 صلى اللَّه عليه و آله خمسه و سبعين يوما و كان دخلها حزن شديد على ابيها و كان ياتيها جبرئيل فيحسن عزاها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه، و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان على يكتب ذلك. [اصول كافى، ج 1، ص 458، ح 1.] حضرت فاطمه عليهاالسلام پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز زندگى نمودند و در طول اين ايام فوق العاده در حزن و اندوه بسر مى بردند و جبرئيل به حضور وى رسيده و آن حضرت را در عزاى پدرش تسلى مى داد و با وى شريك غم مى گشت و از وضع رسول خدا و جايگاه عظيم او در پيش خدا سخن مى گفت و همچنين از سرنوشت تك تك فرزندانش بعد از شهادت فاطمه عليهاالسلام او را در جريان مى گذاشت و على عليه السلام نيز همه ى اينها را مى نوشت.

از عبارت «كان» در اين حديث استفاده مى شود كه رفت و آمد جبرئيل به حضور فاطمه و سخن گفتنش با وى محدود نبود، بلكه اين ارتباطها ادامه داشت و جبرئيل با فاطمه عليهاالسلام انس گرفته بود. و در حديث ديگر داريم كه هنگام وفات فاطمه و قبض روح ملك الموت از آن حضرت، جناب جبرئيل در حضور زهرا بود و حضرت زهرا خطاب به هر دو آنان فرمود: سلام بر جبرئيل، سلام بر ملك الموت. (حتى حضور ساير ملائكه نيز در كنار فاطمه عليهاالسلام محسوس بود.) [بحار، ج 43، ص 200: ان فاطمه لما احتضرت سلمت على جبرئيل و على النبى وسلمت على ملك الموت و سمعوا حس الملائكه و وجدوا رائحه طيبه كاطيب مايكون مى الطيب.]

جبرئيل حامل سلام خدا به فاطمه

عن ابى جعفر عليه السلام: لما اراد اللَّه تعالى ان ينزل عليها «مصحف» امر جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل ان يحملوه فينزل به عليها و ذلك فى ليله الجمعه من الثلث الثانى من اليل فهبطوا به و هى قائمه تصلى و سلموا عليها و قالوا: السلام يقرئك السلام و وضعوا المصحف فى حجرها. فقالت: للَّه السلام و منه السلام و اليه السلام و عليكم يا رسل اللَّه السلام. [عوالم، ج 11، ص 190.] امام باقر عليه السلام مى فرمايند: چون خداوند اراده كرد كه مصحف فاطمه را به آن حضرت بفرستد، به جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل دستور داد آن را به فاطمه عليهاالسلام برسانند و اين قضيه در نيمه ى شب جمعه اتفاق افتاد، آنان در حالى فرود آمدند كه آن بانو مشغول عبادت الهى بود. پس از عرض سلام به او گفتند: (خدا) بر تو سلام مى فرستد، آنگاه مصحف را به وى تحويل دادند.

فاطمه عليهاالسلام پس از تحويل مصحف گفت: بر خدا باد سلام و از او سلام و براى او سلام و براى شما سفيران پروردگارم سلام.

قابل توجه است جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل، كه هر سه از بزرگان ملائكه به حساب مى آيند، حامل سلام خدا به فاطمه عليهاالسلام بوده اند و مصحف فاطمه را به صاحب اصلى مى رسانند و با وى به گفتگو مى پردازند.

حضرت امام صادق در مورد نزول ملائكه به حضور فاطمه عليهاالسلام و سخن گفتنشان با آن حضرت مى فرمايند:

انما سميت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السما فتناديها كما تنادى مريم بنت عمران... فتحدثهم و يحدثونها... [جلاالعيون شبر، ج 1، ص 150 - بحارالانوار، ج 43، ص 78، ح 65.] فاطمه عليهاالسلام را از اين جهت محدثه خواندند كه ملائكه به حضورش شتافته و با وى مصاحبه مى كردند و سخن مى گفتند، همان طورى كه با مريم دختر عمران چنين بودند.

صفوف ملائكه در حضور فاطمه

ديدار ملائكه با فاطمه عليهاالسلام در اين چند جايى كه ذكر شد محدود نبوده، بلكه خداوند آنها را براى خدمت به فاطمه عليهاالسلام مامور و موظف ساخته بود و پيوسته در رفت و آمد به خانه و حضور زهرا بودند.

ملائكه گاهى حسنين را مراقبت و مواظبت مى كردند و گاهى براى آنان و خود فاطمه عليهاالسلام لباسهاى بهشتى مى آوردند و حتى در دستاس و آرد كردن جو و گندم ياور فاطمه عليهاالسلام بودند، و براى هرگونه خدمتگزارى صف كشيده و از هم سبقت مى گرفتند...

اگر كسى مختصر اطلاعاتى در مورد سيره ى آن حضرت داشته باشد، به يقين مى داند كه فاطمه عليهاالسلام كسى است كه پيوسته مشغول الطاف الهى بوده و فرشتگان آسمانى در ايام مختلف به خدمت او مى پرداختند...

روزى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به معرفى دخترش فاطمه عليهاالسلام پرداخت و او را برترين زن جهان از اولين و آخرين خواند، آنگاه اضافه كرد:

انها لتقوم فى محرابها فيسلم عليها سبعون الف ملك من الملائكه المقربين.

او هنگامى كه در محراب عبادت مى ايستد، هفتاد هزار نفر از ملائكه براى او سلام و درود مى فرستند... [عوالم، ج 11، ص 99.] از مجموع مطالب اين فصل، نتيجه مى گيريم كه يكى از امتيازات بزرگ فاطمه ى زهرا عليهاالسلام اين است كه وى با ملائكه سخن مى گفت و اخبار آينده و گذشته جهان را مستقيما از طريق پيك وحى جناب جبرئيل دريافت مى داشت و اين موضوع از نظر قرآن و احاديث ثابت است.فصل نوزدهم: مصحف فاطمه

پيشوايان معصوم ما داراى علومى بودند، كه از قدرت ساير افراد خارج است و از جمله منابعى كه در دست آنان بود و از آنها در اين زمينه استفاده مى كردند عبارت بود از:

1- جامعه 2- جفر 3- مصحف فاطمه.

جامعه چيست؟

آنچه از روايات اهل بيت عليهم السلام استفاده مى شود؛ جامعه كتابى است بسيار مفصل كه جبرئيل امين آن را بر قلب مبارك رسول خدا نازل نموده و سپس آن حضرت همه ى آنها را بر اميرالمومنين املا فرموده و على عليه السلام نيز آن را نوشته، كه تمام وقايع جهان از اول تا آخر و احكام مورد نياز جامعه در برمى گيرد. اين كتاب به قدرى بزرگ و جامع است كه طول آن هفتاد ذراع و به عرض چرمهاى معمولى مى باشد. در اين زمينه توجه شما را به يك روايت از امام صادق عليه السلام جلب مى كنم:

قال الصادق عليه السلام: ان عندنا الجامعه، و قال ابوبصير: جعلت فداك و ما الجامعه؟ قال: صحيفه طولها سبعون ذراعا بذراع رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و املائه و حظ على بيمينه، فيها كل حلال و حرام و كل شى يحتاج الناس اليه حتى الارش فى الخدش و ضرب بيده الى فقال: تاذن لى يا ابا محمد؟! قال: قلت جعلت فداك انما انا لك فاصنع ما شئت، قال: فغمزنى بيده و قال: حتى ارش هذا...

ابوبصير از شاگردان امام صادق از آن حضرت سوال كرد: فدايت شوم «جامعه» چيست؟حضرت فرمودند: كتابى است كه طول آن هفتاد ذراع به مقدار ذراع مبارك پيامبر، آن را پيامبر خدا ملا فرموده و على نيز با دستش نوشته و شامل تمام حلال و حرام و احكام خدا و هر آنچه مردم به آن نياز دارند مى باشد، حتى ديه ى كوچكترين خراش نيز در آن آمده است.

ابوبصير مى گويد: در اين هنگام امام عليه السلام با دستش مرا زد و فرمود: مرا اجازه مى دهى؟ گفتم: من در اختيار شما هستم، آنگاه با دست خود مرا مختصر فشارى داد و اظهار داشت. در «جامعه» حتى ديه اين كار نيز آمده است. [اصول كافى، ج 1، ص 239، ح 1- بصائر الدرجات، ص 152، ح 3- بحارالانوار، ج 26، ص 38 ح 70.] - [روايات در اين زمينه فوق العاده زياد است و چون اين موضوع از بحثهاى اصلى كتاب نمى باشد، از بحث و تحقيق بيشتر در مورد آن خوددارى مى كنيم.]

جفر چيست؟

در روايات آمده است كه «جفر» ظرفى است از پوست به وسعت پوس