ه است.

شرم و حيا در كنار شوهر

حيا دو گونه است: يكى پسنديده و ديگرى ناپسند. حياى ناپسند آن حالتى است كه انسان را از رشد و كماليابى و رسيدن به حقوق بازمى دارد و يا باعث تضييع حقوق ديگرى مى گردد. چنين صفتى در روايات اسلامى به شدت تقبيح گرديده است... [بحار، ج 77، ص 149 و ج 71، ص 331 و ج 78، ص 242.] و همچنين در آداب همسردارى آمده است كه حيا دو گونه ى متصور است: يكى مطلوب و ديگرى مذموم و نامطلوب. حياى مذموم آن حالتى است كه يكى از زوجين را در استيفاى حقوق طرف مقابل بازدارد و قيد و بندى شود در مسائل زوجيت و ساير امور مربوطه... و لذا حضرت امام باقر عليه السلام مى فرمايند:

زن خوب، زنى است كه در خلوت با شوهرش حيا را نيز از تنش خارج كند، و سپس در شرايط عادى، حيا را نيز مانند لباس به اندامش بپوشاند. [و سائل الشيعه، ج 14، ص 16، ح 10: خيرالنساء التى اذا خلت مع زوجها فخلعت الدرع خلعت معه الحياء و اذا لبست الدرع لبست معه الحيا.] حضرت فاطمه عليهاالسلام در طول مدت شوهردارى خود با اميرالمومنين، در هيچ فرصتى حريم آن حضرت را ناديده نگرفت و در مورد شخصيت آن بزرگوار كوتاهى نكرد. تا جايى كه اميرالمومنين در اين باره مى فرمايند:

فواللَّه ما اغضبتها... و لااغضبتنى و لاعصت لى امرا و لقد كنت انظر اليها فتنكشف عنى الهموم و الاحزان. [عوالم، ج 11، ص 328- جلاالعيون، ج 1، ص 170- بحارالانوار، ج 43، ص 134.] سوگند به خدا زندگى با صفاى من و فاطمه عليهاالسلام طورى بود كه نه من او را به خشم آوردم و نه او مرا به خشم آورد و نافرمانى كرد، حتى غصه هاى ديگرم با حضور او و تماشاى جمالش برطرف مى گرديد.

اين حديث شريف كه از دل آتشين على عليه السلام در فراق فاطمه عليهاالسلام برخاسته است، نشان مى دهد كه دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله تا چه ميزانى در اطاعت شوهر بود و كوچكترين اسائه ادب از او ديده نشد.

در اظهار ديگرى از اميرالمومنين مى خوانيم كه آن حضرت زن و بچه هايش را در وضع بسيار اسفناك (گرسنگى) ديد، به فاطمه عليهاالسلام گفت: چرا از وضع خود و درد گرسنگى بچه هايم مرا آگاه نساخته اى؟ فاطمه عليهاالسلام در جواب فرمودند:

يا ابالحسن! انى لاستحيى من الهى ان اكلفك ما لاتقدر عليه! [بحارالانوار، ج 43، ص 59، ح 51- عوالم، ج 11، ص 158- جلاالعيون، ج 11، ص 137.] يا اباالحسن! من از خدايم شرم و حيا مى كنم تو را به كارى بگمارم كه قدرت تهيه آن را ندارى.

اگرچه تامين رفاه زندگى زن و بچه براى شوهر در حد معمول واجب است، ولى روح ايثارگرى خاندان رسالت و ولايت در تمام ابعاد زندگى، باعث شده بود كه خانواده ى اميرالمومنين پيوسته در فقر و پريشانى بسر برند و لذا فاطمه از وضع مالى شوهرش آگاه بود، و مى دانست كه وى قدرت تهيه مايحتاج خانه را ندارد. از اين جهت شرم و حياى فاطمه عليهاالسلام كه از ايمان و اعتقاد او به خدا سرچشمه مى گرفت مى گويد: «من از خدايم شرم مى كنم...» اين درسى است به تمام بانوان محترم كه گرفتار زرق و برق و تشريفات كمرشكن روزگار فاجعه آميز ما نگردند و درآمد و امكانات شوهرانشان را مراعات كنند...

خشنودى از تقسيم كار

در دين مقدس اسلام كار و تلاش زن، همانند كار و تلاش مرد يك ضرورت اجتماعى است و پيامبر اسلام اين امر را بر همگان اعم از زن و مرد واجب ساخته [طلب الحلال فريضه على كل مسلم و مسلمه. (بحار، ج 103، ص 9).] و نقش زن را در پيشرفت امور خانه و اجتماع برابر مرد دانسته است. [المراه احد الكاسبين. (بحار، ج 103، ص 238).] كشورهايى كه به طور هماهنگ و با تشريك مساعى زن و مرد به كار مى پردازند و يا خانواده هايى كه دست محبت به هم داده و دسته جمعى كار مى كنند، وضع زندگى و اجتماعى و سياسيشان به مراتب بهتر از آن گروه كشورها و خانواده هايى است كه در جمود فكرى بسر برده و كار و تلاش را فقط مخصوص مردها مى دانند... منتهى بايد تخصصها و توانايى ها و ظرافت هر يك از زنان و مردان را در نظر گرفت و كار مناسب و متناسب با توان هر يك را برايشان محول ساخت. [در اين زمينه به فصل آخر كتاب: مسائل ازدواج و حقوق خانواده به قلم نگارنده مراجعه فرماييد.] ما اگر زندگى مشترك دو زوج معصوم (على و فاطمه عليهماالسلام) را در نظر بگيريم ملاحظه مى كنيم كه آنان در اين زمينه هر يك به كار و تلاش پرداخته، ولى بر مبناى تناسب زن و مرد و تقسيم كار.

روزى به اين مناسبت به محضر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله شتافته و از آن حضرت كسب تكليف نمودند. رسول خدا چنين داورى كرد:

فقضى على فاطمه بخدمتها مادون الباب و قضى على على بما خلفه. فقالت فاطمه: فلا يعلم ما دخلنى من السرور الا اللَّه باكفائى رسول اللَّه تحمل ارقاب الرجال. [و سائل الشيعه، ج 14، ص 123- ج 1، عوالم، ج 11، ص 217.] فاطمه عليهاالسلام را مامور به انجام كارهاى داخل خانه نمود و على را نيز به امور خارج از خانه مامور ساخت. دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از اين تقسيم كار فوق العاده خوشحال شد و چنين اظهار داشت:

جز خدا كسى نمى داند كه من از چنين تقسيم كار چقدر خوشحال شدم، زيرا كه پدرم رسول خدا مرا از گريبانگير شدن با مردان معاف داشته است.

از اين حديث استفاده مى كنيم كه فاطمه ى زهرا عليهاالسلام حتى الامكان دوست داشته در پرده ى حجاب و عفاف زندگى كند و تا ضرورتى نمى ديد از اختلاط با مردان- آن هم با يك شرايط خاص- خوددارى مى كرد و از اينكه پدرش كارهاى داخل خانه را به او واگذار نموده و از فعاليتهاى امور بيرونى معاف داشته مسرور بوده است هر چند فاطمه ى زهرا عليهاالسلام در مواقعى كه اقتضا مى كرد، به تلاشهاى سياسى و اجتماعى نيز پرداخته. خطابه ها و احتجاجات او با خليفه و غاصبين خلافت از اين امور است.

حجاب كامل در ميدان مبارزه

حضرت فاطمه عليهاالسلام اگرچه نمونه كامل يك زن مسلمان در تمام اوصاف و كمالات اسلامى بويژه در حجاب و عفاف بود، ولى مسائل سياسى و اجتماعى را نيز در مواقع حساس ناديده نمى گرفت، مخصوصا در ولايت اميرالمومنين و به يغما رفتن فدك، [اين بعدها نيز در بخش سياسى و اجتماعى، به طور مستقل بحث شده است.] با خليفه غاصب وقت و دارو دسته اش به مبارزه پرداخت و در مجامع عمومى به مناظره نشست، ولى در عين حال هرگز از پرده حجاب كامل و عفاف لازم بيرون نرفت. اينك فرازهايى از اظهارات محدثين و مورخين اسلامى را در اين زمينه تقديم مى داريم.

از طريق عايشه و عبداللَّه بن حسن بن حسن در كتابهاى عامه و خاصه نقل شده:

لما بلغ فاطمه عليهاالسلام اجماع ابى بكر على منعها فدك، لاثت خمارها، و اقبلت فى لمه من حفدتها و نسا قومها، تطا فى ذيولها، ماتخرم مشيتها مشيه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله حتى دخلت على ابى بكر و قد حشد الناس من المهاجرين و الانصار، فضرب بينها و بينهم ريطه بيضا.... [شرح ابن ابى الحديد، ج 16، ص 211 و 249- احتياجات طبرسى، ج 1، ص 131، چاپ نجف.] هنگامى كه به فاطمه عليهاالسلام ثابت شد كه ابوبكر فدك را از او بزور گرفته و تحويل نمى دهد، آن بانوى عزيز، مقنعه و روسريش را بر سر محكم بست و با عده اى از زنان م