گونه به راز و نياز مى پردازد از جمله شبى ديدم: را يت امى فاطمه قامت فى محرابها ليله جمعه فلم تزل راكعه و ساجده حتى انفجر عمود الصبح... [محجه البيضا، ج 4، ص 208 و با مختصر تفاوتى بحار، ج 43، ص 81، ح 3- جلاالعيون شبر، ج 1 ص 151.] مادرم در محراب عبادت به نماز ايستاده و مرتب به ركوع و سجود مى پرداخت، او در اين حال بود، تا اينكه شب به پايان رسيد.

در دنبال اين حديث آمده است كه آن حضرت يكايك مومنين را با نام و نشان دعا مى كرد، ولى در مورد خودش درخواست نمى كرد. از او پرسيدم: مادر! چرا ديگران را دعا مى كنى ولى خود را دعا نمى نمايى؟ فرمودند: پسرم! نخست بايد ديگران را دعا كرد، سپس خودمان را.

مباهات خدا بر عبادت فاطمه

ابن عباس نقل مى كند: روزى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نشسته بود، كه به ترتيب امام حسن، امام حسين، حضرت فاطمه و حضرت على عليهم السلام به حضورش رسيده و در كنار او آرميدند... رسول خدا از ديدن آنان شروع به گريه كرد و مصائب آتى و ستمهاى وارده را بعد از رحلت خويش متذكر شد... آنگاه در مورد فاطمه چنين فرمود: و اما ابنتى فاطمه فانها سيده نسا العالمين من الاولين و الاخرين و هى بضعه منى و هى نور عينى و هى ثمره فوادى و هى روحى التى بين جنبى و هى الحورا الانسيه متى قامت فى محرايها بين يدى ريها جل جلاله زهر نورها لملائكه السما كما يزهر نور الكواكب لاهل الارض و يقول اللَّه عزوجل لملائكته: يا ملائكتى! انظروا الى امتى فاطمه سيده امائى قائمه بين يدى ترعد فرائصها من خيفتى و قد اقبلت بقلبها على عبادتى اشهدكم انى قد امنت شيعتها من النار... [فرائد السمطين، ج 2، ص 34، ش 371- جلاالعيون، ج 1، ص 186- 187.] و اما دخترم فاطمه سرور زنان عالميان، از اولين و آخرين است. او پاره ى تن من و نور چشمم و ميوه ى دلم و روح و روان من مى باشد. فاطمه حورى است به صورت بشر، هرگاه او در محراب عبادت ظاهر شود و در پيشگاه خدا قرار گيرد، نورش بر ملائكه ى آسمانها مى تابد، همان طورى كه نور ستارگان بر اهل زمين مى درخشد، در آن حال خداوند به ملائكه اش مى فرمايد:

اى ملائكه من! بنگريد به فاطمه عليهاالسلام سرور زنان و كنيزانم كه چگونه در برابر من به عبادت ايستاده؟ و چه سان از ترس و خشيت من مى لرزد؟ و با چه روح معنوى و حضور قلب مرا پرستش مى كند؟ من شما ملائكه ام را گواه مى گيرم كه پيروان واقعى او را در آتش نمى سوزانم.

اين حديث شريف آنهم از منابع معتبر اهل سنت مى رساند كه فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه الهى چقدر ارزش دارد و چگونه پروردگار عالم به عبادت و نيايش او بر ملائكه مقربانش مباهات مى كند و با چه تعبيرهاى پرارزش از فاطمه عليهاالسلام تعريف مى كند و به روح عبادت و خضوع و خشوع وى و حضور قلبش تصريح مى نمايد؟!

تسبيح حضرت فاطمه

از عبادتهاى بسيار عالى و ارجدار و داراى ثواب مضاعف؛ تسبيح حضرت فاطمه ى زهرا مى باشد. مستحب است اين تسبيحات را هنگام خوابيدن و بعد از نمازهاى يوميه حتى بعد از نمازهاى نافله قرائت كرد.

حضرت امام باقر عليه السلام مى فرمايند: «در ميان ذكرها هيچ عمل و ذكرى هب ارزش تسبيح فاطمه نمى رسد، و اگر چيزى بالاتر از آن بود، رسول خدا آن را به دخترش فاطمه عليهاالسلام مى بخشيد.» [بحار، ج 43، ص 64، ح 56- سفينه البحار، ج 1، ص 593: ما عبداللَّه بشى من التمجيد افضل من تسبيح فاطمه و لو كان شى افضل منه لنحله رسول اللَّه فاطمه.] و حضرت امام صادق عليه السلام در ثواب و پاداش آن مى فرمايند:

تسبيح الزهرا فاطمه صلوات اللَّه عليها فى دبر كل صلاه احب الى من صلاه الف ركعه فى كل يوم. [سفينه البحار، ج 1، ص 593.] خواندن تسبيح فاطمه در تعقيب هر نماز، براى من ارزشمندتر از خواندن هزار ركعت نماز در هر روز است.

اين حديث به خوبى مى رساند كه قرائت تسبيح آن حضرت از هزار ركعت نماز مقبول، بالاتر است، بلكه اگر روزهاى ديگر نيز محاسبه شود (زيرا حديث «فى كل يوم» مى گويد) سر به هزاران ثواب خواهد زد، بنابراين سزاوار است برادران و خواهران مسلمان از اين ذكر پرغنيمت غفلت نفرمايند. و در مورد تشريع اين ذكر، حضرت اميرالمومنين على عليه السلام مى فرمايند:

فاطمه ى زهرا عليهاالسلام در خانه ى من فوق العاده زحمت مى كشيد، او آنقدر از چاه آب مى كشيد كه سينه اش مجروح شد. و آن چنان به آرد كردن جو پرداخت كه دستهايش ورم كرد و به قدرى به نظافت خانه و پختن غذا و آبگوشت مشغول شد كه لباسهايش غبارآلود و چهره اش دگرگون گشت. [و انها استقت بالقربه حتى اثر فى صدرها و طحنت بالرحى حتى مجلت يداها و كسحت البيت حتى اغبرت ثيابها و اوقدت النار تحت القدر حتى دكنت ثيابها، فاصابها من ذلك ضرر شديد.] و لذا من به او پيشنهاد كردم: اگر از پدرت كنيزى درخواست كنى كه از اين همه رنجها و زحمتها نجات يابى بهتر است.

حضرت مى فرمايند: فاطمه عليهاالسلام به سراغ پدر گراميش رفت، ولى چون گروهى دور او را گرفته بودند، بدون مطرح كردن اين موضوع برگشتند و سپس رسول خدا، به سراغ فاطمه عليهاالسلام آمدند و از او خواستند حاجت خويش را بيان كند...

من به جاى فاطمه عليهاالسلام درد او را بيان كردم و مشكلات آن حضرت را شرح دادم... رسول گرامى اسلام با توجه به مشكلات اقتصادى مسلمانان در آن عصر فرمودند:

افلا اعلمكما ما هو خير لكما من الخادم؟ اذا اخذتما منامكما فسبحا ثلاثا و ثلاثين، و احمد ثلاثا و ثلاثين، و كبرا اربعا و ثلاثين.

بياييد من برايتان چيزى تعليم كنم كه از خادم و كنيز بالاتر است و آن اينكه پيش از خوابيدن سى و سه بار سبحان اللَّه و سى و سه بار الحمدللَّه و سى و چهار بار اللَّه اكبر بگوييد.

فاطمه عليهاالسلام چون اين دستور ار شنيد سه بار عرض كرد: از خدا و پيامبرش راضى شدم. و در مورد تعقيب نماز با تسبيح فاطمه عليهاالسلام فرمودند:

يا فاطمه تكبرين اللَّه بعد كل صلاه اربعا و ثلاثين تكبيره، و تحمدين ثلاثا و ثلاثين تحميده، و تسبحين اللَّه ثلاثا و ثلاثين تسبيحه...

يا فاطمه! به دنبال هر نماز سى و چهار مرتبه اللَّه اكبر و سى و سه مرتبه الحمدللَّه و سى و سه مرتبه سبحان اللَّه مى گويى... [عوالم، ج 11، ص 215، 227 و 228- بحارالانوار، ج 43، ص 82.] بدين گونه رسولخدا اين تسبيحات را به دخترش فاطمه عليهاالسلام ياد داد و آنگاه فرمودند: چون اين ذكر را بگوييد و بخوابيد، خداوند هزار حسنه برايتان مرحمت فرمايد و چون بدين نيت از خواب برخيزيد باز خداوند هزار حسنه برايتان منظور مى كند. و بدين سان اين ذكر عاليه به نام تسبيح فاطمه ى زهرا عليهاالسلام معروف گشت.

نيايش فاطمه

فاطمه ى زهرا عليهاالسلام در كنار نماز و ركوع و سجود طولانيش، به دعا و نيايش مى پرداخت و در اين ميدان عارفانه، به قدرى پيش مى رفت، كه گويا همه ى چيزها و نهانها براى او پيدا بود، وى مى توانست با مامورين آسمانى كه از ديد ديگران نامريى و ناپيدا بودند، مذاكره و گفتگو كند و ناديده ها را ببيند، و به جايى رسد كه بين خالق و مخلوق پرده ها و حاجبها بى معنى باشد.

او از طريق دعا و نيايش، با نگرشى به درون خو