ه پدر و ساير اعضاى خانواده اش نيز فوق العاده ايثارگرى كرده و پيوسته براى سلامتى آنان تلاش نموده است.

حتى در تاريخ و كتب تفسير و حديث شيعه و سنى آمده است كه امام حسن و امام حسين عليهماالسلام مريض شدند، فاطمه همراه با شوهرش نذر كردند كه آن دو بزرگوار خوب شوند، آنان سه روز روزه بگيرند...

پس از شفاى فرزندان فاطمه، آن حضرت شخصا براى شمعون يهودى كار كرد و از اجرت آن مقدارى جو گرفت و سه روز روزه گرفت. هنگام افطار غذايش را- همچون ساير اعضاى خانواده اش- به تربيت به مسكين، يتيم و اسير كافر داد، و سوره ى دهر در حق آنان نازل شد. [فرائد السمطين، ج 2، ص 54،ش 383- بحار، ج 35، ص 237.] و بدين طريق به جهان و جهانيان ثابت كرد كه وى تا چه حدى به بچه هايش ايثارگر است؟ و در حق ساير مردم نيز تا آنجا ايثار كرد كه سه روز گرسنگى را تحمل كرد، ولى اسير كافر را سير نمود.

ايثار به خادم

زندگى فاطمه عليهاالسلام در خانه على عليه السلام به قدرى سخت شد، كه مافوق توان بود و او نمى توانست كارها را اداره كند و در اين راه كار به جايى رسيد،كه سينه ى زهرا در اثر آب كشيدن از چاه متورم و دستهايش از دستاس مجروح گشت... [بحار، ج 43، ص 82: انها استقت بالقربه حتى اثر فى صدرها و طحنت بالرحى حتى مجلت يداها...] سرانجام به خدمت پدر رسيده و درخواست كرد خادمى به كمك او مرحمت فرمايد، ولى رسول خدا همراه با گريه فرمود: سوگند به خدايى كه مرا به پيامبرى مبعوث فرموده، هنوز چهارصد نفر بى خانمان وجود دارد كه نه طعامى دارند و نه لباسى... آنگاه ذكرى به او ياد داد كه به نام تسبيح فاطمه معروف است. [بحار، ج 43، ص 85: والذى بعثنى بالحق ان فى المسجد اربعماه رجل، مالهم طعام لاثياب.] مدتها از اين تاريخ گذشت و كارهاى فاطمه عليهاالسلام در خانه ى اميرالمومنين روز به روز بيشتر شد و رفت و آمد مردم پذيرايى از آنان توام با مشكلات اقتصادى و فقدان ابزار رفاهى، دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را به سختى آزرد، از طرفى پيك وحى در رسيد و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را مامور ساخت خادمى براى زهرا در نظر بگيرد، لذا آن حضرت كنيزى را (به نام فضه) به خانه على فرستاد (كه بعدها به خادمه اهل بيت معروف گشت، [بحار، ج 43، ص 85.] و قبر او در قبرستان دمشق، مزار شيعيان است.) فضه در خانه زهار بسيار گرامى بود و به جاى كنيزى به اهل بيت، عنوان همكارى داشت و حضرت فاطمه عليهاالسلام با وى كارها را تقسيم مى كرد و هر كدام بطور مساوى يك روز به كار پرداخته و روز ديگر استراحت مى كردند.

سلمان گويد: فاطمه عليهاالسلام را ديدم به دستاس مشغول است، در حين كار دستش خونين شده و فرزندش امام حسين عليه السلام در گوشه اى افتاده و رنگ رخسارش از گرسنگى به زردى مى گراييد. به آن بانوى گرامى گفتم: چرا از خادمه (فضه) كمك نمى گيرى؟ فرمود: ديروز او كار كرده و امروز روز استراحتش مى باشد.

شبيه اين جريان در ديدار پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله از دخترش فاطمه عليهاالسلام اتفاق افتاد و همان سوال و جواب تكرار شد، رسول گرامى اسلام از ايثارگرى فاطمه عليهاالسلام متاثر گرديد و چشمانش پر از اشك شد و فرمود: خدا آگاه است كه رسالت و خلافتش را در كجا و در چه كسانى قرار دهد. [عوالم، ج 11، ص 269- جلاالعيون، ج 1، ص 137- بحارالانوار، ج 43، ص 28: يا رسول اللَّه! على يوم و عليها يوم، ففاضت عينا رسول اللَّه بالبكا و قال: اللَّه اعلم حيث يجعل رسالته.] خوانندگان عزير ملاحظه مى كنند كه فاطمه عليهاالسلام تجسم ايثار بوده است، او با همه كس اعم از افراد بيگانه و اعضاى خانواده حتى خادمش چنين بوده است .فصل پانزدهم: فاطمه و آموزش و پرورش

دختر گرامى رسول خدا در مسائل علمى نيز مانند ساير ويژگيهاى اخلاقى و انسانى،از امتيازات بسيار بالايى برخوردار بود، زيرا آن حضرت ارتباط قوى به عالم غيب داشت و مستقيما با جبرئيل امين و ساير ملائك به گفتگو مى پرداخت و اخبار گذشته و آينده جهان را از آنان دريافت مى داشت.

فاطمه ى زهرا عليهاالسلام در ميان امت اسلامى تنها زنى است كه داراى مقام ارجدار عصمت مى باشد و بدين وسيله علوم و آگاهيش به عالم غيب، كه از علوم الهى سرچشمه مى گيرد، بستگى دارد و پايان و حدودى بر آن متصور نيست و تمام مسائل جهان را در كليه ى دورانها مى دانست و آنها را مو به مو خبر مى داد.

ما در اين فصل به ميزان توانايى علمى آن حضرت اشاره خواهيم كرد و آنگاه از آموزش و پرورشى كه توسط آن بانوى گرانقدر صورت گرفته، سخن خواهيم گفت:

ميزان توانايى علمى فاطمه

قال رسول اللَّه (ص): ان اللَّه جعل عليا و زوجته و ابناه حجج على خلقه و هم ابواب العلم فى امتى من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقيم. [عوامل، ج 11، ص 78.] پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: خداوند متعال على و همسر و فرزندانش را حجت مردم قرار داده و آنان درهاى علم و آگاهى در ميان امت من هستند، هر كس به آنان تمسك نمايد، به راه راست هدايت يافته است.

در اين حديث فاطمه ى زهرا عليهاالسلام مانند اميرالمومنين عليه السلام و ساير حضرات معصومين دروازه ى علم و عامل هدايت مردم شناخته شده اند. بنابراين آن حضرت علاوه بر اينكه حجت خدا در ميان امت اسلامى بوده، نقش آموزشى و پرورشيش نيز از اين حديث استفاده مى گردد. (من اهتدى بهم).

قال النبى لها: اى شى خير للمراه؟ قالت: ان لاترى رجلا و لايراها رجل، فضمها اليه و قال: ذريه بعضها من بعض. [بحارالانوار، ج 43، ص 84.] پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به فاطمه عليهاالسلام گفتند: براى زن چه چيز خوب است؟ آن حضرت فرمودند: زن مردى را نبيند و مرد نيز زن را نبيند، رسول گرامى اسلام چون اين جواب صحيح را شنيد، دخترش را در آغوش گرفته و فرمود: ذريه اى است كه بعضى از بعضى ديگر بهتر.

اين حديث نيز علم و آگاهى فاطمه عليهاالسلام را در بردارد، كه باعث تعجب و تحسين رسول خدا قرار گرفته است.

عن ابى عبداللَّه عليه السلام: ان فاطمه عليهاالسلام مكثت بعد رسول اللَّه (ص) خمسه و سبعين يوما، و كان دخلها حزن شديد على ابيها، و كان ياتيها جبرئيل فيحسن عزاها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه، و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان على يكتب ذلك. [اصول كافى، ج 1، ص 458، ح 1.] حضرت امام صادق عليه السلام مى فرمايند: مادرم فاطمه عليهاالسلام پس از رحلت پدرش هفتاد و پنج روز زندگى كردند، ولى در اين ايام بسيار محزون بود و در فراق پدر مى سوخت. در طول اين مدت جبرئيل به حضور زهرا مى رسيد، و او را در عزاى پدر تسليت مى گفت، و دلش را از غصه ها آرام مى ساخت و از جايگاه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اخبار او آگاهش مى كرد، حتى اخبار آينده را در مورد فرزندانش به اطلاع او مى رسانيد و اميرالمومنين على عليه السلام نيز آنها را مى نوشت.

ما در فصل «ملائكه در حضور فاطمه» مطالب بيشترى در اين زمينه آورده ايم، ولى آنچه از اين حديث در رابطه با موضوع بحث استفاده مى گردد، اينكه: حضرت فاطمه عليهاالسلام با جبرئيل ارتباط مستقي