. و اين نكته را اضافه كنم، كه شبيه اين جريان در مورد گردنبند فاطمه عليهاالسلام پيش آمد، حضرت آن را نيز از گردنش درآورده و به محضر رسول خدا فرستاد و آن حضرت گردنبند را در ترميم زندگى يك سائل فقير خرج كرد و فرمود: فاطمه عليهاالسلام از من است. [محجه البيضا، ج 4، ص 204- بحارالانوار، ج 43، ص 22 و ص 84.] و اگر بخواهيم ساير موارد زهد و بى رغبتى آن بانو را در مورد مسائل دنيا بياوريم باعث خستگى خوانندگان مى گردد زيرا: آن دختر عزيز پيامبر صلى اللَّه عليه و آله تجسم اسلام و قرآن بود و وجود رسول خدا در وجود او تجلى مى كرد، و به همين جهت پيامبر الهى او را مانند خود مى داند و پاره ى تنش مى نامد. بنابراين پيامبر خدا به همه دستورات اسلام عمل مى كرد و نسبت به مسائل دنيا بى رغبت بود. فاطمه عليهاالسلام نيز از او تبعيت مى كرد... [مالال محمد و للدنيا فانهم خلقو للاخره و خلقت الدنيا لهم. (بحار، ج 43، ص 86.).] چنانچه آمده است روزى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام به ديدار پدر شتافت و سلمان او را مشاهده كرد كه با چادرى وصله دار كه دوازده مورد آن با ليف خرما دوخته شده بود حركت مى كند، با خود گفت: خدايا! دختران پادشاهان روم و ايران با لباسهاى گران قيمت حرير و سندس زندگى مى كنند، در حالى كه چادر دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دوازده تا وصله دارد.

فاطمه عليهاالسلام چون به خدمت پدر رسيد عرض كرد: يا رسول اللَّه! سلمان از لباس من تعجب مى كند، در صورتى كه در طول پنج سال زندگى مشترك با على عليه السلام ما فقط يك پوست گوسفند داريم كه روزها بر روى آن حيوانمان علف مى دهيم و شب براى خوابيدن از آن استفاده مى كنيم... [سفينه البحار، ج 1، ص 571- بحار، ج 43، ص 88: «... يا رسول اللَّه ان سلمان تعجب من لباسى، فوالذى بعثك بالحق مالى و لعلى منذ خمس سنين الا مسك كبش نعلف عليها بالنهار بعيرنا، فاذا كان الليل افترشناه...] فصل چهاردهم: ايثار و بخشش فاطمه

اهل بيت عصمت و طهارت با الهام از عالم غيب، انسانهاى دلسوز و ايثارگرى بودند، كه خود را فداى توده هاى اجتماع مى نمودند و امكانات مالى و درآمد روزمره ى خويش را در پيشرفت و پيشبرد آنان به مصرف مى رساندند...

در اين ميان حضرت فاطمه ى زهرا با اينكه خود با فقر سختى زندگى مى كرد، ولى درآمد حاصله از باغها و اراضى فدك را كه به دهها هزار دينار طلا مى رسيد در اختيار مستمندان قرار مى داد.

به نوشته ى تاريخ، درآمد سالانه مزارع آن حضرت بيست و چهار هزار دينار مى شد. [رياحين الشريعه، ج 2، ص 62.] اما استفاده ى شخصى آن حضرت از اين همه امكانات خيلى ناچيز بود و همه را ايثار نموده و آيه ى نهم سوره ى حشر را كه در مورد اهل بيت پيامبر نازل شده و سخن از ايثارگرى آنان به ميان آورده، رقم مى زند. [و يوثرون على انفسهم ولو كان بهم خصاصه.] فاطمه عليهاالسلام در تمام دوران زندگى خويش از ولادت تا وفات در سختى بود و آنى از ياد ديگران غفلت نكرد و اميرالمومنين على عليه السلام را در يارى به مستمندان تشويق نمود و ايثار مادرش خديجه را كه دارايى خود را در راه اسلام و مسلمين از دست داد تداعى كرد و صفحات تاريخ را با فداكارى و سوز و دستگيرى خود از مردم بى نوا مفتخر ساخت.

ايثار در شب عروسى

اميرالمومنين على عليه السلام زره خود را فروخت و پول آن را از بابت مهريه زهرا عليهم السلام به خدمت رسول خدا تقديم داشت و پيامبر بزرگوار اسلام نيز پولها را در اختيار چند نفر از اصحاب خود قرار داده و سفارش فرمودند: «براى فاطمه جهيزيه فراهم كنند...» از جمله خريدها بدين منظور، پيراهن عروسى بود كه به هفت درهم خريدارى شده بود و زهرا آن را در شب عروسى به تن كرده و در حال رفتن به خانه شوهر بود....

در حالى كه سلمان افسار مركب فاطمه عليهاالسلام را در دست داشت و آرام آرام رو به سوى خانه استيجارى كه در كنار مدينه قرار گرفته بود مى رفتند، ناگهان كنيزى به دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سلام كرد و از مشكلات خود سخن گفت و براى رفع نيازش از آن بانوى گرامى اسلام درخواست كمك نمود...

فاطمه عليهاالسلام به زنانى كه دور او را گرفته بودند فرمودند: كمى آرام باشيد و اطراف مرا مراقبت كنيد و خود از مركب پايين آمد و در ميان كاروان زنان كه مانند نگين او را محاصره كرده بودند، پيرهن تازه را از تنش درآورد و آن را به كنيز سائل بخشيد و خود لباس كهنه پوشيد و حركت به سوى خانه بخت را از سرگرفت...

شب زفاف به پايان رسيد. رسول خدا همراه با كاسه اى شير به ديدار دختر و داماد شتافت، در حالى كه صبحانه ميل مى كردند، رسول خدا فاطمه عليهاالسلام را تماشا مى كرد، در اين حال پيامبر صلى اللَّه عليه و آله متوجه شد كه دخترش زهرا لباس كهنه بر تن دارد، با تعجب پرسيد: دخترم! چرا لباس نو نپوشيده اى؟ فاطمه: پدر جان! ديشب آن را به كنيزى بخشيدم كه نيازمندش بود.

رسول خدا: عزيزم! مناسب بود براى مراعات حال داماد، لباس نو را براى خود نگه مى داشتى.

فاطمه: پدرجان! اين درس را از قرآن آموخته ام كه مى فرمايد: «در احسان كردن پيوسته چيز مطلوب و مورد علاقه تان را احسان كنيد. [آل عمران/92: لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون.]» علاوه بر اين، شما نيز هميشه چنين مى كرديد...

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ديگر سخنى نگفت، ولى گويا از درون خود به دخترش عشق مى ورزيد و از چنين ايمان و ايثارگرى او به خود مى باليد. [عوالم، ج 11، ص 210.] شب عروسى براى هر عروس و دامادى خاطره آميز و بسيار حساس است. زيبايى و آراستگى عروس در چنين شبى در افكار و عشق و علاقه ى آتى داماد موثر مى باشد و به عنوان پايه و اساس زندگى مشتركشان به حساب مى آيد، ولى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام با در نظر گرفتن همه ى اين مسائل، تنها پيرهن تازه اش را به سائل مى بخشد و خود پيرهن كهنه مى پوشد.

گردنبند با بركت

حضرت امام صادق عليه السلام از طريق پدرش از جابربن عبداللَّه انصارى نقل مى كند كه بعد از خواندن نماز عصر در كنار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم ناگه پيرمردى وارد شد و عرض كرد: يا رسول اللَّه! گرسنه ام سيرم كن، عريانم بپوشان، فقيرم كمكم كن.

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: برادر عرب! من چيزى در اختيار ندارم كه تو را كمك كنم، ولى تو را به سراغ كسى مى فرستم كه خدا و پيامبر را دوست دارد و خدا و پيامبر نيز او را دوست دارند، او كسى است كه با مال و جان ايثار مى كند. [يوثر اللَّه على نفسه.] هم اكنون برو به سراغ خانه ى فاطمه...

عرب به همراه بلال به منزل فاطمه عليهاالسلام رفت، (در اين تاريخ منزل او در كنار خانه ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود) بعد از سلام و مدح اهل بيت وضع خود و ديدار با پيامبر را به اطلاع آن بانو رسانيد. (در اين حديث آمده است كه فاطمه و على عليهم السلام مانند خود پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله سه روز بود كه گرسنه بودند و چيزى در اختيار نداشتند، و پيامبر الهى آگاهانه از اين وضع، مرد عرب را به سراغ فاطمه عليهاالسلام فرستاد) حضرت زهرا عليهاالسلام 