 و بر تمام زنان عالمش برترى داده است، آنگاه او را به سجود و ركوع و خضوع و خشوع در پيشگاه الهى، مامور مى سازند و سپس وى را به تولد مسيح مژده مى دهند و مريم نيز متقابلا تعجب خويش را توام با ناراحتى اعلان مى دارد و از پاكدامنى خويش سخن مى گويد و اضافه مى كند كه من با كسى زوجيت نداشته و ندارم. ملائكه از جانب خدا جواب مى دهند: اين مساله از اراده ى خدا سرچشمه گرفته است. [و اذقالت الملائكه يا مريم ان اللَّه اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نسا العالمين، يا مريم اقنتى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين... اذ قالت الملائكه يا مريم ان اللَّه يبشرك بكلمه منه اسمه المسيح عيسى بن مريم وجيها فى الدنيا و الاخره... قالت رب انى يكون لى ولد و لم يمسسنى بشر، قالت كذلك اللَّه يخلق ما يشا اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون...] و در سوره ى مريم از آيه ى شانزدهم تا آيه ى بيست و نهم آمده است:

«خداوند ملكى را به نام روح كه بزرگ ملائكه است، به خدمت مريم مى فرستند. او به صورت بشر با مريم به گفتگو پرداخته و خود را سفير الهى مى خواند و از تولد عيسى خبر مى دهد و مريم باز با تعجب مى گويد: من كه با كسى مزاوجت نكرده ام؟! ولى جواب همان بود كه در سوره ى آل عمران آمده بود. تا اينكه درد زايمان شروع مى شود و مريم مامور مى گردد زير درخت خرما برود و از آن درخت كه خشكيده بود ميوه بچيند.» (و سخنان و مصاحبه هاى ديگر، كه بايد نتيجه گرفت با ملك سخن گفته و مصاحبه كرده است). [و اذكر فى الكتاب مريم اذ انتبذت من اهلها مكانا شرقيا نفاتخذت من دونهم حجابا فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا. قال انى اعوذ بالرحمن منك ان كنت تقيا. قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلاما زكيا. قالت انى يكون لى غلام و لم يمسسنى بشر و لم اك بغيا...] از آيات فوق نتيجه مى گيريم كه حضرت مريم پيامبر نبوده، ولى چنانچه حضرت امام صادق عليه السلام اشاره كرده اند، به تفصيل با ملائكه سخن گفته و ثابت كرده است كه يك زن از نظر كمال يابى به جايى مى رسد كه ملائكه به خدمت او مى آيند.

ساره با ملائكه سخن مى گويد

ساره هر چند از نظر فضيلت و كمالات انسانى نسبت به حضرت مريم در رتبه بعدى است، ولى او نيز پايدار و بردبار و خدمتگزار آيين پاك ابراهيم بود و قرآن مجيد از او به عنوان زن ابراهيم در چندين آيه ذكرى به ميان آورده و در سوره ى هود و ذاريات ارتباط و سخن گفتن وى را با ملائكه نقل كرده و از جمله در سوره ى هود و ذاريات ارتباط و سخن گفتن وى را با ملائكه نقل كرده و از جمله در سوره ى نخستين آمده است: چون جبرئيل و چند نفر از ملائكه به همراه او براى تخريب و هلاكت قوم لوط به حضور ابراهيم عليه السلام رسيدند، آن حضرت خواستند از ميهمانان خود پذيرايى كنند، ولى ملائكه كه به صورت بشر آمده بودند، دست به طعام نزدند و ابراهيم را به تولد پسرش در آينده مژده دادند...

ساره با ملائكه سخن مى گويد ساره هر چند از نظر فضيلت و كمالات انسانى نسبت به حضرت مريم در رتبه بعدى است، ولى او نيز پايدار و بردبار و خدمتگزار آيين پاك ابراهيم بود و قرآن مجيد از او به عنوان زن ابراهيم در چندين آيه ذكرى به ميان آورده و در سوره ى هود و ذاريات ارتباط و سخن گفتن وى را با ملائكه نقل كرده و از جمله در سوره ى نخستين آمده است: چون جبرئيل و چند نفر از ملائكه به همراه او براى تخريب و هلاكت قوم لوط به حضور ابراهيم عليه السلام رسيدند، آن حضرت خواستند از ميهمانان خود پذيرايى كنند، ولى ملائكه كه به صورت بشر آمده بودند، دست به طعام نزدند و ابراهيم را به تولد پسرش در آينده مژده دادند....

ساره از شنيدن اين سخنان و ديدن ملائكه خنده كرد و متقابلا گفت: آيا ما بچه دار مى شويم در حالى كه من پيرزن نازا و شوهرم خيلى پير شده است؟!

آنان در جواب گفتند: از امر خدا و موهبت او تعجب مى كنيد...؟! [هود/ 69 تا 75. و لقد جات رسلنا ابراهيم بالبشرى... و امراته قائمه فضحكت فبشرناها باسحق و من رواه اسحق يعقوب. قالت يا ويلتى الدوانا عجوز و هذا بعلى شيخا ان هذا لشى عجيب. قالوا اتعجبين من امراللَّه، رحمت اللَّه و بركاته عليكم اهل البيت...] و در سوره ى ذاريات از آيه ى بيست و چهارم به بعد نيز در همين زمينه مى خوانيم:

چندين نفر از ملائكه به عنوان سفير الهى به حضور ابراهيم رسيده و او را از ماموريت خويش و تولد پسرش در آينده ى نزديك خبر دادند. زن ابراهيم از شنيدن اين خبر غيبى از شادمانى به صورت خود زد و گفت:

من بچه به دنيا مى آورم كه عقيم و نازا هستم؟! ملائكه گفتند: خداوند حكيم و دانا است و اين مساله واقع مى شود... [هل اتيك حديث ضيف ابراهيم المكرمين... و بشروه بغلام عليم. فاقبلت امراته فى صره فصكت وجهها و قالت عجوز عقيم. قالوا كذلك قال ربك، انه هو الحكيم العليم.] قابل توجه است كه ساره زن حضرت ابراهيم، هم سخنان ملائكه را شنيده و هم خود با آنان سخن گفته، در حالى كه پيامبر نبوده است.

مادر موسى و ملائكه

پروردگار عالم در قرآن مجيد در دو سوره سخن از مادر موسى (يوكابد) ذكرى به ميان آورده و مى فرمايد: «ما به وى وحى كرديم كه پسرت موسى را در صندوقى بيفكن و آن صندوق را به دريا بينداز، تا دريا آنرابه ساحل افكند و دشمن من و دشمن او، آن را برگيرد و من محبتى از خودم بر دل تو افكندم تا در برابر ديدگان (علم) من ساخته و پرورش يابى...» اى مادر موسى! نگران مباش، ما او را سرانجام بر آغوش تو برمى گردانيم و وى را از پيامبران خويش قرار مى دهيم...» اين مضامين كه ترجمه مختصرى از آيات سى و هشت و سى و نه سوره ى طه و آيه ى هفت سوره ى قصص است، نشان مى دهد كه مادر موسى از طريق وحى و ديدار با ملائكه به چنين ماموريتى موظف گرديده و با سفيران و فرشتگان الهى سخن گفته است.

بويژه احاديثى، از جمله حديث شريفى كه از امام صادق عليه السلام در اين فصل نقل كرديم، مادر موسى را محدثه معرفى مى كند. كه نتيجه اش همان برداشتى است كه ما از آيات استفاده مى كنيم.

پس نتيجه ى نهايى از نقل اين آيات در مورد حضرات: «مريم، ساره، يوكابد» اينكه جز انبيا، اشخاص ديگرى، حتى از ميان زنان با ملائك در ارتباط بوده اند. و در زمان معاصر نيز، مانند زمانهاى گذشته هستند افرادى كه با ملائكه در ارتباطند و با آنان سخن مى گويند و مشكلات خويش را از طريق آنان برطرف مى سازند [آيه سى ام سوره ى فصلت، اين مساله را ممكن مى داند. و حضرت آيت اللَّه جعفر سبحانى ادام اللَّه ظله صبح روز 25/ 8/ 1373 در درس اصول در رابطه با سالگرد رحلت علامه سيد محمد حسين طباطبايى - رضوان اللَّه عليه - فرمودند: معظم له از نظر تزكيه نفس و رسيدن به مرتبه اعلاى انسانيت تا به آنجا پيش رفت كه مى توانست صور برزخى را به همان كيفيت واقعى ببيند و با ملك در ارتباط باشد.]

جبرئيل در حضور فاطمه

حضرت فاطمه عليهاالسلام كه برترين زن جهان خلقت از اولين و آخرين است، بارها با ملائك و از جمله پيك وحى سخن گفت و با وى انس گرفت. حضرت امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايند:

ان فاطمه مكثت بعد رسول اللَّه