 و مداوم داشت، و اخبار جهان مادى و جهان اخروى را از او دريافت مى كرد و بدين وسيله ميزان علم و اطلاع و آگاهيش محدود به زمان و مكان نبوده است، بلكه علم او خيلى گسترده و از علم الهى سرچشمه مى گرفت.

برترى علم فاطمه بر ديگران

عن على عليه السلام قال: كنا عند رسول اللَّه (ص) فقال: اخبرونى اى شى خير للنسا؟ فعيينا بذلك كلنا حتى تفرقنا، فرجعت الى فاطمه عليهاالسلام فاخبرتها بالذى قال لنا رسول اللَّه (ص) و ليس احد منا علمه و لاعرفه. فقالت: ولكنى اعرفه: خير للنسا ان لايرين الرجال و لايراهن الرجال، فرجعت الى رسول اللَّه (ص) فقلت: يا رسول اللَّه (ص) سالتنا: اى شى خير للنسا؟ خير لهن ان لايرين الرجال و لايراهن الرجال، فقال (ص): من اخبرك فلم تعلمه و انت عندى؟! فقلت: فاطمه، فاعجب ذلك رسول اللَّه (ص) و قال: ان فاطمه بضعه منى. [و سائل الشيعه، ج 14، ص 43، ح 7، عوالم، ج 11، ص 179، بحار، ج 43، ص 54.] على عليه السلام مى فرمايند: ما در حضور پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم، حضرت سوالى را مطرح كردند ولى كسى جواب آن را نداشت و آن اين بود كه: «چه چيزى براى زنان خوب است؟» چون من به خانه مراجعت نموده، قضيه را به اطلاع فاطمه عليهاالسلام رساندم، آن بانوى عزيز فرمودند: من جوابش را مى دانم و آن اينكه: «زنان مردان را نبينند و مردها زنان را» على عليه السلام مى فرمايند چون من اين جواب را از فاطمه عليهاالسلام شنيدم، به حضور پيامبر رسيده و عرض كردم: يا رسول اللَّه شما سوالى فرموديد كه: «چه چيز براى زنان خوب است؟» اينك من جواب آن را مى گويم و آن اينكه: «زنان مردان را نبينند و مردها زنان را».

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: يا على! تو هنگامى كه در نزد من بودى جواب اين سوال را ندانستى. على عليه السلام مى گويد؛ جواب دادم: «من از فاطمه عليهاالسلام ياد گرفتم.» رسول خدا با تعجب فراوان از آگاهى فاطمه عليهاالسلام فرمودند: فاطمه عليهاالسلام پاره ى تن من است.

خوانندگان عزيز توجه دارند كه اين حديث به صراحت اعلان مى دارد كه علم و آگاهى فاطمه عليهاالسلام از تمام اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بيشتر بود، حتى اميرالمومنين على عليه السلام نيز با آن همه توانايى علمى هر چند در مساله بالخصوص، در برابر علم فاطمه عليهاالسلام زانو زده و از او جواب اين پرسش را آموخته است، تا جايى كه اين مهم، باعث تعجب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نيز گرديده است.

اگر چه ما معتقديم كه اميرالمومنين در تمام زمينه ها بر تمام انسانها، جز پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، برترى دارند. (در اين مورد به كتاب آفتاب ولايت به قلم نگارنده مراجعه فرماييد).

شبيه اين موضوع حديث ديگرى است از اميرالمومنين كه مى فرمايند: رسول خدا از اصحابش سوال كردند: «زن چيست؟» گفتند: «عورت است،» سوال دوم را مطرح كردند كه: «زن چه زمانى به خدا نزديكتر مى گردد؟» كسى جواب آن را نداشت. اما چون فاطمه عليهاالسلام اين سوال را شنيد، بى درنگ فرمود: «آن هنگامى است كه زن در داخل خانه اش بنشيند.» پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله چون اين جواب را شنيدند فرمودند: «فاطمه پاره ى تن من است. [بحارالانوار، ج 43، ص 92: «سال رسول اللَّه اصحابه عن المراه ماهى؟ قالوا عوره، قال فمتى تكون ادنى من ربها؟ فلم يدروا فلما سمعت فاطمه ذلك قال: ادنى ماتكون من ربها ان تلزم قعر بيتها، فقال رسول اللَّه: ان فاطمه بضعه منى.]».

فاطمه در ميدان آموزش

زنى به خدمت فاطمه ى زهرا عليهاالسلام شرفياب گشت و سوالى را مطرح ساخت و جواب آن را از حضرت شنيد، سپس اجازه خواست و پرسش دوم را سوال كرد، حضرت جواب آن را نيز داد، به همين صورت ده مساله از بانوى عزيز اسلام آموخت ولى ديگر احساس شرمندگى كرد و بيش از آن نخواست حضرت فاطمه عليهاالسلام را مزاحمت نمايد، از اين جهت اجازه خواست رفع زحمت نموده و خانه فاطمه عليهاالسلام را ترك گويد.

حضرت احساس كرد؛ او از كثرت پرسشهاى خويش شرمگين گرديده و به اين جهت مى خواهد خانه و حضور آن حضرت را ترك كند، لذا فرمودند: شما خجالت نكشيد، من در برابر هر مساله اى كه به تو آموزش مى دهم پاداش دارم، پاداشى خيلى مهم و آن اينكه: «تعليم دادن يك مساله ارزش و ثوابش بيش از آن است. كه مابين زمين تا عرش خدا را از جواهرات ارزشمند پر نمايند.» اى زن! اگر كسى به كارگرى مشغول گردد و بار سنگينى را به دوش گرفته و به پشت بام حمل كند و در برابر آن صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، آيا در اين فرض، كارگر احساس خستگى مى نمايد؟! زن جواب داد: نه. فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من نيز در برابر آموزشهايى كه انجام مى دهم چنين احساسى دارم، زيرا پاداش من به مراتب بيشتر است. [رياحين الشريعه، ج 2، ص 131- منيه المريد، ص 20.] اين حديث كه از تفسير امام حسن عسكرى عليه السلام نقل شده، مى رساند كه زنان امت اسلامى مشكلات و سوالات خويش را به حضرت فاطمه عليهاالسلام مراجعه مى كرده و پاسخ لازم را مى گرفتند.

حتى احاديث زيادى داريم كه علاوه بر زنان، مردها نيز به طور مستقيم و يا از طريق همسرانشان از آن حضرت سوالاتى نموده و احكام الهى را ياد مى گرفتند.

يا فاطمه! من از شيعيان شما هستم؟

مردى زنش را به خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام فرستاده و اين پرسش را سوال نمود: «آيا من از شيعيان شما هستم يا نه؟» حضرت جواب داد: «اگر تو به دستورات و گفته هاى ما عمل مى كنى و از آنچه تو را ممنوع كرده ايم ترك مى نمايى، شيعه ما هستى وگرنه، نه. [ان كنت تعمل بما امرناك و تنهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا.]» زن چون اين پيام را به شوهرش رسانيد، او شروع به گريه و ناله كرد و گفت: چه كسى از اين همه گناهان دورى مى كند؟ من كه چنين نيستم. بنابراين هميشه در آتش جهنم خواهم بود زيرا كسى كه شيعه اهل بيت نباشد طعمه ابدى آتش قهر خدا خواهد بود. [يا ويلى و من ينفك من الذنوب و الخطايا، فانا اذا خالد فى النار، فان من ليس من شيعتهم فهو مخلد فى النار.] زن، چون مرد خود را بسيار پريشان ديد، دوباره به خدمت فاطمه عليهاالسلام برگشته و واكنش شوهرش را در برابر جواب آن حضرت، به اطلاع بى بى رسانيد. فاطمه عليهاالسلام دوباره پيغام داد: به او بگو چنين فكر نكن، شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت خواهند بود و دوستان ما نيز كه به مقام شيعه بودن نمى رسند، هميشه در آتش دوزخ نخواهند بود. گناهان آنان در اثر گرفتارى به بلاها و بيماريها در دنيا محو مى شود. بقاياى گناهانشان نيز در عرصه ى محشر- در اثر ترس و وحشت از آن صحنه- كم مى گردد و سپس در طبقات بالاى آتش جهنم نيز با عذاب محدود الهى پاك مى شوند، آنگاه با محبت و شفاعت ما نجات پيدا مى كنند. [بحارالانوار، ج 68، ص 155.] قابل توجه است كه فاطمه ى زهرا عليهاالسلام پناه و مرجع فكرى و مذهبى مسلمانان بود، حتى مسلمانان مرد نيز، كه نسبت به اهل بيت نزديك بودند، همچون زنان مسلمان به محضر فاطمه عليهاالسلام شتافته و از حوزه ى علمى آن يادگار رسول خدا كسب فيض مى