د توانست تمام اميال و شهوات مادى را كنار زند و با تجلى روح ملكوتى به قله ى كمال، پرواز كند و با رسيدن به كمال مطلق، عالم خلقت را با «آيت باذنى» به تسخير خود درآورد و آنگاه همه چيز و همه جا به تصرف فاطمه عليهاالسلام درآيد.

اگر فاطمه عليهاالسلام توانست ملائكه و مامورين آسمانى را به خدمت استخدام كند و خازن بهشتى و جبرئيل و ميكائيل را به ماموريتها وادارد، و تصرفات و تحولات محيرالعقول در جهان پديدار سازد و از طريق چادر پاره پاره ى پرفروغش خانه هاى يهود را منور ساخته و دهها پيروان مذاهب ديگر را به صراط مستقيم اسلام هدايت نمايد و... همگى از همين مقوله سرچشمه مى گيرد. [در اين زمينه به كتاب تجليات ولايت به قلم نگارنده كه در ولايت تكوينى چهارده معصوم نگارش يافته مراجعه فرماييد.] ابن عباس مى گويد: فاطمه ى زهرا عليهاالسلام، دو ركعت نماز خواند و با خداى خود به راز و نياز پرداخت، سپس دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و چنين معروض داشت: اى خدا و مولايم! تو را به حق محمد و على و حسن و حسينم ، همچنانچه براى بنى اسرائيل مائده نازل فرمودى. براى ما نيز مائده بفرست.

ابن عباس مى گويد: هنوز دعاى فاطمه عليهاالسلام به پايان نرسيده بود كه طبقى پر از طعام بهشتى نازل شد... [عوالم، ج 11، ص 235: صلت ركعتين ثم رفعت باطن كفيها الى السما و قالت: الهى و سيدى! هذا محمد نبيك و هذا على ابن عم نبيك و هذان الحسن و الحسين سبطا نبيك، الهى انزل علينا مائده من السما كما انزلتها على بنى اسرائيل، اكلوا منها و كفروا بها، اللهم انزله علينا فانا به مومنون: قال ابن عباس: واللَّه ما استتمت الدعوه فاذا بصحفه من ورائها.]

دعاى نور

حضرت فاطمه عليهاالسلام دعاهاى زيادى مى خواند و به اصحاب و ياران مخصوص پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله برخى از آنها را تعليم فرمود، كه در كتابهاى ادعيه آمده است، ولى در ميان آنها دعايى بسيار با بركت و آثار خير، كه آن را به حضرت سلمان سفارش فرمودند و افزودند كه آن را بيشتر بخواند و فرمودند از جمله آثار آن اين است كه: تو را تب نمى گيرد و سعى كن بر خواندن آن مداومت نمايى...

حضرت سلمان مى گويد: سوگند به خدا كه آن را به بيش از هزار نفر آموختم كه در تب و بيمارى مى سوختند و به بركت دعاى آن حضرت همگى شفا يافتند. اينك متن آن دعا را براى خوانندگان عزيز ترسيم مى نماييم:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم، بسم اللَّه النور، بسم اللَّه نور النور، بسم اللَّه نور على نور، بسم اللَّه الذى هو مدبر الامور، بسم اللَّه الذى خلق النور من النور، الحمدللَّه الذى خلق النور من النور، و انزل النور على الطور، فى كتاب مسطور، فى رق منشور، بقدر مقدور، على نبى محبور، الحمدللَّه الذى هو بالعز مذكور، و بالفخر مشهور، و على السرا و الضرا مشكور، و صلى اللَّه على سيدنا محمد و آله الطاهرين. [منتهى الامال، ص 134- بحارالانوار، ج 43، ص 67.] و بالاخره حضرت فاطمه عليهاالسلام آن قدر دعا كرد و در برابرش از منافقين و مهاجمين به دودمانش مصيبت ديد كه دعاى نهايى عجل وفاتى سرداد و شيفتگانش را به عزاى خود مبتلا ساخت.فصل سيزدهم: زهد و قناعت فاطمه

تا ريخ زندگى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام، سراسر درس زندگى براى خانواده ها است، براى كسانى كه با مشكلات اقتصادى و رفاه مشكل زا، دست و پنجه نرم مى كنند، اقشار مختلفى كه هزينه هايشان بيش از درآمدشان بوده و شب و روز در اضطراب و پريشانى بسر مى برند.

آرى فاطمه عليهاالسلام سرتاپا اسوه ى مقاومت بود، مقاومت در برابر سختيها و تشريفات روز و تحريكها و سرزنشهاى زنان آن دوران، كه آن حضرت را در انتخاب زندگى ساده و شوهر بى آلايش و... تحريك مى كردند، ولى او با الهام از آيات الهى و سخنان ارزشمند پدرش، راه پدر و راه انبياى الهى را برگزيد و محبت دنيا و زرق و برق آن را به دل راه نداد.

فاطمه در انتخاب همسر...

در فصل ششم بحث كرديم كه چون فاطمه ى زهرا عليهاالسلام به سن ازدواج رسيد، اكثر سردمداران و ثروتمندان قريش از آن حضرت خواستگارى كردند و پول و ثروت و رفاهشان را به رخ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كشيدند و مهريه هاى سنگين و طلا و جواهرات وعده دادند... ولى حضرت فاطمه عليهاالسلام به پدرش گفت: جز على عليه السلام را انتخاب نخواهم كرد و او را برگزيد و در زندگى مشترك پيوسته تسليم او بود.

زنان مدينه فاطمه عليهاالسلام را در انتخاب اميرالمومنين كه امكانات زندگى نداشت وسوسه مى كردند [شرح ابن ابى الحديد، ج 13، ص 227... و زوجك فقيرا لامال له....] و چنين گمان مى نمودند كه آن بانوى گرانقدر نيز مثل زنان ديگر اسير پول و تجملات خانمانسوز است، ولى فاطمه عليهاالسلام همه را پس زد و به وسوسه ها ترتيب اثر نداد و با گفتن: «ما اختار عليه احدا من اهل الارض» يعنى جز على را اختيار نمى كنم. مولا را برگزيد و به جهان و جهانيان درس داد كه فاطمه عليهاالسلام فضائل انسانى مى خواهد، نه دنيا و دنياپرستان را.

آرى دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با انتخاب على عليه السلام به همسرى، خانه ى دورافتاده ى استيجارى حارثه بن نعمان را تقبل كرد، [بحارالانوار، ج 19، ص 113.] و خط قرمز به تكلفات و دنياپرستى كشيد و با زهد و قناعت زندگى خوشى را شروع كرد و با صفا و صميميت شوهر، تمام تلخيهاى دنيا را شيرين ساخت، و با تحمل گرسنگى و مشكلات زياد در خانه ى على عليه السلام حتى يك مرتبه نيز از آن حضرت حاجتى نخواست و شوهرش را به تكلف وانداشت، چرا كه زهرا طرفدار زهد و عزت نفس بود و اين شيوه ى زندگى را از پدرش رسولخدا به ارث برده و شنيده بود كه زهرا از على چيزى مخواه، او را در خريد نيازهاى منزل آزاد بگذار. [به فصل نهم مراجعه فرماييد.]

زهد فاطمه و اسلام شمعون يهودى

ابن عباس نقل كرده كه عربى از قوم بنى سليم در مسير خود به مدينه سوسمارى را شكار كرده و وارد محضر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله شد و در ضمن جسارتها و بى ادبيهايش گفت: تو آن چنان ساحر و دروغگوى بى نظيرى هستى كه در ميان زمين و آسمان همانند تو پيدا نمى شود جادارد كه تو را با اين شمشير بكشم و اولين و آخرين را از شر تو راحت كنم.

از صحابه پيامبر خواستند او را به كيفر برسانند، ولى رسول خدا همه را آرام ساخته و خطاب به اعرابى فرمود: اى برادر بنى سليم! آيا رسم شما اين است كه با غلظت و درشتى سخن بگوييد؟ سوگند به خدا هركس در دنيا به من ضررى برساند او در آخرت در آتش خواهد بود. من در آسمانها معروف به احمد صادق مى باشم، تو ايمان بياور و جزو برادران ايمانى ما باش.

اعرابى با شنيدن اين سخنان خشمگين تر شد و سوسمارى را كه صيد كرده بود، بيرون آورد گفت: من به تو ايمان نمى آورم، تا اين سوسمار ايمان آورد.

سوسمار چون به زمين افتاد، راه فرار پيش گرفت، ولى رسول خدا خطاب به آن حيوان فرمود: اى سوسمار! برگرد. سوسمار با شنيدن سخن پيامبر برگشت و در برابر آن حضرت ايستاد و خيره خيره نگاه كرد.

پيامبر خدا فرمود: اى سوسمار! من كيستم؟ سوسمار به سخن آمده، پس از ش