرا پناه ولايت و فرزندانش نتيجه بخش اهداف رسالت و ولايت مى باشند.

در اين زمينه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مى فرمايند: «انى و اياك و هذين و هذا الراقد فى مكان واحد يوم القيمه.» [فرائد السمطين، ج 2 ص 28، ش 367- بحار، ج 43، ص 283 با مختصر تفاوتى.] رسولخدا در خانه ى اميرالمومنين در حالى كه على عليه السلام مشغول استراحت بود، خطاب به دخترش فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من و تو و اين دو فرزند (حسن و حسين) و اين استراحت كننده (على) همگى در پيشگاه خدا در يك منزله و مكان خواهيم بود.

فاطمه مافوق قانون

يكى از معيارهاى ارزشى اسلام مراعات ادب بويژه در ارتباط با بزرگان و مربيان است و حتى آمده است: كسى كه ادب ندارد، ايمان ندارد. آيات و روايات زيادى در اين زمينه هست كه از موضوع بحث ما خارج مى باشد....

در زمان رسول خدا گروهى از ضعيف الايمانها و منافقين هنگام ديدار با پيامبر الهى، بدون مراعات القاب آن حضرت، تنها با اسم، آن بزرگوار را صدا مى زدند، خداوند متعال آيه ى شصت و سه سوره ى نور [لاتجعلوا دعا الرسول بينكم كدعا بعضكم بعضا....] را فرستاد و بدين وسيله مومنين و مسلمانان مامور گشتند با تعبير: يا رسول اللَّه و يا «نبى اللَّه» آن حضرت را خطاب كنند.

از حضرت فاطمه ى زهرا عليهاالسلام آمده است كه پس از نزول اين آيه، من هم مثل ديگران هنگام ديدار، پدرم را با لقب، يا رسول اللَّه، مخاطب قرار مى دادم و از گفتن: پدر جان خوددارى مى كردم و چندين بار چنين نمودم، ولى در برابر خطاب من، آن حضرت ساكت بود و جواب نمى داد. سپس خطاب به من فرمودند: يا فاطمه! اين آيه در حق تو و اهل بيت تو نازل نشده. تو از منى و من از تو. خطاب آيه به افراد خشن و ستمگر و خود برتربين است، تو اگر مرا پدر خطاب كنى بهتر است و چنين روشى باعث حيات دل من و رضايت خداوند است. [يا فاطمه! انها لم تنزل فيك و لافى اهلك و لانسلك و انت منى و انا منك، انما نزلت فى اهل الجفا و الغلظه من قريش اصحاب البذخ و الكبر، قولى يا ابه، فانها احيى للقلب و ارضى للرب. (سفينه البحار، ج 2، ص 374).] اين حديث نشان مى دهد كه فاطمه و اهل بيتش عليهم السلام تا چه ميزانى در پيشگاه خدا و پيامبرش ارزش دارند؟ و حتى در حديث ديگرى در اين رابطه آمده است:

شخصى در زمان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دزدى كرد و حضرت دستور داد چهار انگشت دست او را قطع كنند، دزد عرض كرد: يا رسول اللَّه! من سوابقى در اسلام دارم آيا دست مرا قطع مى كنى؟ رسول گرامى اسلام فرمودند: قانون الهى تبعيض ندارد، حتى اگرچه دخترم (فاطمه)باشد. اين خبر به گوش فاطمه رسيد و او را محزون كرد.

در اين هنگام جبرئيل نازل گشته و آيه ى «لئن اشركت ليحبطن عملك....» [آيه ى 65 سوره ى زمر: اگر مشرك شوى تمام اعمالت تباه مى گردد.] را بر آن حضرت خواند و بدين وسيله اعلان نمود كه حساب فاطمه از ديگران جداست و شكستن دل او و بريدن دستش برابر شرك است. [بحارالانوار، ج 43، ص 43، ح 43.]

فضيلت فاطمه بر انبيا ديگر

ما در فصل بيست و يك جلد اول كتاب تجليات ولايت (از صفحه ى 184 تا 192) با استناد به دلائل متقن و روايات معتبر، ثابت كرده ايم كه ائمه ى اطهار عليهم السلام بر پيامبران پيشين جز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله برترى دارند و طبق احاديث معتبر ديگر از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آمده است كه اميرالمومنين نسبت به ساير ائمه فضيلت بيشترى دارند. و از سوى سوم مى دانيم كه حضرت فاطمه عليهاالسلام كفو و همتاى اميرالمومنين است و اگر على عليه السلام نبود، همتايى براى آن حضرت در روى زمين و در ميان مخلوقات پيدا نمى شد و اين ادعا مضمون احاديث فراوانى است كه از طريق اهل سنت و تشيع در منابع معتبر به دست ما رسيده است و به عنوان تبرك نمونه اى به خدمت خوانندگان تقديم مى داريم، بنابراين حضرت فاطمه عليهاالسلام جز پدر و شوهرش بر همگان برتر است.

در رواياتى از پيامبر خدا و جناب جبرئيل از سوى الهى و حضرت امام صادق و حضرت امام رضا آمده است:

ان اللَّه عزوجل يقول: لولم اخلق عليا لما كان لفاطمه كفو على وجه الارض آدم فمن دونه [فصل 6، همين كتاب با منابع بيشتر از جمله: محجه البيضا،ج 4، ص 210- بحار، ج 43، ص 92 و 97 و 107- عوالم، ج 7 11 ص 278 و 281- جلاالعيون شبر، ج 1، ص 156 و...] خداوند مى فرمايد: اگر على را خلق نمى كردم، در روى زمين همتايى براى فاطمه عليهاالسلام پيدا نمى شد خواه آدم و غير او.

اين حديث برترى على و زهرا عليهاالسلام را بر تمام انبيا و ماخلق اللَّه جز رسول خدا ثابت مى نمايد و علماى بزرگ نيز در كتابهاى كلامى در اين زمينه بحثهايى دارند... علاوه بر اينها عبداللَّه بن مسعود، از طريق اهل سنت حديث معتبرى را از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل مى كند كه جبرئيل گفت: اى رسول خدا! تمام پيامبران الهى براى ولايت تو و ولايت على بن ابيطالب مبعوث شده اند. [يا محمد! و اسئل من ارسلنا قبلك من رسلنا على ما بعثوا؟ قال: قلت: على ما بعثوا؟ قالت: على ولايتك و ولايه على بن ابيطالب صلى اللَّه عليهما.] و اين حديث نيز شرافت و فضيلت ذى المقدمه را بر مقدمه دربردارد، [زيرا انبياى ديگر مقدمه بودند بر ولايت اميرالمومنين عليه السلام.] و چون على و فاطمه عليه السلام كفو و همتاى يكديگرند، از اين جهت نيز فاطمه عليهاالسلام بر انبياى پيشين مقدم است. (شرح مفصل اين حديث را در كتاب آفتاب ولايت ص 41 ملاحظه فرماييد.) و بالاخره حضرت امام باقر عليه السلام در مورد مادرش فاطمه عليهاالسلام مى فرمايند:

لقد كان مفروضه الطاعه على جميع من خلق اللَّه من الجن و الانس و الطير و الوحش و الانبيا و الملائكه. [عوالم، ج 11، ص 190.] خداوند اطاعت فاطمه عليهاالسلام را بر تمام مخلوقاتش حتى بر جنها و انسانها و حيوانات و پيامبران و ملائكه واجب كرده است.

گرچه اين حديث بحث مبسوطى دارد، (و اطاعت زهرا عليهاالسلام